حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

پیامی از پیامبر

29 خرداد 1391 توسط خضری

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 alse” LatentStyleCount="156″>

ayout v:ext="edit">

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 alse” LatentStyleCount="156″>

ayout v:ext="edit">

پیامی از پیامبر

اِذا اَراد الله بِعبدٍ خیراً صَیَّر حوائجَ الناسِ الیه

وقتی خداوند برای بنده ای نیکی خواهد،حاجت های مردم را در دست او قرار می دهد.

اِیّاکَ وَ قَرینَ السُوءِ،فاِنَّکَ بِهِ تُعَرَّفُ .

از یار بد بپرهیزید که تو رابا او شناسند.

اِنَّ مِن موجباتِ المغفِرُة اِدخالُ السُّرورِ علی اخیکَ المؤمن.

از جمله لوازم آمرزش این است که برادر مومن خود را خرسند سازی.

الاقتصادُ نِصفُ العیشِ وَ حُسنُ الخُلقِ نِصفُ الدّینِ.

میانه روی نیمی از معیشت وخلق نیکو نیمی از دین است.

 

 1 نظر

شهادت جانسوز امام موسی کاظم (علیه السلام)

27 خرداد 1391 توسط خضری

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 alse” LatentStyleCount="156″>

ayout v:ext="edit">

مصادف با شهادت حضرت امام موسی کاظم(علیه السلام)

سال 128 هجری بود وهفتم ماه صفر،که در روستایی به نام «ابواء»(بین مدینه ومکه»،امام هفتم شیعیان،حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) متولد شد.

پدرش،پیشوای والا قدر شیعه ،حضرت امام صادق (علیه السلام) ومادرش بانویی پاک وبلند مرتبه به نام «حمیده»بود که از زنان دانشمند وپرهیزکار عصر خویش به شمارمی رفت.

وقتی این فرزند به دنیا آمد،پدرش ازاو با عنوان پیشوای بعد از خویش وبهترین آفریدۀ خداوند یاد کرد.

نام«موسی»رابرای این فرزند،پیش ازولادتش انتخاب کرده بود.

«کاظم»،«عبدصالح»و«امین»ازلقب های اوست.

شخصیت والایی که امام کاظم(علیه السلام)،داشت موجب حسدودشمنی هارون شد واو را به بغداد احضار کرد وبه زندان افکند تا خطری از سوی امام،حکومت اورا تهدید نکند.

حضرت به دستور هارون الرشید،در زندان مسموم وشهید شد،درحالی که غل وزنجیر بر دستها وپاهایش بود.وی زمان شهادت 55 سال داشت.

هارون که می خواست مردم از جنایت او آگاه نشوند ومی کوشید مرگ او را طبیعی جلوه دهد، یک روز قبل از شهادتش، مجلسی ترتیب  داد وشخصیت های معروف را حاضر ساخت تاگواهی دهند که آن حضرت سالم است وسوء قصدی نسبت به او انجام نشده است. ولی امام باآن حال بیماری ومسمومیت،به آن شاهدان فرمودکه اورابا 9عدد خرما مسموم ساخته اند وفردا بدنش سبز خواهد شد وپس فردا از دنیا خواهد رفت

شهادت امام موسی بن جعفر (علیه السلام)،روز25رجب سال 183هجری دربغداد اتفاق افتاد.

ابتداء جسد او را با وضع تحقیرآمیزی از زندان بیرون آوردند،ولی پس از تشییع با شکوهی پیکر او را درگورستان قریش در غرب بغداد دفن کردند.ازآن پس،آن آرامگاه، عظمت ورونق وشهر «کاظمین»که مدفن آن امام ونوۀ شهیدش امام جواد (علیه السلام)است بنا شد.


 نظر دهید »

درقفس

27 خرداد 1391 توسط خضری

 

 

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 alse” LatentStyleCount="156″>

ayout v:ext="edit">

در قفس،بلبل بشکسته پری،افتاده است                     بر زمین،جسم شه دادگری  افتاده است

کُنج زندان بلا،موسی بن جعفر جان داد                        کزغمش بر دل عالم،شرری افتاده است

به روی  دست  شقایق، زجفای  گلچین                       لاله ای پرپرو خونین جگری،افتاده است

دادخواهی،که دم ازحق وحقیقت می زد                       درکف  دشمن  بیدادگری  افتاده است

«حافظی»

 

 1 نظر

نامه ای به روح الله

25 خرداد 1391 توسط خضری

 

سلام ای امام

ای تکرار حماسه وتغییر همه اسطوره های انسانی،تکرارجمله رنجها،مصائب وفجایعی که بربشریت رفته است.

هرچند به گوهر،هیچگاه مکرر نبوده ای؛زیرا تو همواره آغازی

سلام ای امام

تو بتان را از سریر خدایی سرنگون ساختی ،ودرآتش هزاران آزمون گام نهادی، تاعیار کامل گوهر خود را بنمایی.

تواین مردآسمانی،این مرد بزرگ تاریخ تپش قلب ملتی هستی که با تکبیر به جدال با خون آشام ترین

غولان دامن پرورده قدرت ماشین وسلاح برآنان پیروز گشتند.

تو ای امام ،سادگی مجلل خدای وسیمای باشکوه انسانیت هستی که باهزاران هزار جلوه درپرده متجلی

ودر آیینه قطره اشک مظلومان شکیبا،جلوه گری ،تولبخند معصوم عرکودکی ونگاه نگران هر مادر و بازوان

خسته هر پدر و اراده وایمان هر ملتی.

تو اشک وآه ایمان وفضیلتی که از دامان درد و رنج سرگشتگی بشر سر برافراشته است.تو قامت  بلند

کبریایی انصاف وجوانمردی وحیرت سهمناک وبی همتای ابدی هستی که در عظمت کمال خویش گرم

عرصه پیمایی هستی.

توراتا روح الله نام نهادند لب لعلت در جهان کار مسیحایی کرد چنانکه عاشقان روی تو فکر خانه وکاشانه خویش نبودند.

تو آن دلبر مشکل گشایی که از بام چرخ چارمی، با دم مسیحایی خویش برای حل مشکل عاشقان جمالت آمدی.

از این پس خمینی را در گیسوی زرین گندم زارها ودر تلاطم امواج زمردین مرغزاران وبوستانها،در ترنم

پروازها درآواز ترانه ها،دربازوان دهقان وکارگر،دراندیشه هزاران هزار انسان ودر هر کجا که زندگی گرم

زندگی است می توانیم ببینیم،می توانیم بشنویم وبیاندیشیم.چرا که خمینی در کالبد این سرزمین

جریان حیا ت وزندگی ،بهار وبرکت خواهد بود.

 

دلنوشته مرضیه عربیان از طلاب پایه اول

 5 نظر

امام زمان(عج)

25 خرداد 1391 توسط خضری

 


امام صادق(علیه السلام):لایکون العبد مومنا حتی یعرف الله والائمۀ کلهم وامام زمانه،ویرد الیه ویسلم له

«اصول کافی/ج1/ص255»

بنده،مومن نخواهد بودمگر آنکه خداورسول او وهمه امامان وامام زمان خود رابشناسد وبه او رجوع کند وتسلیم او باشد.

آن گه که زمانه ناموفق گردد

سیمای فلک آیینه دق گردد

یاری زامام مهربان می طلبد

آن کس که دراین مقام لایق گردد

(صالح)

 

 2 نظر

بوی ساده خدا

20 خرداد 1391 توسط خضری

 

بوی ساده خدا

درروستای کوچک من

مردان پیر،برخرده های نان

تاخاک خم می شوند،می بوسند

ومادرم هنوزبرنج را

امادانه ی قل هوالله می داند

درروستای من

درروستای کوچک من

از خرده های نان

ازدانه ای برنج

بوی ساده خدا می آید.      

 3 نظر

شهادت حضرت زینب علیها سلام

17 خرداد 1391 توسط خضری

 

 

وفات حضرت زینب «علیها سلام»


دربلاغت چون علی ودرصبوری چون حسن                                       درشهامت چون حسین ودرحیاچون مادر است

از کمال علم و تقوا  شد عقیله  نام  او                                            همچو زهرا  از همه زنهای عالم  برتر  است

«زینب علیها سلام»،زینب پدر بود،و… یار برادر،رسول خون شهید،مفسرکتاب کربلا،ومبیّن درسهای عاشورا…

اگر خطبه های شورگستر زینب «علیها سلام» نبود،کربلا فراموش شده بود.اگرآن سخنرانی های افشاگر نبود،خون شهدا هدرمی رفت

و… اگر آن تبیین هاوتفسیرها نبود «عاشورا» تحریف می شد.

اگر خطابۀ زینب«علیها سلام»نبود،کتاب عاشورا،بدون نتیجه گیری خاتمه می یافت.

اگر زینب«علیها سلام»نبود،جلد دوم«دفترخون» ،نگاشته نمی شد. «زینب علیها سلام»، آن شیرزن،آن «اسیرآزادی بخش»،ازخون

حسین«علیه سلام» پتکی ساخت وبرسر خفتگان «شهرافسوسِ» یزید ساخته وفرو کوفت و پیام آن «ثار» های جوشان ومقدس رابه

گوش همۀ بی خبران واغفال گشتگان رساند.

«صبر»را ازتو آموختیم،که از دریای خون گذشتی وشهادت هفتاد و دو ستاره را با چشم دیدی وبرپیکر خورشیدوحنجرخونین بوسه زدی.

زینب«علیها سلام» پیک انقلاب وپیام گزارخون شهدابود.

زینب «علیها سلام»اسیری بود، آزادی بخش، که آزادی را،با اسارت خویش،برای ملت به ارمغان آورد.

وآزادی رااز «اسارت»آزادکرد.

پس از شهادت، مرحلۀ دوم نهضت عاشورا به دوش زینب «علیها سلام» وسجّاد «علیه السلام»  واسیران اهلبیت «علیهم السّلام » بود.

این آزادگان،رسالت تفسیر خون وشهادت رابه دوش گرفتند ودرس «آزادگی» در«اسارت» رابه همۀ کربلاییان تاریخ آموختند.

 

 نظر دهید »

اعتکاف

17 خرداد 1391 توسط خضری

 

اعتکاف

روزها یی در خلوت خویش،باخودبودن وبه یاد خدا زیستن پیام اعتکاف است . اعتکاف ،گشت وگدازی

است درکوچه پس کوچه های درون وگشتن دردنیای«تودرتوی»دل وشناختن خودومجاهده بانفس وانس

با معبود وبریدن از غی وپیوستن به یار.

اعتکاف، هجرتی درونی برای سیر دردنیای باطن است.مروری بر نفسانیات خویش است تاگام تهذیب

برداریم وکام بندگی برگیریم.

اعتکاف،تمرینی است سه روزه،باقیام وصیام،تا یک عمر درمعبدنیازوسجده گاه راز و نیاز، معتکف حریم

بندگی باشیم.رجب ماه  نمازونیایش است،مسجد،محراب حمد وستایش است.واعتکاف،چلّه نشینی

درخلوت نازوخواهش است.ایّام اعتکاف ،اهل عبادت را «عیدحضور» است واهل غفلت را روزنه ای به سوی نور.

 نظر دهید »

نامه ای به روح الله

13 خرداد 1391 توسط خضری

 

 

 

اماما تو همان فرشته ای بودی که پرچین های باران خورده انتظارمان را به پایان رساندی.

تو همان کالبد عشقی که با نفسهای گرمت روحمان را لبریز بیداری کردی.

ای ابراهیم زمان تو همان بودی که تب ظلمت را بر قلب تاریخ کوفتی.

و روزی که خورشید چشمانت غروب کرد فکرم پر از نام خمینی شد و عشق چون کبوتری

بر حصار غربت و تنهایی اسیر شد.

اماما! چه روح بلند و طبع منیعی داشتی که خود گفتی از شهادت دلیران پشتم شکست.

و بعد از تو شقایقها پژمرده شدند و عشق دوباره کنج نشین غمخانه شد.

دلنوشته : عفیفه اسفندیاری

********************************************

بی تو و به یاد تو غریب تر از همیشه آخرین روزهای بهار سپری می شوند. همه جا از یاد و خاطرات تو پرشده. پیر محراب! پدر امت! دلمان برای صفای باطن و اخلاص چهره آرامت تنگ می شود و چشم که به قاب تصویر می دوزیم دل پر می کشد و به جمع یاران تو در جماران می پیوندد.

به یاد آن روزها که بودی و روی آن ایوان معروف و کوچک که به بلندترین کرسی های سلاطین جهان سروری می کرد؛ می نشستی و عطر سادگیت مشام جماران را پر می کرد. هنوز دلبسته توایم و در این نیمه خرداد، ماه نیز با رفتن تو لاغرتر و لاغرتر می شود.

عزیز بودی و نگاهت برای ما انتهای آرامش پدری صبور و برای دشمنان فصل الخطاب نقشه های کور. همدم آفتاب بودی و گرمای وجودت آن قدر گرممان می کرد که سربازانت گرمای جنوب را شرمنده می کردند؛ با لبیک یا خمینی به دل دشمن می زدند و دعای نیمه شب تو پدر امت بدرقه ی قدمهای استوارشان می شد. همه به عشق تو زندگی می کردند، آرام و ساده و بی آلایش و تو آن قدر مقتدا و پدر خوبی بودی که تصویر زیبایت در قاب طاقچه ها بوسه گاه کودکان می شد.

حالا باز دلمان هوایی توست آخر روح الله بودی و در کالبدمان روح زندگی و بندگی دمیدی و با انگشتان مهربانی که نوازشگر فرزندان شهید کشورمان بود نشانی خدا را یادمان آوردی تا حالا پس از سالها جدایی دلتنگ تو باشیم.

پدر امت! پیر محراب!

دعایمان کن تا گم نشویم حالا که همسفر افتابی و به مهمانی خدا سر سفره ی آب نشستی یادت هست دلواپسیمان را برای دیدن تو؟ یادت هست صف های به هم پیوسته ی جماران را که پر بود از جمع یارانی که در ضرب و تقسیم های روزگار منها شدند و از دست تو پدر خوب امت نمره ی مثبت گرفتند؟ یادت هست گمنامانی را که با افتخار بر سنگ مزارشان نوشتند فرزند روح الله؟ یادت هست کودکانی را که هرگز تو را ندیدند و حالا دلشان برای تو تنگ می شود؟

پدر! دلمان تنگ است، تنگ روزهایی که بی غل و عش بودیم و وقتی همسفر آفتاب شدی برای بدرقه ات به دل خاک زدیم. هنوز تصویرهایمان هست، آن همه شور و شعور و مستی برای اقتدا به تویی که طعم بودن را، طعم بنده بودن را به ما چشانده بودی؛ هنوز انسان بودنمان را به رخمان می کشد.

پدر! دلمان تنگ است دعایمان می کنی؟

اماما بازگرد بار دیگر به محفل ما

دلنوشته: مریم قنبری

 

 

 2 نظر

همسفر آفتاب، همسفره آب

13 خرداد 1391 توسط خضری

« هان ای عزیز از خواب بیدار شو، از غفلت تنبه پیدا کن و دامن همت به کمر زن و تا وقت هست فرصت را غنیمت بشمار و تا عمر باقی است و قوای تو تحت تصرف توست و جوانی برقرار است و اخلاق فاسده بر تو غالب نشده و ملکات رذیله بر تو چیره نگردیده، چاره ای کن و دوایی برای رفع اخلاق فاسده و قبیحه پیدا کن و راهی برای اطفای نائره شهوت و غضب پیدا نما.

امام خمینی رحمة الله علیه

اماما! یقینا همه ی این نکات را عملی ساختی که یک تنه و با دستی به ظاهر خالی طاغوت را از کشور بیرون راندی و آوازه ات در هر کوی و برزن برخاست و  چنان شد که امروزه تمام دنیا با تو آشناست و اسلام با نام تو در جهان شناخته می شود.

روحت شاد و راهت پر رهرو

 1 نظر
  • 1
  • ...
  • 81
  • 82
  • 83
  • 84
  • 85
  • 86
  • ...
  • 87
  • ...
  • 88
  • 89
  • 90
  • 91
  • 92

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس