حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

مطالب جالب وخواندنی

18 شهریور 1391 توسط خضری

 






مطالب جالب و خواندنی


خداوند هر گاه بخواهد انسانی را فاسد کند او را به تمامی آرزوهایش می رساند.

 

******

سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد آنقدر زیاد نیست که کمرمان را خرد کند آنقدر است که ما را برای دعا به زانو درآورد.

 

******

اللهم نور قلوبنا بنور معرفتک خداوندا قلبهای ما را به نورمعرفت خودت روشن و منوربگردان.

 

*****

 گفتم که خدا مرا مرادى بفرست، طوفان زده ام راه نجاتى بفرست، فرمود که بازمزمه یامهدى
نذرگل نرگس صلواتى بفرست
.

 

**********

روز جمعه  متعلق به آقا امام زمان هست.برای ظهورش دعا کنیم ا للّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ

 

الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً

 

وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.

 

********
امام صادق علیه السلام : قلب انسان جاییست که میتوان خدا را در آن یافت.

 

*******

با بخیل رفاقت نکن زیرا او آنچه را که به آن بسیار نیازمندی به تو نخوا هد داد امام حسین (ع).

 

******

اگر می خوای ارزشت را نزد خدا بدانی ، نگاه کن ببین ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چه قدر است ؟

 

 

 2 نظر

حدیث روز

16 شهریور 1391 توسط خضری

 

 

ارزش هدايت ديگران

پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله

يا عَلِيُّ، لاّن يَهدِيَ اللَّهُ عَلى يَدَيكَ رَجُلاً خَيرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَت عَلَيهِ الشَّمسُ

اى على! اگر خداوند به دستان تو انسانى را هدايت كند، از آنچه خورشيد بر آن تابيده براى تو بهتر است.

 

                                                                                                                                                   میزان الحکمه :ح2004

 

 

 

 

 

 

 نظر دهید »

آگهی عجیب

16 شهریور 1391 توسط خضری




یک روز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند که روى آن نوشته شده بود: “ديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنيم".

در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يکى از همکاران‌شان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پيشرفت آنها در اداره مى‌شده که بوده است. اين کنجکاوى، تقريباً تمام کارمندان را ساعت ١٠ به سالن اجتماعات کشاند.

رفته رفته که جمعيت زياد مىشد هيجان هم بالا مى‌رفت. همه پيش خود فکر مى‌کردند: اين فرد چه کسى بود که مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!

کارمندان در صفى قرار گرفتند و يکى يکى نزديک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشک‌شان مىزد و زبان‌شان بند مى‌آمد.

آينه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصوير خود را مى‌ديد. نوشته‌اى نيز بدين مضمون در کنار آينه بود: تنها يک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نيست جز خود شما. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد زندگى‌تان را متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقيت‌هاي‌تان اثرگذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد به خودتان کمک کنيد.

زندگى شما وقتى که رئيس‌تان، دوستان‌تان، والدين‌تان، شريک زندگى‌تان يا محل کارتان تغيير مى‌کند، دستخوش تغيير نمي‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغيير مى‌کند که شما تغيير کنيد، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذاريد و باور کنيد که شما تنها کسى هستيد که مسئول زندگى خودتان هستيد.

 1 نظر

زندگی نامه آیت الله شاه آبادی

16 شهریور 1391 توسط خضری

 


زندگی نامه

عارف کامل و فقیه مبارز،آیة الله میرزا محمد علی شاه آبادی در سال 1292 قمری در اصفهان در بیت فقیه ربانی، آیة الله میرزا محمد جواد اصفهانی ( حسین آبادی) رحمة الله دیده به جهان گشود.
از همان ابتدا در محضر پدر بزرگوار خود، مقدمات علوم الهی و دروس حوزه را فرا گرفت و از محضر سایر اساتید وقت و علمای اصفهان کسب فیض نمود.

در سال 1304 قمری در سن 12 سالگی، زمانی که پدر ایشان توسط ناصرالدین شاه به تهران تبعید گردید، به همراه پدرو برادر دیگرشان به تهران مهاجرت فرمود و در طول اقامت 16 ساله در تهران ( تا 1320 ق) به اشتغالات علمی پرداخته و اساتید دیگری را درک نمود.

ایشان در سال 1310 هجری قمری، پس از 6 سال اقامت در تهران، آنگاه که حدود 18 سال داشت به درجه ی اجتهاد نایل آمد. آیه الله شاه آبادی در سال 1312 قمری در سن 20 سالگی، در سوگ پدر و مربی خود نشست. و پس از فقدان پدر کماکان در تهران به اشتغالات علمی خود ادامه داد و خصوصا” در فلسفه و عرفان به مراتب بالایی از کمال دست یافت.

سپس در سال 1320 قمری به اصفهان رفته و طی دو سال اقامت در این شهر از محضر اساتید حوزه ی غنی اصفهان استفاده برد و همزمان با آن، کتاب قانون در طب و زبان فرانسه را نیز فراگرفت.
با انتشار کتاب جدید التألیف کفایه الأصول که مبانی تازه ای از اصول فقه در آن مطرح گردیده بود، آیة الله شاه آبادی تصمیم گرفت که به نجف اشرف عزیمت کرده و با مؤلف این کتاب گرانقدر آشنا شود و لذا در سال 1322 هجری قمری، هنگامی که 30 سال داشت از اصفهان به همراه مادر، همسر و پدر همسر خود به نجف رفت تا از خرمن علم علمای بزرگ آن حوزه، مخصوصا” آخوند خراسانی بهره برد.
در سال 1329 قمری، زمانی که 37 سال از عمر شریف ایشان گذشته بود، با ارتحال آخوند خراسانی، نجف را پس از یک دوره اقامت 7 ساله ترک کرد و رحل اقامت به سامرا افکند تا از محضر درس میرزای دوم استفاده کند و همچنین به تدریس فقه و اصول و فلسفه بپردازد.

حوزه ی درسی ایشان در سامراء از حوزه های درسی قوی و پر استقبال طلاب و فضلاء آن دوره گردید، به حدی که میرزای شیرازی، مراجعت ایشان به ایران را موجب خلأ حوزه ی سامراء دانسته و ایشان را از مراجعت به ایران نهی می فرمود، اما آیة الله شاه آبادی در سال 1330 قمری پس از یک سال اقامت در سامراء، به دلیل اصرار فوق العاده ی مادرشان که همراه ایشان بودند تصمیم به مراجعت به ایران می گیرند.

برخی اساتید مرحوم شاه آبادی عبارتند از:

-1
مرحوم آیة الله شیخ احمد مجتهد بید آبادی ( برادر بزرگ تر آیه الله شاه آبادی) متولد 1279 و متوفای 1357 قمری که به اذعان بسیاری از علماء پیش از آن که به سن بلوغ برسد به مقام اجتهاد نایل آمد.

  -2
مرحوم علامه میرزا محمد هاشم خوانساری چهار سوقی صاحب اصول آل الرسول ( برادر صاحب روضات) که از اساتید ایشان در دوران اقامت ایشان در اصفهان بوده اند.

-3
میرزای جلوه ( میرزا ابوالحسن طباطبایی اصفهانی) متوفای 1314 ق. که یکی از حکمای اربعه بوده و در عصر قاجار در تهران اقامت داشته است و آیة الله شاه آبادی از درس فلسفه ی ایشان استفاده کرده اند.

-4
مرحوم آیة الله میرزا هاشم گیلانی اِشکوری مشهور به آقا میرزا هاشم رشتی متوفای 1332 ق، صاحب حاشیه بر مصباح الأنس که استاد عرفان آیة الله شاه آبادی در تهران بوده اند.

-5
مرحوم آیة الله میرزا محمد حسن آشتیانی متوفای 1319 قمری، که از شاگردان مبرز شیخ انصاری بود و آیة الله شاه آبادی قبل از رفتن به نجف، از دروس فقه و اصول ایشان در تهران استفاده می کردند.

-6
مرحوم آیة الله آخوند ملا محمد کاظم خراسانی ( صاحب کفایه(

-7
مرحوم آیة الله شیخ فتح الله شریعت اصفهانی ( شیخ الشریعه(

-8
مرحوم آیة الله حاج میرزا حسین خلیلی که در سال 1326 قمری در مسجد سهله وفات یافتند. آیه الله شاه آبادی از محضر درس این 3 استاد اخیر در دوره اقامت 7 ساله خود در نجف استفاده کرده اند.

-9
مرحوم آیة الله میرزا محمد تقی شیرازی رحمة الله ( میرزای دوم(

مرحوم شاه آبادی پس از مراجعت از عراق در سال 1330 قمری، ابتدا به اصفهان و سپس به تهران عزیمت نموده و به دلیل سکونت در خیابان جمهوری اسلامی ( شاه آباد سابق) به شاه آبادی مشهور می گردند.


ایشان تا سال 1347 هـ . ق. ( 1307شمسی) به مدت 17 سال در تهران به فعالیت های علمی و تبلیغی و مبارزه با نظام جور و تشکیل جلسات سخنرانی و درس و بحث اشتغال داشتند. مرحوم شاه آبادی قبل از به قدرت رسیدن رضاخان، چهره ی واقعی او را شناخت و فریب تزویر و تظاهر او را به دین داری نخورد و خطر او را به علما گوشزد فرمود و لحظه ای از مبارزه با ظلم و ظلمت حاکم غفلت نکرد.

از جمله این مبارزات تحصن 11 ماهه ی ایشان در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) در اعتراض به جنایات رضاخان بود.
ایشان همچنین در شرایطی به ملبس کردن 7 تن از فرزندان خود به لباس مقدس روحانیت مبادرت کردند که بسیاری از روحانیون در اثر فشار دولت رضاخان از لباس روحانیت بیرون می آمدند.


از قول امام خمینی نقل شده که : « مرحوم آقای شاه آبادی علاوه بر آن که یک فقیه مبارز و عارف کامل بودند، یک مبارز به تمام معنی هم بودند«.

آیة الله شاه آبادی در سال 1347 ق. ( 1307 شمسی) و در سن 55 سالگی به حوزه ی نوپا و جدید التأسیس قم عزیمت نمود و به اشتغالات علمی و تربیت طلاب همت گماشت .

برجسته ترین شخصیتی که از انفاس قدسیه این عارف بهره برد ، امام خمینی بود که در تمام مدت 7 سال اقامت مرحوم شاه آبادی در قم، در زمینه ی عرفان از ایشان کسب فیض نمود.

آیه الله العظمی شاه آبادی در سال 1354 قمری در اثر اصرار بیش از حد مردم تهران که به طور دسته جمعی به قم آمده و از ایشان تقاضای بازگشت به تهران می کردند. به تهران مراجعت نمودند که اقامت ایشان در تهران، همراه با اوج مبارزات سیاسی آن مرد بزرگ الهی در مقابل رضا خان بود، به طوری که علیرغم تعطیلی مساجد و منابر توسط حکومت، ایشان هیچ گاه مسجد و منبر و سخنرانی خود را تعطیل نکرد و در منابر خود تأکید داشت که اسلام از وجود دولت وقت، در خطر است.

مرحوم شاه آبادی پس از 77 سال زندگی پر برکت، در روز پنج شنبه 3 صفر 1369 قمری مطابق با 3/9/1328 بدرود حیات گفت و پیکر مطهرش با تجلیل و تکریم فراوان در زاویه ی مرقد مطهر حضرت عبدالعظیم (ع) به خاک سپرده شد.

 نظر دهید »

شعری از مرحوم آقاسی

16 شهریور 1391 توسط خضری



شعری از مرحوم آقاسی در مورد امام زمان (عج)

با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مارا عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما,,,


 

 نظر دهید »

زندگی نامه شهید آیت الله قدوسی(دادستان کل کشور)

14 شهریور 1391 توسط خضری

 


 

زندگینامه شهید آیت الله علی قدوسی( دادستان کل کشور)

 

مرداد سال 1306 زمانی که هنوز بیش از دو سال از روی کار آمدن رضا خان نگذشته بود ، در شهر کوچک نهاوند پسری در خانواده ای روحانی متولد شد . وی را که آخرین فرزند خانواده بود علی نامیدند . پدرش یکی از روحانیون برجسته ، صاحب علم و اجتهاد و تقوا بود . دوران خردسالی شهید تحت تعلیم پدری عالم و باتقوا و مادری متدین و پرهیزگار سپری شد . در آن برهه زمانی ، درس خواندن در مدارس جدید که با تحول آموزش از شکل سنتی به سبک اروپایی همراه شده بود ، برای فرزند یک روحانی معروف کار ساده ای نبود زیرا خانواده های مذهبی ترجیح می دادند که فرزندانشان در همان مکتبخانه های قدیمی تعلیم ببینند تا از انحراف فکری و اخلاقی مصون بمانند . ولی شهید قدوسی با شکستن این سنت و روش ، وارد این مدارس شده و با پشتکار و زحمت بسیار توانست دروس ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذارده و تا سال سوم دبیرستان پیشروی نماید . او در این زمان دچار یک انقلاب فکری شده و تصمیم می گیرد که برای یادگیری دروس اسلامی به قم عزیمت نماید . لذا در سال 1321 وارد حوزه علمیه شده و مشغول فراگیری دروس اسلامی می شود . ابتدای ورودش به حوزه با سختی و غربت همراه بود . اما هیچ کدام باعث نشد که او از تحصیل علوم دینی و رشد علمی باز بماند . در همان زمان جریان ضدیت حزب توده و جبهه ملی با روحانیت پیش آمد و او از کسانی بود که به مخالفت شدید با آنها پرداخت . پس از کودتای 28 مرداد به دروس خود در حوزه ادامه داد . درس خارج را نزد آیت الله بروجردی و امام خمینی ( ره ) و دروس فلسفه را نزد علامه طباطبایی فرا گرفته و از جمله شاگردان اصول فلسفه و روش رئالیسم ایشان بود . البته ناگفته نماند که اکثر شاگردان این دروس به شهادت رسیدند . بعد از سالها تلمذ نزد استاد علامه مورد توجه ایشان واقع شده و استادش او را به دامادی می پذیرد . با پیش آمدن مسئله کاپیتولاسیون در 4 آبان 1343 و سخنرانی کوبنده امام خمینی ( ره ) در اعتراض به این مسئله که منجر به دستگیری ایشان در 13 آبان و تبعید به ترکیه گردید ، جامعه مدرسین با اعتراض شدید اقدام به انتشار اعلامیه ها و نشریات مخفی نمود اما به علت شدت اختناق و فشار وارده از سوی رژیم استبداد ، شاگردان دلسوخته امام از جمله شهید قدوسی را بر آن داشت که کیفیت مبارزه را متناسب با وضع پراختناق تغییر دهند . این امر مقدمه تشکیل یک گروه سازمان یافته و مخفی از مدرسین و اساتید حوزه شد . این تشکیلات مخفی به بهانه بررسی و اصلاح امور حوزه برگزار میشد ولیکن به طراحی مبارزه با رژیم شاه می پرداخت . شهید قدوسی از موسسین این تشکل بود از دیگر فعالان این تشکیلات می توان به چهره هایی چون رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای ، آیت الله ربانی و آقای منتظری ( که وی متاسفانه بعدها انحراف پیدا کرد ) اشاره نمود . در حدود سال 1344 این جمعیت توسط ساواک شناسایی و تمام روحانیونی که در آن بودند از جمله شهید قدوسی دستگیر و زندانی شدند . یکی از فصول درخشان شهید قدوسی تاسیس مدرسه حقانی بود که با همیاری جمعی از اساتید ، همچون آیت الله جنتی ، آیت الله مصباح و شهید آیت الله دکتر بهشتی انجام گرفت . تاسیس این مدرسه نه تنها یک حرکت صرفا فرهنگی ، علمی و تربیتی نبود بلکه همان طور که بعدها معلوم شد یک حرکت سیاسی دقیق و حساب شده ای بود که بعد از قیام 15 خرداد و تبعید امام به وقوع پیوست . شهید قدوسی بدون غرور و با تواضع به دنبال اساتید می رفت و گاهی برای راضی کردن یک استاد ، ده بار به وی رجوع میکرد . حرکت مدرسه حقانی باعث شد شماری از طلاب و فضلای عالم ، متقی و آگاه به زمان تربیت شده و سرمایه ای عظیم برای انقلاب اسلامی گردند . ایشان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از اعضای فعال کمیته استقبال بودند و به فرمان امام ( ره ) ماموریت پیدا کردند تا در دادگاه های انقلاب که در تهران تشکیل می گردید حضور بهم رسانده و متصدی مقام قضاوت گردند . پس از گذشت چند ماه از انقلاب دادگاه های انقلاب بی نظم و با مشکلات زیادی درگیر بود که این امر مسئولین را واداشت تا برای این وضعیت راه حلی بیابند . اولین قدم برای این مسئله قرار دادن مدیر دلسوز و مقتدر در راس دادگاه ها بود که طی حکمی از سوی امام ( ره ) شهید قدوسی به سمت دادستانی کل کشور منصوب شدند . سرانجام این پارسای پرتلاش ، پس از سالها مجاهدت و تلاش شبانه روزی در شهریور ماه سال 1360 با انفجار بمبی که توسط منافقین در دادستانی انقلاب کار گذاشته بود به درجه رفیع شهادت نائل شدند و بار دیگر تاریخ ، برگ خونین دیگری از دفتر مبارزات تشیع و انقلاب را ورق زد . پیام شهید به تمام طلاب : دوستان من ! اگر آمده اید که روحانی شده و به پست و مقام برسید و دنبال بزرگ شدن و به دست آوردن موقعیت و ثروت باشید ، بدانید که در دنیا و آخرت ضرر کرده اید . تا دیر نشده است باز گردید ، ولی اگر آمده اید که سرباز امام زمان ( عج ) و خادم اسلام بشوید خوش آمدید ، بدانید که خداوند شما را یاری خواهد کرد . انجام وظیفه : شهید قدوسی بسیار مقید بودند که شاگردان خوب درس بخوانند و وقت را بیهوده تلف نکنند . اگر شاگردان با استعداد در درس و بحث خود کوتاهی می کردند به شدت توبیخ می شدند . برایشان مهم این بود که شاگرد وظیفه اش را خوب انجام دهد نه این که نمره خوب بگیرد . در دوره ای که بسیاری از متدینین خواندن زبان انگلیسی را کاری نادرست یا حتی حرام می دانستند چه بسا شهید قدوسی شاگردی را بعلت نخواندن درس انگلیسی از مدرسه بیرون میکرد . شهید علی قدوسی « فرزند احمد » محل ولادت – نهاوند سال ولادت – 1/1/1308 محل شهادت – چهارراه قصر تهران – بمب گذاری توسط منافقین سال شهادت – 14/6/1360 محل دفن – شهر قم – صحن مطهر حضرت معصومه ( س)

 

 نظر دهید »

مذهبی ها موفق ترند

14 شهریور 1391 توسط خضری

 

افراد مذهبی در بسیاری از زمینه‌ها نسبت به بی‌خداها موفق‌ترند، چرا که افراد معتقد بیش‌تر برای رسیدن به اهداف بلند مدت خود تلاش می‌کنند و در این راه مداومت دارند.

این افراد با احتمال کم‌تری نسبت به دیگران سراغ سوء مصرف مواد مخدر می‌روند، معمولا در دوران تحصیل موفقیت‌های بیش‌تری کسب می‌کنند، رفتارهای سالم‌تری از خود بروز می‌دهند، کم‌تر دچار افسردگی می‌شوند و عمر طولانی‌تری هم دارند.

 

مایکل مک‌کالوق استاد دانشگاه میامی نتیجه هشت دهه تحقیقات مختلف در مورد دین، مذهب و اعتقاد به خدا را که روی گروه‌های مختلفی از مردم در سراسر جهان انجام شده بود مورد بررسی قرار دادند. با تحقیق کردن در دسته بسیار متنوعی از فاکتورها مانند زمینه‌های اجتماعی، روانشناسی، اقتصادی، عصب‌شناسی، محققان متوجه شدند رفتارهای مذهبی پیروان ادیان را ترغیب به کنترل بیش‌تر خود می‌کند.

دانشمندان معتقدند این که یک فرد بتواند خود را کنترل کند و برای زندگی خود قانون‌های خاصی را وضع کند نقش بسیار زیادی در موفقیت او دارد، اما متاسفانه نسبت به این معیارها توجه زیادی صورت نمی‌گیرد. محققان متوجه شدند دعا خواندن و ارتباط با خداوند روی قسمت‌هایی از مغز انسان‌ها اثر می‌گذارد که ارتباط زیادی با کنترل شخصی دارد. این موضوع که افراد مذهبی‌تر توانایی بیش‌تری در کنترل خودشان دارد می‌تواند توضیح دهنده این موضوع باشد که چرا معتقدان به یک دین کم‌تر از دیگران به سراغ مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی می‌روند و کم‌تر از دیگران به دلیل مشکلات اجتماعی و اخلاقی و ارتکاب به جرم به زندان می‌افتند.

 2 نظر

ملاک ارزش گذاری غم وشادی

14 شهریور 1391 توسط خضری

 

 

ملاک ارزش گذاری غم و شادی

 

آنچه در متون اسلامی درباره غم و شادی وجوددارد به راستی شگفت آور است و این حقیقت را آشکار می‌کند که دستورات دینی چگونه بهصورت منسجم در راستای کمال انسانی صادر شده و برای رسیدن، سعادت حقیقتی چگونه تمامزوایای وجود و زندگی انسان را مورد توجه قرار داده و این دو حالت روانی؛ غم و شادیرا به کمال و سعادت انسان پیوند زده است.


 

ملاک ارزش گذاری غم و شادی

 

انسانی که به دنبال کمال است در مقابل چه اموری باید شاد و خوشحال باشد و در مقابل چه چیزهایی غمناک گردد؛ حضرت علی علیه‌السلام در نامه‌ای به ابن عباس چنین می‌فرمایند: (نامه 22)

 

«اما بعد فان المرء قد یسره درک ما لم یکنلیفوته و یسوء فوت ما لم یکن لیدرکه فلیکن سرورک بما نلت من آخرتک و لیکن اسفک علیما فاتک منها و ما نلت من دنیاک فلا تکثر به فرحاً و ما فاتک منها فلات تأس علیهجزعاً ولیکن همّک فیما بعد الموت.»

 

 اما بعد، گاه باشد که مرد از به دست آوردن چیزهایی شاد می‌شود که از دستش نمی‌رفته و در عین حال غم از دست دادن چیزهایی را می‌خورد که دست یافتن به آن‌ها محال بوده است. چنان باید که شادی و سرور تنها به سبب بهره‌هایی باشد که از آخرت خویش به دست آورده‌ای و دریغت بر ارزش‌های اخروی باشد که از دست می‌دهی. اما از بهره‌های که از دنیای خویش به چنگ می‌آوری شاد مباش  از ارزش‌های دنیوی و مادی که از دست می‌دهی اندوهگین مشو رحمت خویش را به تمامی صرف دنیای پس از مرگ کن.(1)

 

«فلا یکن افضل ما نلت فی نفسک من دنیاکبلوغ لذت اوشفاء غیظ و لکن اطفاء باطل و احیاء حق ولیکن سرورک بما قدمت و اسفک علیما خلقت و همّک فیما بعدالموت.»

 

  ؛ پس چنین مباد در نگاه تو دست یافتن به لذتی یا فرو نشانیدن آتش خشمی، برترین دست آورد باشد که در نگاه چون تویی برترین ارزش‌های می‌باید کشتن یا زنده کردن حقی باشد و نیز بایسته است که بر آن چه پیش می‌فرستی شادمان شوی و بر آن چه برجای می‌نهی افسوس بخوری و فراسوی زندگی این جهان را همت گماری.(2)

 

چه بسیار تن‌های عزیز و خوش آب و رنگی که به کام زمین فرو رفته‌اند حال آنکه در دنیا با ناز و نعمت تغذیه می‌شده اند و در دامن آبرو و شرف پرورش یافته‌اند. لحظه‌های اندوهشان را با تفریح درمان می‌کردند و هر گاه مصیبتی دچار می‌آمدند به بی تفاوتی پناه می‌بردند تا مبادا لحظه خرّمی زندگی و بازی پوچ و سرگرمی‌هایشان را از دست بدهد.

 

این کلام مصداق آیه لِكَیْلَاتَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَاآتَاكُمْ؛ تا بر آنچه از دستتان می رود اندوهگین نباشید و بدآنچه به دستتان می آیدشادمانی نکنید. می‌باشد.

 

بنابراین هر یک از غم و شادی جایگاه خاص خود را دارد و انسان به هر دو به عنوان یک شئ ارزشمند نیازمند است زیرا همان طور که شادی باعث نشاط روح می‌گردد غم نیز انسان را برای فعالیت بیشتر تحت فشار قرار می‌دهد. اگر فشاری بر انسان وارد نشود شرایط موجود را مطلوب می‌پندارد و در نتیجه دست به تلاش و کوشش نمی‌زند. این امر باعث رخوت و رکود می‌گردد. مانند شخصی که به بیماری سرطان مبتلاست و در ابتدای بیماری چون خود فرد اطلاعی از بیماریش ندارد به دنبال درمان نیست تا زمانی که علایم بیماری بروز کند در آن زمان به تکاپو می افتد و درصدد رفع معزل می‌باشد.

 

بباید داد تن کار قضا را                               پذیرفتن همه حکم خدا را   

 

به حق چون و چرا هرگز نشاید                     ز تقدیرشغمین بودن نباید

 

به چیزی گر که مردی شادمان است             مر آن شادی بهچیزی ز آن جهان است

 

وگر ناچار باید خوردن غم                              ببایدخورد غم گر شد ز دین کم

 

غم و شادی سزای این سرا نیست                 برای آن سراباید به غم زیست

 

جهان گر پشت کرد و بِستَدَت زر                    مده آهجگر را بر فلک سر

 

وگر که باز ایمان از کَفَت جست                     سزد زافسوس سائی دست بر دست

 

غم دین خور که دنیا غم نیرزد                        که طفلیک شبه ماتم نیرزد

 

 

 

منشأ شادی دنیوی

 

شادی برای امور دنیوی و به دست آوردن لذات، از جنس غفلت است. ولی حزن و اندوه از جنس هشیاری. زیرا وجود اندوه وابسته به دو شرط است:

 

وقوع حادثه ناگوار-1

 

 فهم و برداشت انسان از مسأله ایی که بر او حادث شده است.-2

 

هر یک از غم و شادی جایگاه خاص خود را دارد و انسان به هر دو به عنوان یک شئ ارزشمند نیازمند است زیرا همان طور که شادی باعث نشاط روح می‌گردد غم نیز انسان را برای فعالیت بیشتر تحت فشار قرار می‌دهد. اگر فشاری بر انسان وارد نشود شرایط موجود را مطلوب می‌پندارد و در نتیجه دست به تلاش و کوشش نمی‌زند

 

حضرت علی علیه اسلام وضعیت غفلت زدگان دنیا را که به شادی‌های تحذیری (بدون بصیرت غرق شدن) روی آورده‌اند و به آن دل خوش کرده‌اند را چنین توصیف می‌نماید:

 

« …وَ لم اکلت الارض من عزیز جسد وانبق اون   »

 

چه بسیار تن‌های عزیز و خوش آب و رنگی که به کام زمین فرو رفته‌اند حال آنکه در دنیا با ناز و نعمت تغذیه می‌شده اند و در دامن آبرو و شرف پرورش یافته‌اند.لحظه‌های اندوهشان را با تفریح درمان می‌کردند و هر گاه مصیبتی دچار می‌آمدند به بی تفاوتی پناه می‌بردند تا مبادا لحظه خرّمی زندگی و بازی پوچ و سرگرمی‌هایشان را از دست بدهد. آری درست در همان گرما گرم عیش و نوش و در فضای آن زندگی غفلت آلود که دنیا و عاشق ناز پروده اش به هم لبخند می‌زنند ناگهان روزگار با خار جان گزایش او را می‌گزد و در گردش روزها و شب‌ها نیروهایش را در هم می‌شکند و هیولای مرگ از نزدیک بر او چیره می‌شود.

 

نتیجه گیری

 

شادی اگر در جهت عبادت پروردگارو رسیدن به کمالات معنوی باشد نه تنها اشکالی ندارد بلکه مورد تایید اسلام نیز هست چرا که چنین شادی محرک تعالی بخش و پلکانی برای رسیدن به کمالات خواهد بود. اماشادی‌های غفلت انگیز بی توجهی به واقعیت‌های موجود زندگی و خصوصاً سرنوشت خود انساناست که مورد نکوهش قرار گرفته.

 

غمی که انسان را آزرده خاطر می‌کند و به ظاهر فشار جسمی یا روحی به ارمغان می‌آورد، او را به سوی کمال سوق دهد (همانند غم حیات پس از مرگ؛ اگر مردم ره توشه ایی که از قبل فرستاده‌ام کمک و یاورم می‌باشد؟ با حیات ابدی چه کنم؟ و…) و غمی که، روح عدالت خواهی و حقیقت طلبی را در فرد به قلیان در آورد و در مقابل ظلم و بی عدالتی بشوراند (مانند عزاداری برای شهدا) مورد توصیه و سفارش اسلام

 

است. اما … غمی که ناشی از ناکامی های دنیا، زیبایی دنیا، ثروت دنیوی، قدرت و… باشد آشفتگی خاطر و افسردگی را به دنبال خواهد داشت

 

 که به هیچ وجه مقبول عقل سلیم و دین مبین نیست.

 

اگر ناچار غم بایست خوردن                    غمش باشد برای بعد مُردن  

 

که انسان گر ز چیزی شادمان است             که آن چیز از ازل قسمت بر آن است 

 

پی نوشت ها:

 

شرح ترجمه نهج‌البلاغه – زمانی – ج 2 ص 200             

 

شرح – شرح نهج‌البلاغه ابن میثم – مترجم محمدی مقدم – ج 4 ص 692

 

سوره حدید آیه 22

 

شرح منظوم نصاری – ج 7

 

 

 

 

 

 نظر دهید »

اذکار آسمانی

14 شهریور 1391 توسط خضری

در روایات ذکر شده که هفت پیغمبر، هفت کلمه گفتند و هر یک به سعادتی رسیدند. که عبارتند از:


1. حضرت آدم(علیه‎السلام) گفت:«الحمدالله»، فرمان رسید که «یرحمک ربک»

2. حضرت نوح(علیه‎السلام) گفت: «بسم الله»، حق او را از طوفان نجات داد .

3. حضرت ابراهیم(علیه‎السلام) گفت: «حسبی الله»، حق او را از آتش نمرود نگاه داشت .

4. حضرت اسماعیل(علیه‎السلام) گفت: «ان شاء الله»، از بریده شدن گلو نجات یافت .

5. حضرت موسی(علیه‎السلام) گفت: «لا حول ولا قوة الا بالله»، از شرّ فرعون رهایی یافت .

6. حضرت یونس(علیه‎السلام) گفت:«لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»، از شکم ماهی آزاد شد .

7 .  حضرت رسول اکرم محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) صاحب اسم سلام و ذکر سلام بود، «سلام قولا من رب رحیم» که در معراج خطاب آمد «السلام علیک ایها

النبی و رحمة الله و برکاته» که صاحب شفاعت کلی شد .

 

برگرفته از کتاب یاران معرفت، سید مصطفی علوی، ص 45 .

 1 نظر

حدیث روز

14 شهریور 1391 توسط خضری

 


مردی خدمت امام حسین علیه السلام آمد و گفت: می خواهم گناه نکنم ولی نمی توانم. موعظه ای کن (تا مانع صدور گناه از من شود). امام علیه السلام فرمود: پنج کار را بکن و آن گاه هر چه خواستی گناه کن(وگرنه دست از گناه بکش).
.1
روزی خدا را نخور و هرچه خواستی گناه کن. «فأول ذلک لا تأکل رزق الله و أذنب ما شئت».

2
.از ولایت خدا خارج شو و هرچه خواستی گناه کن. «والثانی اخرج من ولایة الله و اذنب ما شئت».


.3
جایی پیدا کن که خدا تو را نبیند و هر چه خواستی گناه کن. «و الثالث اطلب موضعا لا یراک الله و أذنب ما شئت».

.4
آن گاه که ملک الموت برای قبض روح تو می آید، اگر توانایی دفع او را داری و می توانی از دست وی نجات پیدا کنی، هر چه می خواهی گناه کن. «والرابع إذا جاء ملک الموت لیقبض روحک فادفعه عن نفسک و أذنب ما شئت».

.5
وقتی مامور جهنم خواست تو را وارد جهنم کند، اگر می توانی داخل نشو و هر چه می خواهی گناه کن. «والخامس إذا أدخلک مالک فی النار- فلا تدخل فی النار و أذنب ما شئت».بحارج 75 ص 126


ریشه قرآنی حدیث آن است که قرآن کریم نیز از همین عامل به عنوان یکی از اهرم های تربیتی استفاده کرده است: «و قل اعلموا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون».سوره توبه آیه 105


پیامبر! به آن ها بگو هر کار خواستید بکنید، ولی توجه داشته باشید که در محضر و منظر خدا، رسول خدا و انسان های کامل - که مصداق بارز آن ائمه اطهار علیهم السلام هستند - قرار دارید و به زودی عالم غیب و شهادت بر می گردید و به شما خبر می دهد که چه کارهایی کردید.


امام حسین علیه السلام در روز عاشورا بعد از شهادت اصحاب، سرش را به طرف آسمان بلند کرد و گفت: «اللهم إنک تری ما یصنع بولد نبیک»، خدایا توشاهدی و می بینی که با پسر پیغمبر تو چه می کنند. بحار ج44 ص321

چنان که پس از شهادت طفل شیر خوار دست مبارک خود را زیر گلوی او گرفت، وقتی کف دستش پر از خون شد، آن را به طرف آسمان پاشید و گفت: «هون علی انزل بی أنه بعین الله».آن چه که این مصیبت را بر من آسان می کند این است که این مصائب در محضر خدا و منظر او واقع می شود و او می بیند.      بحار ج45 ص46

منبع: کتاب حماسه و عرفان

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 72
  • 73
  • 74
  • ...
  • 75
  • ...
  • 76
  • 77
  • 78
  • ...
  • 79
  • ...
  • 80
  • 81
  • 82
  • ...
  • 92

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس