حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

داستان وحکایت

24 مهر 1391 توسط خضری

گویند: صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت .

نمازگزاران همه او را شناختند؛ پس از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید .

پذیرفت …

نماز جماعت تمام شد ، چشم ها همه به سوى او بود.

مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست .

بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود، آن گاه خطاب به جماعت گفت :

مردم !هرکس از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد!

کسى برنخاست !

گفت : حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده است ، برخیزد!

باز کسى برنخاست !!!

گفت : شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید!

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: پژوهشی لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس