حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

متن پیام مقام معظم رهبری به کنگره میرزا کوچک خان جنگلی

12 آذر 1391 توسط خضری

میرزا یک واحد مینیاتوری از جمهوری اسلامی را بنیان گذاشت

 (۱۳۹۱/۰۹/۱۱ - ۱۲:۰۰)

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به کنگره بزرگداشت میرزاکوچک خان جنگلی با اشاره به اینکه منشاء حرکت میرزا کوچک خان یک منشاء صددرصد دینی و اعتقادی است

تاکید کردند: ایشان یک واحد مینیاتوری از نظام اسلامی را در همان محدوده خاص خود-گیلان- ایجادکرد.
متن پیام مقام معظم رهبری که صبح روزشنبه از سوی آیت‌الله  زین العابدین قربانی، نماینده ولی فقیه در استان گیلان و امام جمعه رشت، قرائت شد به شرح زیر است:

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم*‌

قضيّه‌ى مرحوم ميرزا كوچك جنگلى يك قضيّه‌ى ويژه است؛ اگرچه كه در آن دوره‌ى خاص - يعنى در

دوره‌ى فاصله‌ى بين مشروطيّت و سرِ كار آمدن رضاخان - حوادث گوناگونى در كشور به‌وجود آمده و هم‌زمان

با نهضت جنگل، چند كار بزرگ ديگر هم در گوشه و كنار كشور - مثل مرحوم شيخ محمّد خيابانى در تبريز، يا كلنل محمّدتقى خان پسيان در مشهد - اتّفاق افتاده كه اينها همه تقريباً هم‌زمان است، لكن قضيّه‌ى جنگل يك قضيّه‌ى ويژه است. خب ما قضاياى تبريز را و حضور مرحوم شيخ محمّد خيابانى و اينها را خوب ميدانيم ديگر، هم در تاريخ نوشته شده و هم قضاياى خصوصى و اطّلاعات زيادى داريم، امّا آن صبغه‌ى مردمى و نجابتى كه در كار مرحوم ميرزا كوچك خان جنگلى هست، در هيچ كدام از اين دو سه كار ديگرى كه هم‌زمان در آن دوره اتّفاق افتاد در سرتاسر ايران، نظير ندارد. ميرزا كوچك - همين طور كه اشاره كرديد - يك روحانى است، يك طلبه است. البتّه من شنيده بودم، نقل شد براى ما از سالها پيش كه ايشان

مرحوم ميرزاى شيرازى را درك كرده، لكن خيلى باوركردنى نيست. اين را مرحوم پدرم نقل ميكرد ازمرحوم آ سيّد على‌اكبر مرعشى - كه شوهر خواهر پدر ما بود، يعنى باجناق مرحوم شيخ محمّد خيابانى بود - كه او

از بزرگان علمايى بود كه منزوى بود در تهران؛ او گفته بود كه ميرزا كوچك درس ميرزا را درك كرده. به نظرم نمى‌آيد اين خيلى قابل تأييد باشد، زيرا كه سنّ ميرزا كوچك در وقتى كه ميرزاى شيرازى از دنيا رفته، چهارده پانزده سال بيشتر نبوده، بعيد به نظر ميرسد كه ايشان توانسته باشد درك كند مرحوم ميرزاى شيرازى را؛ لكن در اينكه طلبه بوده، در اينكه روحانى بوده، هيچ شكّى نيست؛ در حوزه‌ى خودِ رشت، بزرگانى هم در آن وقت بوده‌اند كه ميتوانسته از آنها استفاده كند، در اين هيچ ترديدى نيست.. بنابراين منشأ حركت ميرزا كوچك خان يك منشأ صددرصد دينى و اعتقادى است رفتار او هم يك رفتاراو دينى و اعتقادى است، يعنى انسان مشاهده ميكند با اينكه در درون تشكيلات خودشان مخالفينى داشت،

بعضى از اقشار گوناگون ممتاز هم با او مخالفت ميكردند، امّا مرحوم ميرزا كوچك در برخورد با اينها كاملاً

حدود شرعى را رعايت ميكرده و اهل درگيرى با داخل نبوده‌. مثلاً كسانى بودند كه‌ مخالفتهاى اعتقادى

با ايشان داشتند؛ همراهان ايشان - آن افراطى‌ها- ميگفتند اينها را بزنيم سركوب كنيم!

ميرزا كوچك نميگذاشته، جلوى اينها را ميگرفته و مانع ميشدهاز اينكه اين كار را بكنند؛ يعنى رفتار هم يك رفتار دينى است.

 و حركت، يك حركت صددرصد اسلامى و ايرانى است. خب آن زمان - ميدانيد ديگر - آن غوغاى نهضت ماركسيستى و تشكيل شوروى و هياهويى كه در دنيا و در بين ملّتها راه افتاده بود و جاذبه‌اى كه براى بعضى از ملّتها به‌وجود آورده بود، طبعاً يك عده‌اى را مجذوب خودش كرده بود و دوروبرى‌هاى ايشان هم از اين طريق به ايشان خيانت كردند؛ لكن اين مرد، هم به‌خاطر پايبندى‌اش به اسلامْ جذب تفكّر ماركسيستى نشد و رد كرد به‌طور صريح و قاطع آن نظريّه را - با اينكه جزو نزديك‌ترين‌هايى كه با او از اوّل همراه بودند، گرايش پيدا كردند؛ البتّه آنها هم ناكام از دنيا رفتند، هيچ‌كدام آنها هم خيرى از اين زندگى نديدند و از آن جريان بلشويكى هيچ خير و تجاوب جوانمردانه‌اى مشاهده نكردند - و مخالفت كرد، هم با اجنبى مخالف بود؛ يعنى چون سياستى بود كه از طرف اجانب بود، با اينكه اينها مقابله‌شان با دستگاه‌هاى حاكم مثل انگليس و روسهاى قزّاق و مانند اينها بود، امّا درعين‌حال به آن طرف هم جذب نشد؛ استقلال را حفظ كرد. يك نمونه‌ى خيلى برجسته‌اى است ميرزا كوچك خان؛ خداوند ان‌شاءاللّه درجاتش را عالى كند.

 كار شما هم با اين اهدافى كه ذكر كرديد و با ترتيبى كه گفتيد بسيار كار خوبى است. البتّه كتاب درباره‌ى ميرزا كوچك زياد نوشته شده. خوشبختانه اخلاص اين مرد موجب شده كه بر خلاف ديگر كسانى كه در اين صراطهاى مبارزات و مانند اينها وارد شدند، اسمش سر زبانها باشد و همه بشناسند او را، در حالى كه خيلى از اين كسانى را كه من اشاره كردم مردم نمى‌شناسند اصلاً و اسمشان را هم - بعضى‌ها را - نشنفته‌اند، لكن ايشان در بين مردم شناخته شده است، كتاب درباره‌اش نوشته شده. سعى بشود يك كار جامع و داراى نكته - نكته‌هاى اساسى زندگى او - به‌وجود بيايد، تا ان‌شاءاللّه چهره‌ى او بيشتر در بين مردم ما، جوانهاى ما شناخته بشود.

 بله يك واحد مينياتورى را ايشان از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى را در رشت و در همان محدوده‌ى خاصّ خودش - گيلان - به‌وجود آورده. از شما دوستانى كه در اين زمينه كار ميكنيد متشكّريم، و ميخواهيم هم كه همكاران دولتى و مسئولين تبليغاتى و مانند اينها با شما همكارى كنند، و كمك كنند ان‌شاءاللّه اين كار به بهترين وجهى تمام بشود.

 والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‌

 نظر دهید »

حدیث روز

12 آذر 1391 توسط خضری

 

 

قالَ  الامام الجواد عليه السلام :

 ثَلاثُ خِصالٍ تَجْتَلِبُ بِهِنَّ الْمَحَبَّةُ: الاْ نْصافُ فِى الْمُعاشَرَةِ، وَ الْمُواساةُ فِى الشِّدِّةِ، وَ الاْ نْطِواعُ وَ الرُّجُوعُ إ لى قَلْبٍ سَليمٍ

فرموند:  امام جواد(علیه السلام)

 سه خصلت جلب محبّت مى كند: انصاف در معاشرت با مردم ، همدردى در مشكلات آن ها، همراه و همدم شدن با معنويات.

 نظر دهید »

عروسی شهید حجت الاسلام ردانی پور

11 آذر 1391 توسط خضری

عروسی شهید حجت الاسلام ردانی پور

طلبه شهید مصطفی ردانی پور شب حضرت زهرا سلام الله علیها را در خواب می بیند که به عروسی اش آمده ، شهید ردانی پور به ایشان می گوید: خانم ! قصد مزاحمت نداشتم ، فقط می خواستم احترام کنم. حضرت زهرا سلام الله علیها پاسخ می دهند: «مصطفی جان! ما اگر به مجالس شما نیائیم به کجا برویم؟»

ازدواج شهید ردانی پور

هر وقت که مادر برای سرو سامان دادن پسرش نقشه ای می کشید و او را در خلوتی به کنار می کشید می شنید که مصطفی می گوید:

بچه های مردم تکه پاره شدن ،افتادن گوشه کنار بیابون ها ،اون وقت شما می گین کارهاتو ول کن بیا زن بگیر ! با همه این اوصاف شنیده بود.

امام (ره ) گفته‏اند با همسرهای شهدا ازدواج کنید. مادر هم که دست بردار نبود و تو گوشش می خواند که وقت زن گرفتنت شده. بالاخره راضی شد و مادر و خواهرش را فرستاد بروند خواستگاری.

بهشان نگفته بود که این خانم همسر شهید است. ایشان همه خواستگارها را رد می کرد، مصطفی را هم رد کرد.

مصطفی پیغام فرستاد امام (ره ) گفتن:

«با همسرهای شهدا ازدواج کنید » باز هم قبول نکرد او می خواست تا مراسم سال همسر شهیدش صبر کند.

 دوباره مصطفی پیغام فرستاد که شما سید هستید می خواهم داماد حضرت زهرا (س) باشم. دیگر نتوانست حرفی بزند . جوابش مثبت بود. 

امام خطبه عقدشان را خواند. مصطفی گفت:

«آقا ما را نصیحت کنید » امام (ره) به عروس نگاهی کرد و گفت: « از خدا می خواهم که به شما صبر بدهد»

حضور حضرت زهرا س در عروسی شهید ردانی پور

طلبه شهید مصطفی ردانی پور برای عروسی اش علاوه بر میهمانان ، یک کارت دعوت نیز برای حضرت زهرا سلام الله علیها می نویسد و به ضریح حضرت معصومه سلام الله علیها می اندازد ، شب حضرت زهرا سلام الله علیها را در خواب می بیند که به عروسی اش آمده ، شهید ردانی پور به ایشان می گوید 

 خانم ! قصد مزاحمت نداشتم ، فقط می خواستم احترام کنم. حضرت زهرا سلام الله علیها پاسخ می دهند: «مصطفی جان!

 ما اگر به مجالس شما نیائیم به کجا برویم؟»

شهید مصطفی ردانی پور دیگر تا صبح نخوابید نماز می خواند ، دعا می کرد، گریه می کرد.

 میگفت من شهید می شوم

 دوستش گفته بود این همه گریه و زاری میکنی، می گی می خوام شهید بشم دیگه زن گرفتنت چیه ؟ جواب داد : «خانمم سیده. می خوام اون دنیا به حضرت زهرا (س) محرم باشم . شاید به صورتم نگاه کنه!»

شب عروسی بلند شد به سخنرانی و گفت:

«امشب عروسی من نیست. عروسی من وقیته که توی خون خودم غلت بزنم» تازه سه روز از عروسی‏اش گذشته بود که دست زنش را گذاشت تو دست مادر ، سرش را انداخت پایین و گفت دلم می خواهد دختر خوبی برای مادرم باشی بعد هم آرام و بی صدا رفت منطقه.

بدون عمامه، بدون سمت ، مثل یک بسیجی ، اول ستون راهی عملیات شد. عملیات والفجر 2 درمنطقه حاج عمران و تپه های شهید برهانی شروع شده بود. 

بعد از مدتی نیروها از هر طرف محاصره شدند. حاج آقا ردانی زیر لب قرآن می خواند و دشمن بالای تپه را بسته بود به رگبار . دستورعقب نشینی صادر می شود اما او همچنان مقاومت می کند.

هرگز امام زمان (عج) را فراموش نکنید، که او واسطه بین خالق و مخلوق است.

 تا اینکه گلوله ای از پشت سر به جمجمه اش اصابت می کند. آرامشی زیبا وجودش و زخم های کهنه میدان نبردش را التیام می دهد. اودیگر به آرزویش رسیده است. 

هق هق گریه می کرد ؛نفسش بالا نمی آمد . تا آن روز بچه ها حاج حسین را آن طور ندیده بودند و همه می دانستند که سینه مصطفی ردانی پور ، مأمنی بوده برای دلتنگی های حاج حسین.

زمانی که قلب حسین از آماج تیر هجران یاران و دوستان شهیدش فشرده می شد، تنها آغوش مصطفی می توانست آرام بخش لحظه های سرد و سنگینش باشد.

 آن شب همه گریه می کردند بچه ها یاد شب هایی افتاده بودند که مصطفی برایشان دعا می خواند . هرکسی یک گوشه ای را گیر آورده بود، برایش زیارت عاشورا یا دعای توسل می خواند.

 حاج حسین بچه ها را فرستاد بروند جنازه ها را بیاورند. سری اول صد و پانزده شهید آوردند ، مصطفی نبود . فردا صبح بیست و پنچ شهید دیگر آوردند ، بازهم نبود.

منطقه دست عراقی ها بود . چند بار دیگر هم عملیات شد اما از او خبری نشد. جنگ هم که تمام شد دوستانش رفتند ودنبالش روی تپه های برهانی ، توی همان شیار ، همه جای تپه را گشتند.نبود!

سه نفر همراهش را پیدا کردند اما ازخودش خبری نشد. مصطفی برنگشت که نگشت.

جملاتی از شهید ردانی پور

1-هرگز امام زمان (عج) را فراموش نکنید، که او واسطه بین خالق و مخلوق است.

2- تزکیه و تعلّم را پیشه خود سازید.

3-حرکت در راه خدا سختی و رنج دارد و موانع بسیار.

4- با صبر و استقامت راه شهدا را ادامه دهید.

5- دست از دامان امام زمان(عج) و نوکرانش نکشید.

6-اگر شهید باشم زنده ام زنده تر از زنده ها.

7- بارالها! در این دنیا نتوانستم آنگونه که تو می خواهی زندگی کنم.پس مرگم را آنچنان قرار ده که لااقل به این گونه کفاره گناهانم گردد.خدایا تو می دانی که برای همین عازم جبهه های جنگ شدم.

8- پروردگارا! هرچند به نفس مطمئنه نرسیدم و در جهاد اکبر پیروز نگشتم، اما به جهاد اصغر پرداختم.

9- تنها راه سعادت و رسیدن به کمال، بندگی ست و بندگی او در اطاعت از اوامر و ترک نواهی اش می باشد.

10- به یاد خدا باشید و زندگی خودتان را با اسلام همصدا سازید.

11- از اسلام پیروی کنید و فرزندانتان را برای خدمت به جامعه اسلامی و سربازی امام زمان(عج) تربیت کنید.

 12- عمر خود را برای رسیدن به لقاء الله و جلب رضایت حضرت حق و خشنودی ولیش- حجت حق- بگذرانید.

 13- دست یکدیگر را بگیرید و راه شهدا را که همان راه رسیدن به خدای متعال است ادامه دهید.

 14-با دشمن درون و برون برای خدا مبارزه کنید.

15-عزیزان! امروز که گرانمایه ترین سرمایه خود یعنی عمر پربهایتان را در جبهه ها می گذرانید، از این نعمت بزرگ کمال استفاده را برای خود سازی و مبارزه با نفس بنمایید.


منبع:سایت تبیان

 نظر دهید »

حدیث روز

11 آذر 1391 توسط خضری

 

قالَ الامام الجواد عليه السلام :

 الاْ دَبُ عِنْدَالنّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لاغَيْرُ، وَ هذا لايُعْتَدُّ بِهِ مالَمْ يُوصَلْ بِها إ لى رِضَااللّهِ سُبْحانَهُ، وَالْجَنَّةِ، وَالاْ دَبُ هُوَ اءدَبُ الشَّريعَةِ، فَتَاءدَّبُوا بِها تَكُونُوا اءُدَباءَ حَقّا.

فرموند:  امام جواد(علیه السلام)

 مفهوم و معناى ادب از نظر مردم ، تنها خوب سخن گفتن است كه ركيك و سبك نباشد، وليكن

اين نظريّه قابل توجّه نيست تا مادامى كه انسان را به خداوند متعال و بهشت نزديك نگرداند.

 1 نظر

اسیر درد

09 آذر 1391 توسط خضری

 

غریب آشنا مارا صدا کن                             زدست غصّه دلها را رها کن      

  اسیر دردهای انتظاریم                             به لطفی دردهامان را دوا کن

 1 نظر

یاصاحب الزمان(عج)

09 آذر 1391 توسط خضری

«شعر امام زمان»

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري

کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي

اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟

برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما

کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت

کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

 1 نظر

حدیث روز

09 آذر 1391 توسط خضری

 

قالَ الامام الجواد عليه السلام :

إ نَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ اءنْفَسَهُ لِيَاءجُرَهُ عَلى ذلِكَ

    امام جواد (علیه السلام)فرمودند:

همانا خداوند متعال بهترين و عزيزترين ثروت و فرزند مؤ من را مى گيرد (و هلاك و نابود مى گرداند)، چون

دنيا و متعلّقات آن بى ارزش است تا در قيامت پاداش عظيمى عطايش نمايد. 

 نظر دهید »

حدیث روز

08 آذر 1391 توسط خضری

 

 

قالَ الامام الجواد عليه السلام :

تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَاعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوى ، وَ اعْلَمْ أ نَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَيْنِ اللّهِ، فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ

      امام جواد (علیه السلام)فرمودند:

 در زندگى ، صبر را تكيه گاه خود، فقر و تنگ دستى را همنشين خود قرار بده و با هواهاى نفسانى مخالفت كن. و بدان كه هيچگاه از ديدگاه خداوند پنهان و مخفى نخواهى ماند، پس مواظب باش كه در چه حالتى خواهى بود.  

 1 نظر

امام سجاد(علیه السلام) در مجلس عبیدالله ن زیاد

07 آذر 1391 توسط خضری

امام سجاد (علیه السلام ) در مجلس عبیدالله بن زیاد

امام على بن الحسین (علیه السلام ) در مدت اقامت خویش در كوفه ، دو بار به احتجاج

برخاست ؛ یك بار روى سخنش با مردم پیمان شكن كوفه بود، و بار دیگر در «دارالاماره»

و در برابر عبیدالله بن زیاد. با توجه به این كه امام سجاد (علیه السلام ) در جمع كاروانیان

شهادت ، متمایز از دیگران بود، با ورود آنان به مجلس عبیدالله - والى كوفه-

.نخستین چیزى كه نظر عبیدالله را جلب كرد وجود مرد جوانى در میان آن كاروان بود

عبیدالله كه گمان مى كرد در كاروان حسین (علیه السلام ) مردى باقى نمانده و

همه آنان به قتل رسیده اند از ماءموران خود درباره امام سجاد (علیه السلام) توضیح خواست

 كینه و ناپاكى او عمیق عبیدالله به او اجازه نمى داد كه شاهد زنده بودن جوانى از نسل

حسین (علیه السلام ) باشد، چنین مى نمود كه تصمیم گرفته است تا على بن الحسین

(علیه السلام ) را نیز به شهادت رساند.

امام سجاد (علیه السلام ) كه نیت و عزم عبیدالله را دریافته بود، به عبیدالله فرمود: اگر به

راستى عزم كشتن مرا دارید، شخص امینى را ماءمور كنید تا از زنان و كودكان سرپرستى

كند. عبیدالله با شنیدن این سخن ، از تصمیم خویش منصرف شد و گفت نه : تو خود همراه

قافله خواهى بود.

 نظر دهید »

سخنان آتشین امام سجاد(علیه السلام) با کوفیان

07 آذر 1391 توسط خضری

 


 

رسالت بيدارگرانه امام سجاد (عليه السلام ) چندان دير آغاز نشد. با فاصله اى كوتاه از

واقعه کربلا، على رغم همه دردهاى درونى و رنجهاى جسمى ، امام بر سكوى رهبرى

ايستاد. از لابلاى توده هاى غم و درد، قد برافراشت و چنان با سخنان برنده اش ‍ فضاى

تيره اتهام ها و تبليغات مسموم امويان را شكافت كه كورترين چشم ها، درخشش حقيقت

را ديدند و سنگترين دل ها، لرزيدند و بر مظلوميت حسین و خاندانش گريستند و بر آينده

خويش بيمناك شدند!

 

امام على بن الحسين (عليه السلام ) در مدت اقامت خويش در كوفه ، دو بار به احتجاج

برخاست ؛ يك بار روى سخنش با مردم پيمان شكن كوفه بود، و بار ديگر در «دارالاماره»

و در برابر عبيدالله بن زياد.

 

هان ، اى مردم ، اى كوفيان ! شما را به خدا سوگند، آيا به ياد داريد نامه هايى را كه براى

پدرم نوشتيد! نامه هاى سراسر خدعه و نيرنگتان را! در نامه هايتان با او عهد و پيمان بستيد

 

و با او بيعت كرديد! ولى او را كشتيد، به جنگ كشانديد و تنهايش گذاشتيد!

 

 1 نظر
  • 1
  • ...
  • 50
  • 51
  • 52
  • ...
  • 53
  • ...
  • 54
  • 55
  • 56
  • ...
  • 57
  • ...
  • 58
  • 59
  • 60
  • ...
  • 92

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس