حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

خستگی

31 تیر 1391 توسط خضری



Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

ayout v:ext="edit">

مزمن تبدیل شود که اگر درمان نشود نتایج بدی روی کار و روابط‌ ما خواهد گذشت و باعث به وجود آمدن مشکلاتی در زندگی روزانه ‌مان می ‌‌شود.

انواع مختلفی از قرص‌ها و نوشابه‌ های انرژی ‌زا به بازار آمده‌اند با این ادعا که قادرند بر خستگی‌ تان غلبه کنند و سطح انرژی‌ تان را بالا ببرند ولی این ها راهکارهای موقتی هستند. قرص‌های انرژی‌ زا اغلب فقط باعث شاد‌ی‌ های ناگهانی و موقت می‌ شوند و مصرف مداوم آن ها تاثیرات سویی روی بدن شما خواهد داشت. می‌ خواهید راز واقعی کنترل خستگی ‌تان را بدانید تا برای همیشه آن را متوقف کنید؟ پزشکان می ‌گویند برای متوقف ساختن خستگی،‌ لازم است دلایل واقعی را که باعث خستگی شما می ‌شوند، پیدا کرده و درمان کنید؛ نه این که دنبال درمان موقت علایم ناشی از خستگی باشید. با کشف علت واقعی خستگی، شما می ‌توانید یک بار و برای همیشه خستگی ‌تان را درمان و متوقف کنید و از سطح جدید انرژی و تمرکز حواس ‌تان لذت ببرید.

تلاش کنید تا عمق تنفس ‌تان را افزایش دهید

درست نفس بکشید. اغلب اوقات ما بدون این که متوجه باشیم خیلی کوتاه نفس می‌ کشیم و حتی متوجه نمی ‌شویم که اکسیژن کافی دریافت نمی ‌کنیم. سعی کنید از لباس ‌هایی در خانه استفاده کنید که راحت باشند تا بتوانید عمیق تنفس کنید. آن ها به راحت ‌تر و بهتر خوابیدن تان نیز کمک خواهند کرد.

سلامت تیروئیدتان را بررسی کنید

اگر طبق برنامه همیشگی به رختخواب می‌ روید ولی برای به خواب رفتن و یا در خواب ماندن مشکل دارید، شاید باید آن را با دکترتان در میان بگذارید. اگر مدت کوتاهی است که این مشکل را دارید، علت فیزیکی دارد. تیروئیدتان را چک کنید. بیشتر خانم ‌ها، کم‌ کاری تیروئید دارند ولی نمی‌ دانند. این مشکل، اغلب توسط دکترها نیز فراموش می ‌شود. پس خودتان درخواست آزمایش تیروئید بکنید، مخصوصا اگر پوست خشک دارید، وزن اضافه کرده‌اید و احساس خستگی مفرط می ‌کنید.

رژیم غذایی ‌تان را اصلاح کنید

در بعضی موارد خستگی مزمن ممکن است به علت فقر مواد معدنی باشد. حتی اگر تلاش می ‌کنید که تغذیه سالم داشته باشید واقعا مشکل است که تمام مواد مورد نیاز بدن تان را به اندازه کافی دریافت کنید. اغلب خانم‌ها به علت کمبود آهن، اکسیژن کافی به سلول ‌های خونی شان نمی ‌رسد.

بدوید؛ مخصوصا همراه با دوستان‌ تان

فعالیت‌های بدنی به بالا بردن مقاومت بدن ‌تان کمک می کند. بدن شما به فعالیت‌ هایی که باعث بالا بردن مقاومت قلب و شُش‌های تان می‌ شود و همچنین به فعالیت هایی که به شما انرژی می‌ دهد و استرس ‌تان را از بین می‌ برد، احتیاج دارد.

از نگرانی ‌های خودتان بکاهید

کمتر نگران باشید. نگران بودن نه تنها کمکی به حل مشکلات نمی ‌کند بلکه شما را بیمار می‌ کند. اگر در زندگی‌ تان مشکل غیرقابل حلی دارید که باعث استرس ‌تان می ‌شود، شما باید با آن سر و کله بزنید و آن را بپذیرید. کنار گذاشتن مشکلات باعث حل آن ها نمی‌ شود و عاقبت از کنترل شما خارج خواهد شد. وقتی به کمک احتیاج دارید، از دیگران کمک بخواهید. اگر می‌ دانید که باید تغییر کنید، راه‌ هایی را که می ‌توانید بروید امتحان کنید. اولین گام را برای آن چه باید انجام دهید، بردارید تا به آن چه می‌خواهید برسید.

چُرت بزنید

من به قدرت چرت ‌زدن اعتقاد دارم. چرت زدن تنها با بستن چشم‌های تان و احساس آرامش می ‌تواند حتی برای 10 تا 15 دقیقه شما را سرحال کند. به خودتان اجازه استراحت دهید. شما انسان هستید نه یک آدم آهنی. چرت زدن باعث شارژ شدن دوباره ی مغزتان می ‌شود و شما را برای کار بیشتر آماده می‌ کند.

خوراکی‌های انرژی ‌زا بخورید

لیستی از غذاهای انرژی ‌زا وجود دارد که شما را شاداب می ‌کند:

میوه‌ها و سبزیجاتی مانند مرکبات، توت ‌فرنگی، گوجه ‌فرنگی اسفناج، نان‌ جو و انواع نان ‌های گندم، لوبیا، فلفل، ماهی سالمون، خشکبار مانند بادام و تخمه آفتابگردان

بیشتر آب بنوشید

مقدار زیادی آب بنوشید و سطح آب بدن تان را بالا نگه دارید. خیلی از ما به اندازه ی کافی آب نمی نوشیم و متوجه نمی‌ شویم خستگی مفرط‌ مان ناشی از پایین آمدن سطح آب بدن مان است. بدن شما برای فعالیت احتیاج به مایعات دارد. حتی ماشین ‌تان هم احتیاج به آب دارد؛ پس با آب خوردن موتورتان را تنظیم کنید و ببینید چگونه خستگی‌ تان رفع می‌شود.

از منفی ‌ها حذر کنید

از آدم‌ های منفی دوری کرده یا رابطه ‌تان را با آن ها به شدت محدود کنید. شما آدم‌ هایی که هیچ ‌وقت از زندگی راضی نیستند و هیچ وقت خوشحال نیستند را می‌ شناسید. آن ها همیشه شکایت می ‌کنند و می‌ خواهند نظرات شما را بدانند ولی هیچ‌ گاه به آن ها گوش نمی ‌دهند. یا کسانی که شما را تحقیر می‌ کنند یا از شما بسیار انتقاد می ‌کنند. این ها آدم‌ هایی با نگرش مریض هستند و همیشه شما را خسته می ‌کنند و انرژی ‌تان را کاهش می دهند.

آسوده‌تر بخوابید

سیکل تکمیل خواب انسان 90 دقیقه‌ است که اگر بین این سیکل بیدار شوید، احساس خستگی می ‌کنید. برای احساس شادابی بیشتر باید در طول یک سیکل کامل خواب قرار بگیرید به همین علت است که اگر در طول شب 7 ساعت و نیم بخوابید، بعد از بیدار شدن کمتر احساس خستگی می‌ کنید، تا این که 8 ساعت بخوابید. همچنین برای داشتن خوابی راحت نباید با معده پُر به رختخواب بروید زیرا باعث می‌ شود سخت‌ تر به خواب بروید و همچنین کیفیت خواب شما را از بین می‌ برد.

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ /> ayout v:ext="edit">

 1 نظر

خدیجه(س)یکی از چهارزن کامل دنیا

31 تیر 1391 توسط خضری



Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

-height: 200%;"> خدیجه یکی ازچهارزن کامل دنیا

پدر او: خو يلد بن عبد الغري بن قُصَي بن كلاب است.
مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است.
تولد: سال 68 پيش از هجرت
فرزندان: قاسم، عبدا…، زينب، ام كلثوم، فاطمه و رقيه مي باشند.
لقب: طاهره
وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.
پيغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) ناميده شده است و خديجه به هنگام وفات 65 سال داشت.

***


حضرت خدیجه سلام الله علیها یکی از چهار زن کامل دنیا، اولین و بهترین همسر رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم و مادر فاطمه زهرا و طاهر* است.
کنیه او «ام هند» است و قبل از رسول خدا دو شوهر به نام‌های «عتیق بن عائذ» و «عمرو الکندی» داشت و از آنها فرزندانی به دنیا آورده بود.
جریان خواستگاری و ازدواج رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم با خدیجه خواندنی و مفصّل است. خدیجه به رسول خدا گفت:«من برای شما زنی را در نظر گرفته‌ام.»
رسول خدا فرمود:«او کیست؟»
خدیجه عرض کرد:« او کنیز شما خدیجه است.»
خدیجه که یکی از ثروتمندان عرب به شمار می آمد و نوشته اند هشتاد هزار شتر و پول های فراوانی در دست افراد مختلف برای تجارت داشت، وقتی می خواست با رسول خدا ازدواج کند، گفت:«به خدا قسم ای محمـد، اگر مال تو کم است، مال من زیاد است. کسی که خودش را در اختیار تو می‌گذارد، چگونه مالش را در اختیارت نگذارد؟! من با تمام اموال و کنیزانم در اختیار توام.»
خدیجه بعد از ازدواج با رسول خدا به عمویش، ورقه، فرمود:« این اموال مرا بگیر و نزد محمـد ببر و به او بگو من تمام اموال و بردگان و آنچه را در اختیار من است به او هدیه می‌کنم.»
ورقه این خبر را در بین زمزم و مقام ابراهیم با صدای بلند به گوش همه مردم رسانید و آنها را شاهد گرفت.
در جریان کناره گیری رسول خدا از خدیجه قبل از ایجاد نطفه فاطمه علیهاالسلام، پیامبرعمار یاسر را نزد خدیجه فرستاد و فرمود به او بگو:«ای خدیجه گمان مبر که کناره گیری من از توست. نه، خداوند به من چنین امر فرموده است. گمانی جز خیر مبر و بدان، خداوند هر روز چندین بار به ملائکه اش به تو مباهات و فخر می‌کند.»
خدیجه علیه اسلام در هنگام زایمان فاطمه علیهاسلام تنها بود و زن های مکه و قریش از او کناره گرفته بودند. خدیجه را غم و اندوه فرا گرفته بود که ناگهان چهار زن بلندقامت شبیه زن‌های بنی هاشم وارد اتاقش شدند.
خدیجه ترسید. آنها عرضه داشتند:« محزون مباش ای خدیجه. ما فرستادگان پروردگار توایم. ما خواهران توایم: ساره و آسیه و مریم و صفرا. آمده ایم تا تو را کمک کنیم ».

***

امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خدیجه علیهاسلام وفات کرد، فاطمه علیهاسلام به رسول خدا پناه برد. به دور پیامبر می‌چرخید و می‌گفت:«پدر جان، مادر من کجاست؟»
جبرئیل علیه السلام نازل شد و عرضه داشت:«ای رسول خدا، پروردگارت امر فرمود به فاطمه سلام برسان و بگو مادرش در خانه ای است از یاقوت و زبرجد که اطاق‌هایش از طلا و ستون‌هایش از یاقوت قرمز ساخته شده و با آسیه و مریم همنشین است ».

***

آخرين سخن خديجه، به هنگامي كه بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائي كه در راه پيامبر(ص) ديده بود كم ارج تر نبود. لحظه اي كه شبح مرگ بر چهره او سايه افكنده بود به پيامبر چنين مي گويد:
« اي رسول خدا …… من در حق تو كوتاهي كردم و آنچه شايسته تو بود، انجام ندادم.از من در گذر و اگر اكنون، دل در طلب چيزي داشته باشم, خشنودي توست.»
كلمات بر لبان پاكش مي لغزد و آخرين نفسهايش را با خشوع و ايمان بر مي آورد …… خدا خديجه را رحمت كند. آن نمونه بارز زن مسلمان كه براي عقيده و رسالتش پيكار كرد.
طاهر پسر رسول خدا و خدیجه بود که پس از بعثت به دنیا آمد ولی مانند دیگر پسران پیامبر در مکه فوت کرد .

***

ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روي زمين چهار خط كشيد و گفت آيا مي دانيد اين چيست؟
گفتند: خدا و رسولش داناترند.
پس رسول خدا (ص) گفت: بهترين زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم زن فرعون.
مناقب خديجه فراوان است و او از ميان زنان كسي است كه به مرحله كمال رسيده است. او خردمند و با جلال و متدين و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پيغمبر (ص) او را ستايش مي كرد و بر ديگر زنان مؤمن برتري مي داد و او را بسيار بزرگ مي داشت تا جائيكه عايشه مي گفت: به زني رشك نبردم آنچنان كه به خديجه حسد ورزيدم زيرا كه پيامبر (ص) بسيار زياد از او ياد مي كرد.

***

 1 نظر

شهر صیام

31 تیر 1391 توسط خضری



nt> Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ” UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

n>


دست‏بدار از طعام مایده جان رسید


جان ز قطعیت ‏برست، دست طبیعت ‏ببست


قلب ضلالت ‏شکست لشکر ایمان رسید


لشکر «والعادیات‏» دست ‏به یغما نهاد


ز آتش « والموریات‏ نفس» به افغان رسید


البقره راست ‏بود موسی عمران نمود


مرده از و زنده شد چونک به قربان رسید


روزه چون قربان ماست زندگی جان ماست


تن همه قربان کنیم جان چون به مهمان رسید


صبر چو ابریست ‏خوش، حکمت ‏بارد ازو


زانک چنین ماه صبر بود که قرآن رسید


نفس چون محتاج شد روح به معراج شد


چون در زندان شکست جان بر جانان رسید


پرده ظلمت درید، دل به فلک بر پرید


چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید


زود از این چاه تن دست‏ بزن در رسن


بر سر چاه آب گو: یوسف کنعان رسید


عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول


دست‏بشو کز فلک، مایده و خوان رسید


دست و دهان را بشو، نه بخور و نی بگو


آن سخن و لقمه جو، کان به خموشان رسید

nt> Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ” UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

 2 نظر

شهر الاسلام (ماه اسلام)

31 تیر 1391 توسط خضری

 


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

. را یكی از راههای احسان قرار داد.»

ماه رمضان را ماه اسلام نامیده اند ؛ چون ماه طاعت و فرمانبرداری و تسلیم ، و بندگی و تعمیم و گسترش آن است . یا مقصود ماه دین اسلام است بدلیل اینكه واجب شدن روزه از مختصات امت اسلام و از خصوصیات مسلمانان است . پیامبر گرامی اسلام «ص» در استقبال از ماه رمضان بر روی منبر خطاب به مسلمانان فرموده اند : « خدای متعال شما را به ماه رمضان اختصاص داد»

امام صادق (ع) فرموده اند : «اسلام بر پنج پایه بنا گذاشته شده است : نماز ، زكات ، حج ، روزه و ولایت و در اسلام نسبت به چیزی در سطح ولایت صحبت نشده است»

 نظر دهید »

ربنا

29 تیر 1391 توسط خضری

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

ans-serif;">ماه شعبـان المعظم شـد تمــــام


از افق  کم کم  نمایان شد صیام

سفره شعبـان دگـر برچیده شد
تا هلال مــاه رحمت  دیده شـد

ماه شعبان ماه ختم الانبیاست
مــاه  میــلاد  معـز الاولیــاست



رفت  ماه  حضرت ختمی مآب

چشم گردون از فراقش پر زآب

میرود شعبان مـه پاک رسـول
مــاه گل های گلستـان بتــول

دوریش برما بسی دشوار باد
هر کجا رفتی  خدایش یار باد

می­رسد سال دگر باعشق وشور
ماه  شعبان  ماه  رحمت  ماه  نور

لیک عمر ما شود روزی تمام
چون دهد پیک اجل بر ما پیام

پس بیــا قدر مـه شعبــان بدار
تا که هستی زنده ای پرهیزگار

می­رسد اینک ببین مـاه صیـام
ماه  توبه  ماه  محبوب  صیـام

می وزد بوی دل انگیز نسیم
خیز در کوی هوالهو شو مقیم

ای گنه کـار به دام افتاده خیــز
اشک حسرت بر در این خانه ریز

می­دهد راهت خــدای چاره ساز
می کند  درب  سرایش  بر تو باز

از ندامت  اشک  خود جاری نما
تا سحرگاهان سویش زاری نما

دست ابلیس و شیاطین بسته است
روزه دار  از دام شیطان  رسته است

درب توبه  باز باشد این زمان
رو نما ای دل بسوی آسمـان

صبحگاهان در قیام و  در رکوع
کن تضرع با خضوع و با خشوع

پشت این در شو مقیم و در بزن
گو به صاحب­خانه بر من سر بزن

صاحب این خانه باشد ذوالکرم
مقدم  مهمان  بدارد  محترم

ربنـا انـا سمعنــا از سمــا
میرسد بانگ منادی بهر ما

ربنا  اغفر لنــا  آید  به  گوش
دیگ رحمت آمده اینک بجوش

خیز و ازاین فیض رحمانی بچش
بـر معاصی خط  بطلانی  بکـش

گر در این مه توبه ات گردد قبول
هم خدا خشنود گردد هم رسول

من که (مقدادم) ندارم توشه ای
شاید از این مه بچینم خوشه ای

 1 نظر

وصیت نامه شهید همت

29 تیر 1391 توسط خضری

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

height: normal; direction: ltr; unicode-bidi: embed;” align="right"> 

 

وصیت نامه شهید ابراهیم همت

شهيد حاج محمد ابراهيم همت در دومين وصيت نامه بجامانده از خود نوشته است: خويشتن را در قفس

محبوس مي بينم و مي خواهم از قفس به در آيم.سيمهاي خاردار مانعند.من از دنياي ظاهر فريب ماديات و

همه آنچه كه از خدا بازم مي دارد متنفرم.

:اولين وصيت نامه شهيد همت

به تاريخ 19/10/59 شمسي ساعت 10:10 شب چند سطري وصيت نامه مي نويسم : هر شب ستاره اي را به

زمين مي کشند و باز اين آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان مي داني تو را بسياردوست دارم و

مي داني که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهيدان داشت.مادر، جهل حاکم بر يک جامعه انسانها

را به تباهي مي کشد و حکومت هاي طاغوت مکمل هاي اين جهل اند و شايد قرنها طول بکشد که انساني از

سلاله پاکان زائيده شود و بتواند رهبري يک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گيرد و امام

تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داري که من براي يک اطلاعيه امام

حاضر بودم بميرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سينه و وجود گنديده من بوده و هست. اگر من

افتخار شهادت داشتم از امام بخواهيد برايم دعا کنند تا شايد خدا من روسياه را در درگاه با عظمتش به عنوان

يک شهيد بپذيرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهاي سازش کار و بي تفاوت و متاسفانه جواناني

که شناخت کافي از اسلام ندارند و نمي دانند براي چه زندگي مي کنند و چه هدفي دارند و اصلا چه مي گويند

بسيارند. اي کاش به خود مي آمدند. از طرف من به جوانان بگوئيد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما

دوخته است بپاخيزيد و اسلام را و خود را دريابيد نظير انقلاب اسلامي ما در هيچ کجا پيدا نمي شود نه شرقي

- نه غربي؛ اسلامي که : اسلامي … اي کاش ملتهاي تحت فشار مثلث زور و زر و تزوير به خود مي آمدند و آنها

نيز پوزه استکبار را بر خاک مي ماليدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندين سال طول مي کشد تا بتواند

کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بيرون ببرد ولي روشنفکران ما به اين انقلاب بسيار لطمه زدند زيرا

نه آن را مي شناختند و نه باريش زحمت و رنجي متحمل شده اند از هر طرف به اين نو نهال آزاده ضربه زدند ولي

خداوند، مقتدر است اگر هدايت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگي را دوست دارم ولي

نه آنقدر که آلوده اش شوم و خويشتن را گم و فراموش کنم علي وار زيستن و علي وار شهيد شدن, حسين وار

زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست مي دارم شهادت در قاموس اسلام كاري‌ترين ضربات را بر پيكر ظلم،

جور،شرك و الحاد مي‌زند و خواهد زد. ببين ما به چه روزي افتاده ايم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار

کشيده است ولي چاره اي نيست اينها سد راه انقلاب اسلاميند ؛ پس سد راه اسلام بايد برداشته شودند تا راه

تکامل طي شود مادر جان به خدا قسم اگر گريه کني و به خاطر من گريه کني اصلا از تو راضي نخواهم بود. زينب

وار زندگي کن و مرا نيز به خدا بسپار ( اللهم ارزقني توفيق الشهادة في سبيلک)


و السلام؛
محمد ابراهيم همت

 1 نظر

وصیت نامه شهید بابایی

29 تیر 1391 توسط خضری

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

unicode-bidi: embed; text-align: right;">همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد
ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشداولین

کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد

ملیحه جان اگر مثلا نیم ساعتی فکر کردی راجع به موضوعی هرگز به تنهایی فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران - امامان و… استفاده کن و کمک بگیر- نترس هر چه می خواهی بگو

البته درباره هر چیزی اول فکر کن . هر چه که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه چیز درست می شه ولی من می خواهم که همیشه خوب فکر کنی

مثلا وقتی یک نفر به تو حرفی می زند زود ناراحت نشو درباره اش فکر کن ببین آیا واقعا این حرف درسته یا نه

. البته بوسیله ایمانی که به خدا داری







 1 نظر

سوره ی التکویر ،آیه ،2

28 تیر 1391 توسط خضری

 

سوره ی تکویر،آیه 2

وآنگاه که ستارگان همه تیره شوند.

 1 نظر

استاد و شاگرد

28 تیر 1391 توسط خضری

 

 

استاد سر کلاس گفت کسی خدا رو دیده؟ همه گفتند : . . . نه . . . !

استاد گفت کسی صدای خدا را شنیده ؟ همه گفتند : . . . نه . . . !

استاد گفت کسی خدا را لمس کرده؟ همه گفتند : . . . نه . . . !


استاد گفت پس خدا وجود ندارد

یکی از دانشجویان بلند شد و گفت :

کسی عقل استاد را دیده ؟ همه گفتند : . . نه .. !

دانشجو گفت کسی صدای عقل استاد را شنیده ؟ همه گفتند : . . نه . . !

دانشجو گفت کسی عقل استاد را لمس کرده ؟ همه گفتند : . . نه . . !

دانشجو گفت پس استاد عقل نداره !!!

دلیل داد زدن !!!!

استادى از شاگردانش پرسید : چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌ زنیم ؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین

هستند صدایشان را بلند می ‌کنند و سر هم داد می ‌کشند ؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن ‌ها گفت : چون در آن لحظه ، آرامش و خونسرد یمان را از دست می‌ دهیم .

استاد پرسید : این که آرامش مان را از دست می‌ دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنار مان

قراردارد داد می ‌زنیم ؟ آیا نمی ‌توان با صداى ملایم صحبت کرد ؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد

می ‌زنیم ؟

شاگردان هر کدام جواب ‌هایى دادند امّا پاسخ ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد .

سرانجام او چنین توضیح داد : هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند ، قلب ‌هایشان از یکدیگر

فاصله می گیرد . آن‌ ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند . هر چه میزان عصبانیت و خشم

بیشتر باشد ،این فاصله بیشتر است و آن ‌ها باید صدای شان را بلند تر کنند .

سپس استاد پرسید : هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌ افتد ؟ آن ‌ها سر هم داد

نمی‌ زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌ کنند . چرا ؟ چون قلب‌ هایشان خیلى به هم نزدیک است .

فاصله قلب ‌هاشان بسیار کم است .

استاد ادامه داد : هنگامى که عشق شان به یکدیگر بیشتر شد ، چه اتفاقى می ‌افتد ؟ آن‌ ها حتى حرف

معمولى هم با هم نمی‌ زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌ کنند و عشق شان باز هم به یکدیگر بیشتر

می ‌شود .

سرانجام ، حتى از نجوا کردن هم بی‌ نیاز می ‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می ‌کنند . این هنگامى است که

دیگر هیچ فاصله‌ اى بین قلب ‌هاى آن‌ ها باقى نمانده باشد

 2 نظر

جنگ جنگی نا برابر بود

28 تیر 1391 توسط خضری

 

 

جنگ جنگی نابرابربود

جنگ جنگی فوق باور بود

کودک تنها به روی خاکریزآمد

صد هزاران چشم،قاب کودک ما شد

خط دشمن گیج و سر گردان شد

چشم ها از این و آن پرسان

کیست این کودک؟

او چه می خواهد از این میدان؟

صحنه ای جانبازی است اینجا؟

یا زمین بازی است اینجا؟




 

 

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 81
  • 82
  • 83
  • 84
  • ...
  • 85
  • ...
  • 86
  • 87
  • 88
  • ...
  • 89
  • ...
  • 90
  • 91
  • 92

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس