حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نهم ذی الحجه

04 آبان 1391 توسط خضری

a

 

نهم ذى الحجه شهادت حضرت مسلم ابن عقيل عليه السلام

مظلومى آل مرتضى پيدا شد

 

در كوفه دوباره محشرى بر پا شد

 

مهمان غريب كوفه را دريابيد

 

زيرا كه اسير فتنه اعدا شد

كفن پوش عشق

مى بينمت اى سفير سفر انقلاب كه سفارتت را آغاز كرده اى ، دعوتى كه هيجده هزار دعوتنامه داشته است ، و در بيابانهاى تفديده ، راه مى سپرى و پرچم فراز مند نهضت ازاد يبخش حسين عليه السلام را بر دوش مى كشى و نستوه و استوار، با طنين گامهاى قهرمانانه ات ، سكوت سرد و مرگ افزاى چندين ساله تاريخ اسلام را درهم مى شكنى. جوانمردى ، وفا، و دريا دلى به تو ايمان آورده اند و ارزشها، هرگز، پاسدارى ، پايدارتر از تو نديده اند

آن شب ، كه با غافلگيرى و ترور عامل دشمن ، فقط و فقط براى ارزشها، به مخالفت برخاستى ، همه خصلتهاى آسمانى ، بنده ارزش خريد تو شدند. ارى وفا از اينكه چون توئى را در كوفه ، شهر بى وفايان ، در كوى بى وفايى مى ديد، شرمسار بود و اين ازرم را كه از حضور وفا مردترين يار اباالاحرار در ان خلوت خالى از مردانگى و غيرت ، احساس مى كرد نمى توانست پنهان كند.

اى الگوى بزرگ مقاومت ، اى اسوه صبر و استوارى ، از ان لحظه هاى خون و خشم ، شمشير و تكبير، و روياروئى نا برابر نور و ظلمت چه بگويم كه كار و كارزار از جنگ تن به تن گذشته بود و تبديل به جنگ تن به تن ها شده بود.

رزم حماسه آفرين تنى تنها و دور از ديار با تن ها و گرگهايى تا دندان مسلح ، با نگهبانان اشرافيت و حافظان شيطان.

عدالت بر خود، لحظه اى غم افزاتر از آن هنگام تنهايى تو در آن هنگامه خون و آتش ، نديده است . دلهاى همه خدا پرستان ، از ان روز و دقيق تر بگويم از آن شب ، خانه تو شد، (از آن شب ) كه بر درگاه خانه آن زن و در جواب سئوالش ‍ ناليد كه : من در اين شهر، خانه اى ندارم.

هنوز و هماره ، خونرنگى شفق ، از شرمگينى ان شامگاهان است ، ان شام شوم و آن شب تا ابد سياه كه در كوچه هاى شهر هيجده هزار دعوتنامه اى ، تنها ماندى و از هيچ پنجره اى ، نورى ، هر چند نا چيز، سوسو نمى زد.

هر وقت به ان تنهايى تاريخى ات فكر مى كنم و ان خاطره غمبار را ياد مى اورم به اين نتيجه مى رسم كه غمى كه هر غروب را مى اكند، غم توست و غروب ، ائينه دار غصه هاى توست ، و ابهام راز الودش از سر گذشت تو نشئت گرفته است.

اى عارف عرفه ، اى شاهد عرصات ، اى سفير ثوره واى شهيد عرفات.

اى فرستاده فرزانه حسين عليه السلام ، به تنهائيت در كوچه هاى تنگ و تاريك و مالا مال از آتش و دود كوفه سوگند دلهايمان ، دشتهاى وسيعى است كه در ان ، الاله هاى سرخ و شقايقهاى ارغوانى عشق تو و مولاى تو، روئيده است . مسلم تو از بام قصر قساوت بر زمين نيفتادى . هرگز، كه در دلهاى ازادگان و عدالت دوستان و ظلم ستيزان جاى گرفتى ، تو به ميهمانى دلهاى عاشق رفتى و قلبهاى مومنى كه عرش الرحمان گفته شده اند، جايگاه توست اى عبد صالح رحمان.

مى بينمت بر تارك تاريخ ، بشكوه ايستاده اى و قامت خونينت از زخمهاى كشيده شدن پيكرت بر سنگفرشهاى كوفه ، ستاره باران است . سنگفرشهاى كوى و برزن كوفه ، وقتى با بدن مطهرت مماس بودند، بر عرش ،پهلو مى زدند، ديگر سنگفرش نبودند بلكه سنگ عرش شده بودند.

تمام ابهاى جهان و بى كرانگى اقيانوسهاى زمين ، وآمدار و شرمسار ان لحظه اب خواستن و ابخوردن تو هستند. تا، لب گذاشتى ، ظرف اب ، بحر احمر شد و ظرفيت و گستره وجود تو را به حكايت نشست.

اه چه بگويم ؟ كه مى بينم از بام دارالاماره و از سر دار، بر سرداران جهان ، امارت مى كنى و هر جا حق طلب و ظلم ستيزى است مسلم تو شده است.

چاه ها چاله هاى انباشته از آتش و شمشير، گواه روشنى است . بر اين حقيقت آفتابى كه تو آفتابى و تسليم ، تسليم توست . اى سلم بزرگ ؛ عزت و شرف ، بندگان مودب استان رفيع تو هستند و در قدمت به خاك ادب افتاده اند.

اى شهيد پيشتاز كربلا، هنوز، عطر دل انگيز ان سلام ملكوتى كه به عنوان حسين عليه السلام فرستادى در فضاى آسمان فتوت ، برادرى و انسانيت ، با مشام جان استشمام مى شود و روح را روحانيت و طور سيناى سينه ها را طراوتى تازه مى بخشد.

به سلام قسم ،… الملك القدوس السلام … سلامى دل انگيزتر از سلام تو در حافظه تاريخ نيست . سلامى از اسلام ناب يك مسلم .

تو از كوه استوا ترى و استوارى عكس برگردان ضايع و كمرنگى است از تو، از همان ايستادن بر بام و به سلام.

اه … باز هم اه … از اين غم ، كه براى عاشقانت ، هممين يك غم كافى است تا هيچ گاه به سرور ننشينند، غم جانكاه ان لحظه كه امام نازنين نازدانه ات را بر زانوى مهر نشاند و ديگر دختركان كاروان ، نگاه معنى دار و غم الودى به يكديگر كردند و لب گزيدند.

دست مهربان و نوازشگر امام كه بر سر دختر تو كشيده مى شد، اعلاميه اى بود، اعلاميه وصال مسلم به ملكوت تو در عرفه شهيد شدى تا دعاى ، عرفه مولى الكونين را تفسير كنى و حماسه مسلم بودن و تسليم نشدن را بيافرينى.

سفير حسين عليه السلام

آنشب كه شهر كوفه در اشوب غم بود

 

نامه نگاران را قلم تيغ ستم بود

 

آنشب كه عروس حجله شب شعر ميخواند

 

اشعار غم با واژه هاى بكر ميخواند

 

آنشب زمين از پرده دل ناله ميزد

 

داغ شقايق را به قلب لاله ميزد

 

آنشب حكومت بود سر تا پا نظامى

 

حامى يك مامور جلبش صد حرامى

 

در كوچه اى مرد غريبى راه ميرفت

 

از بى پناهى در پناه اه ميرفت

 

مرغ دلش گاهى هواى يار ميكرد

 

از خستگى گه تكيه بر ديوار ميكرد

 

در كارگاه لب درنا سفته مى سفت

 

اسرار دل را اين چنين با باد ميگفت

 

اى باد صرصر همتى چون وقت تنگ است

 

چرخ زمان ابستن اشوب جنگ است

 

دارم بتو من دست استمداد اى باد

 

چون هستيم را داده ام بر باد اى باد

 

اينك كه در اين شهر دلدارى ندارم

 

تنهاى تنها هستم و يارى ندارم

 

از من ببر در نزد دلدارم پيامى

 

زيرا كه غير از او ندارم من امانى

 

از قول من بر گو تو با نور دو عينم

 

فرزند دلبند على يعنى حسينم

 

مولاى من از كوفيان قطع نظر كن

 

كوفه مياعزم سفر جاى دگر كن

 

مولاى من جان رسول الله برگرد

 

دانم كه در راهى ولى زين راه برگرد

 

اينان كه بر لب نعره تكبير دارند

 

جاى وفا زير عبا شمشير دارند

 

شمشيرها شان بهر قتلت تيز گشته

 

پيمانه ها شان از ستم لبريز گشته

 

با سنگ و تير و نيزه ها شان ميزبانند

 

آماده از بهر ورود ميهمانند

 

اى يوسف من پا سر بازار مگذار

 

پا بر سر بازار اين اشرار مگذار

 

اينجا متاع عاشقى را مشترى نيست

 

اين فرقه را كارى بجز غارتگرى نيست

 

اينان همه ايفا گران نقش خونند

 

چون بيخبر از سنگر عشق و جنونند

 

تنها بيا اما مياور خواهرت را

 

تنها به خواهر ان سه ساله حضرت را

 

ائى اگر در كوفه اى فخر زمانه

 

دشمن زند بر خواهر تو تازيانه

 

ائى اگر در كوفه ميگردد به سيلى

 

مانند زهرا روى اطفال تو نيلى

 

ائى اگر در كوفه بينى داغ اكبر

 

انسان كه رويد لاله ها از باغ اكبر

 

 

 نظر دهید »

فضل و دانش امام باقر (ع)

03 آبان 1391 توسط خضری

 

 

فضل و دانش امام باقر(عليه السلام)

امام محمّدباقر(عليه السلام) در دوران امامت خود، به نشر و پخش معارف دين به ويژه فقه و احكام اسلامى پرداخت و ضمن حلّ مشكلات علمى به تعليم و تربيت شاگردانى فاضل و آگاه مانند: محمّدبن مسلم، زرارة بن اعين، ابونصير، هشام بن سالم و جابربن يزيد و حمران بن اعين و بُريدبن معاويه عجلى، همّت گماشت.
آن حضرت در فضل و فضيلت، زهد و تقوا، اخلاف و معاشرت، سر آمد بزرگان بنى هاشم در عصر خود بود.
آوازه علوم و دانش او چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعنى شكافنده دانش ها گرديد.
يكى از علماى بزرگ سنّى به نام ابن حجر هيتمى درباره او مىنويسد:«محمّد باقر به اندازه اى گنج هاى پنهان معارف و دانش ها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمت ها و لطايف دانشها را بيان نموده كه جز بر عناصر بى بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همين جاست كه وى را شكافنده دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده اند. «عبدالله بن عطا يكى از شخصيّت هاى علمى زمان امام، می گويد:«من هرگز دانشمندان اسلام را در هيچ محفل و مجمعى به اندازه محفل محمّد بن على(عليه السلام) از نظر علمى حقير و كوچك نديدم.»امام باقر(عليه السلام) در سخنان خود، اغلب به آيات قرآن كريم استناد مىنموده و از كلام خدا شاهد مىآورده و فرموده است: «هر مطلبى را گفتم، از من بپرسيد كه در كجاى قرآن است تا آيه مربوط به آن موضوع را معرّفى كنم.»

 

 نظر دهید »

اشعارشهریار

03 آبان 1391 توسط خضری

اشعار شهریار

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

كه به ما سوا فكندی همه ساه هما را

دل اگر خداشــــــناســـی همه در رخ علــی بیـــن

به علـــــی شــناختم من به خدا قســـــــم خدا را

به خـــــــــدا كه در دو عالم اثـــر از فـــــنا نـماند

چو علـــــی گرفته باشـــــــی سـرچشــــــمه بقا را

مگر ای ســــــحاب رحمـــت تو بیاری ارنه دوزخ

به شــــــــرار قــــهر ســوزد همه جان ما سوا را

برو ای گــدای مســـــــكین در خانـه علــــــی زن

كه نگین پادشــــــــاهی دهد از كــــــــرم گدا را

به جــــــز از علـــــی كه آرد پســـری ابوالعجائب

كه علم كند به عالـــــــم شـــــــهدای كربـــلا را

چو به دوســـت عــــهد بندد زمـــــــیان پاكبـازان

چو علــــــــــی كه می تواند كه به سر برد وفا را

نه خدا توانمنش خواند نه بشر توانـمنش گفــت

متحیــــــرم چه نامــــم شـــه ملــــك لافتـــی را

بدو چشم خون فشانم هله ای نســــــیـم رحمــت

كـــه زكـــوی او غـــباری به مـــــن آرتــوتـیا را

به امــــید آنكـه شــــــایــد برســد به خاك پایـــت

چــه پــــیامها ســــپردم همــــه سوز دل صــبا را

چــو تویی قضـــای گــردان به دعای مســتـمندان

كه زجــــان مــا بگــــــردان ره آفـــت قضــــا را

چه زنـــم چــو نای هر دم زنوای شـــــوق او دم

كه لســــان غیـب خوشــــــتر بنــوازد این نوا را

همه شــــب در این امیدم كه نســــیم صبحگاهی

بــــه پــــــیام آشــــــــــــــنایی بنوازد آشـــــنا را

زنــــوای مــــرغ یا حق بشــــنود كه در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

 نظر دهید »

بدون شرح

03 آبان 1391 توسط خضری

 1 نظر

روزعرفه راازدست ندهید

03 آبان 1391 توسط خضری

روز عرفه را از دست ندهید

 آیت الله ‘مجتبی تهرانی’ با بیان فضیلت های روز عرفه به مردم سفارش كردند: این فرصت را كه بهترین فرصت است؛ به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را كه در روایات وارد شده؛ از دست ندهید.

* دعا در شب عرفه مقبول و مستجاب است

در روایتی نقل شده است كه شب عرفه هر دعای خیری كه انسان بكند به اجابت می رسد؛ و برای كسی كه در شب عرفه اطاعت الهی را بكند و اعمال صالحه انجام دهد، معادل 170 سال اطاعت و عبادت است؛ یعنی از نظر پاداش چنین چیزی به او داده می‏شود.

* اعمال صالح برابر 170 سال عبادت است

این روایت، عظمت شب عرفه را می رساند. لذا امشب را قدر بدانید! اولین مساله‏ای كه درباره این شب تاكید شده ‘دعا كردن’ است و در روایت دارد كه دعا كنید! دعای خیر كنید! و بدانید كه این دعاها به اجابت می رسد. مقید باشید كه امشب، مشغول غیر عبادت نباشید! كاری كنید كه اشتغالات كنار برود تا بتوانید به سوی عبادات و صالحات بروید!

وقتی چنین معادله‏ای هست كه عبادت امشب مانند عبادت 170 ساله است، خیلی انسان باید مراقبت و جدیت داشته باشد. این خیلی قابل توجه است، چون این شب یكی از بزرگترین فرصت هایی است كه ما داریم.

* اثر دعا برای دیگران و پشت سر آنها

درباره دعا كردن هم بگویم كه در روایتی از امام باقر (ع) آمده است كه حضرت فرمودند سریعترین دعایی كه به هدف اجابت می‏رسد، دعایی است كه یك برادر مومن، برای برادر مومن دیگرش می‏كند و پشت سر او برایش از خدا خیر می‏خواهد؛ نه در حضورش. یعنی هركس برای دیگری دعا كند، به سرعت به اجابت می رسد.

وقتی این شخص شروع می‏كند به دعا كردن برای برادر مومنش و پشت سر او، آن فرشته‏ای كه برای گرفتن دعاها موكل شده است، جواب می‏دهد: بله! ‘و لك مثلاه’ یعنی این چیزی كه برای برادرت خواستی، برای خودت دو برابرش برآورده شد. یعنی همین كه برای دیگری خیر خواستی و دعایش كردی، برای خودت دو برابرش منظور و مستجاب می‏شود.

* امشب را قدر بدانید!

از غروب شب عرفه تا غروب روز عرفه زمان بسیار بزرگی است. این را گفتم تا امشب كه به حسب ظاهر شب عرفه است و موقعیت بسیار خوبی است، هم دعا كنید و هم به اعمال صالحه مشغول شوید! این را هم بدانید كه دعاهایی كه می‏كنید اگر برای دیگران باشد، چیز بیشتری نصیبتان می‏شود. خدا كند یكی از آن كسانی كه شما دعا می‏كنید من باشم…

* روز عرفه، روز درخواست از خداوند

در روایتی است كه از پیغمبر اكرم(ص) نقل شده است كه خداوند وحی فرستاد به بعضی از پیامبرانش كه این متن وحی الهی است كه بر فرض كه اهل هفت آسمان و تمام زمین، همگی از من درخواست كنند و به هركدام هرچه كه خواستند را بدهم، از خزانه، حكومت و فضل الهی ذره‏ای كاسته نمی‌شود؛ حتی مثل یك بال پشه هم از خزانه من كم نمی‌شود؛ و چه‏طور ممكن است كه از فضل الهی كاسته شود در حالی كه من سردمدار آن هستم!؟

* روز امید خوشبختی برای همه

روایتی دیگری از امام زین العابدین (ع) علیه آمده كه محدث قمی هم آن را در مفاتیح نقل كرده است؛ در آن روایت آمده است كه روز عرفه بود و حضرت دیدند كه سائلی دارد از مردم، یعنی غیر خدا، درخواست می‌كند؛ حضرت به او فرمود: وای بر تو! در چنین روزی از غیر خدا تقاضا و درخواست می‌كنی!؟ و حال آنكه امید می‌رود در چنین روزی فضل الهی شامل طفل‌هایی شود كه در رحم مادر هستند. امید است كه اینها خوشبخت و سعادتمند شوند.

* روز عرفه، روز دعا و درخواست

یكی از آن مقاطعی كه این اسلحه بردش بیشتر است و در اجابت سرعت دارد، ‌روز عرفه است. حتی تعبیر امام باقر(ع ) این است كه اصلا‌ روز عرفه، روز دعا و درخواست از خداوند است. یعنی در این مقطع زمانی بخصوص سرعت اجابت دعا بیشتر است.

* تنها امید جاماندگان

حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمودند: اگر كسی در ماه مبارك رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگیرد غفران برای او نیست مگر آنكه عرفه را درك كند.

از این روایت دو مطلب به دست می‏آید: یكی، عظمت ماه مبارك رمضان از نظر گسترش مغفرت الهی است كه همه را در بر می‌گیرد. دوم، عظمت عرفه است. در ماه مبارك رمضان، زمان مطرح است. ممكن است برای عرفه هم زمان مطرح باشد؛ یعنی روز خاص و هم مكان مورد نظر باشد كه آن زمین عرفات است. ولی مسلّماً زمان در اهمیت موضوع دخالت دارد كه روز عرفه است.

از لحاظ قید زمان، اگر كسی در ماه مبارك رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگرفت، مسلما اگر در روز عرفه از خداوند طلب مغفرت كند مورد مغفرت الهی قرار خواهد گرفت.

* فضیلت زایرین امام حسین (ع) در عرفه

مسأله مهم در روز عرفه زیارت امام حسین (ع ) است كه در حدیث آمده است خداوند قبل از آنكه به سرزمین عرفات نظر كند، به زایرین امام حسین(ع ) نظر می‌افكند و این نظر افكندن در زمان‌های حساس و سرنوشت‌ساز مانند شب قدر، عید فطر، عید قربان و عید غدیر می‌باشد كه افضل اعمال در این زمان‌ها زیارت امام حسین(ع ) است.

* این روز را از دست ندهید!

هر لحظه‌ای از لحظات امروز برای ما گرانبها است؛ بخصوص برای دعا و درخواست از خداوند. این فرصت بهترین فرصت است. پس این فرصت را از دست ندهید! به خصوص از ظهر تا هنگام غروب را كه در روایات وارد شده است. به دوستان می‏خواستم سفارش كنم كه این چند ساعت را غنیمت بشمارید.

بدانید اگر می‏خواهید مشكلاتتان را حل كنید ـ‏كه همه ما ‏مشكلات داریم‏ـ بیایید ‌این چند ساعت را درِ خانه خدا بروید و از او بخواهید؛ چه حاجت‏های مادی را و چه معنوی را، همه را از او بخواهید. چون امروز برد دعا خیلی زیاد است. بخصوص درباره دیگران اگر دعا كنید، ما در روایت داریم كه خدا چند هزار برابر به شما اعطا می‏كند. از همه شما التماس دعا دارم؛ من را هم فراموش نكنید و دعا كنید

 2 نظر

ای همسفربا اشکهایم

03 آبان 1391 توسط خضری

 


سر می‏گذارم روی زانو
سرشار از مرثیه‏ هایم
با من بگو از غربت شهر مدینه
از عطر تربت‏های آذین گشته با اشک
از داغ‏های گرم روییده به هامون
از کهکشان‏هایی که امشب داغدارند
از سینه‏ هایی که در آن پیچیده ناله
امشب هوای بقیع دارم؛ هوای غریبانه غربت؛ تا تصویر اندوهم را، در اشک ریزانِ ستاره‏ هانظاره کنم.
امشب دلم سرشار اندوه است؛ گویی شام غریبان است و من، غریبانه در نگاهِ خیمه‏ ها،آب می‏شوم
مولاجان، ای معلم عطوفت، مهر، جهاد و شهادت وای شکافنده‏ هستی علوم!
چقدر سخت است، یادآوری رنج‏هایت؛ از مدینه تا کربلا، از کربلا تا مدینه!
آه! از مردمانی که طاقتِ شکوهمندی‏ات را نداشتند و به آفتاب جمالت، رشک می‏بردند
اگر نبود وجودِ نازنین تو، ابرهای تیره‏ انحراف، آسمان اسلام را می‏پوشاندند و گلستان شریعت نبوی

صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم ، به کویری سترون مبدل می‏شد.
مولاجان! اگر نبود جویبار غایتت، جهل و خرافات، بر گستره‏ ی سبز زمین ریشه می‏دوانید.
تو بودی، که چلچراغ تمدن اسلامی را، بر شاهراه حقیقت آویختی و از سر ریز انوار الهیِ علومت،

دل‏های مصفّا، به آفتاب رسیدند.
تو بودی، مولاجان! که آیینه‏ ی تمام نمای شریعت شدی؛ تا پویندگان معرفت، نظاره‏ گر قامت حقیقت

باشند؛ حقیقتی که سرچشمه از کوثرعلوی گرفته و تا بی‏نهایت، تا آن‏سوی ابدیت، جاری است.
مولای من، ای باقر علوم آسمانی، ای حجت خداوند وای مظلوم‏ترین فریاد تاریخ! کاش، شمعی بر

مزار غربت و تنهایی‏تان می‏شدم؛ شامگاهانی که خورشید، از سر مزارتان می‏گذرد و با شفق دیدگانش،

به غبارروبی می‏پردازد.


چقدر غروب‏های بقیع دلگیر است! با آن غربت و تنهایی که از بیت الاحزان زهرایی‏ات می‏ تراود.


مولاجان!
امشب دل شکسته‏ ی ما را،به عنایتی بنواز…                                  

                                                                           سیدعلی اصغر موسوی                                

 نظر دهید »

حدیث روز

03 آبان 1391 توسط خضری

 

 

قالَ الامام الجواد عليه السلام : عِزُّالْمُؤْمِنِ غِناه عَنِ النّاسِ.

فرمود: عزّت و شخصيّت مؤ من در بى نيازى و طمع نداشتن به مال و زندگى ديگران است.

 نظر دهید »

حدیث روز

02 آبان 1391 توسط خضری

 


 

 .قالَ الامام الجوادعليه السلام : أ فْضَلُ الْعِبادَةِ الاْ خْلاصُ

فرمود: با فضيلت ترين و ارزشمندترين عبادت ها آن است كه خالص و بدون ريا باشد.

 1 نظر

صمیمانه با خدا

01 آبان 1391 توسط خضری

 

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم …
گفتی: فانی قریب
     .:: من كه نزدیكم (بقره/
۱۸۶) ::.

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم …
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و
با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
  .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/
۲۲) ::.

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی …
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/
۹۰) ::.

 

گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
  .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/
۱۰۴) ::.

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم …
گفتی:
الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
 .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/
۵۳) ::.

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/
۱۳۵) ::.

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
 .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/
۲۲۲) ::.

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك     
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/
۳۶) ::.

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و

ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش

و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون

بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) 

 

 نظر دهید »

دلنوشته به امام زمان (عج)

01 آبان 1391 توسط خضری


بسمه تعالی

باز هم سلام، تلألو آسمان هرجمعه برفراز ندبه ها رو به خورشید می ایستم و دستان تو را در هرم حور می جویم

درباران چشمهایت را به نظاره می نشینم …

غروبها خیره به ماهی هستم که جرعه ای ازآسمان فروزان توست ماه فقط به زیبایی معروف است و نمی دانند که

امام من انتظار دورانها مظهر زیبایی در آغوش زمان به قنوت ایستاده است،چقدر دلگیر است  از اینکه فردی تمام شب

به انتظار خودش قنوت بگیرد….

هر هفته پا برهنه می دوم در صحرایی که تو «هل من ناصر ینصری » سر می دهی. جمعه که می شود می نشینم

  وداد می زنم به انتظارت نشسته ام!

حالا تازگی ها فهمیدم به انتظار تو باید ایستاد…

تازگی ها خیلی چیزها فهمیدم از دنیای اطرافم ،فهمیدم شبنم چیست! اشک گلها ست از فراق تو …

فهمیدم وقتی بیایی 13 به درمی شود 14بدر، کی می شود به در شویم از انتظار چهاردهمین اخترمان ؟!

به در شویم از همه ی غصه هایمان…

از غمی که قرنها ست دامان شتر را گرفته است، وقتی تو بیایی عشق کامل می شود

وقتی بیایی هر 4فصل سال بهار است ،ای نماد بهار با حضورت ثانیه ها معنا ندارند …

هر سال یک ثانیه است  حضورتو روشنی بخش زمان است . صاحب عصر والزمان ،آقای عزیزم ، گاهگاهی که یادت

می افتم می گویم جرا برای امام حسین (علیه السلام) گریه کنم حسین، اباالفضل داشت 72تن یار داشت وهم

دردهایش زینب بود.

چرا برای امام علی (علیه السلام) گریه کنم ، علی  (علیه السلام) که فاطمه و زینب (سلام الله علیها )  داشت

حسن و حسین داشت ابوذر و غفار داشت ، میثم تمار داشت.

 آقای غریب من امام زمان من مهدی بی کس من که را دارد وهم دردهایش کیست؟

نکند مرهم زخم آقا نخل و دل چاه شود،نکند آقای ما بی کس و بی یار شود.

از همین امروز مراقب غربت آقایمان باشیم.                                

                                                                                     مائده زارعی     

 4 نظر
  • 1
  • ...
  • 60
  • 61
  • 62
  • ...
  • 63
  • ...
  • 64
  • 65
  • 66
  • ...
  • 67
  • ...
  • 68
  • 69
  • 70
  • ...
  • 92

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس