حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

وصیتی زیبا از البرت انیشتاین

27 مهر 1391 توسط خضری


وصیتی زیبا از آلبرت اینشتاین

 

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.

کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.

استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند …

 

 نظر دهید »

بخشش

27 مهر 1391 توسط خضری

 

بخشش!

مهربانی در گفتار ، اعتماد می آفریند.

مهربانی در اندیشه ، بصیرت می آفریند.

مهربانی در بخشش ، عشق می آفریند.

مولانا ” در نگاهی عاشقانه به خلقت ، عشق را بنیان گردش هستی می شناسد و

می سراید:”

اگر این آسمان عاشق نبودی                نبودی سینه ی او را صفایی

وگر خورشید هم عاشق نبودی             نبودی در جمال او  ضیایی

 2 نظر

حدیث روز

27 مهر 1391 توسط خضری

 


قالَ الامام الجواد عليه السلام : إ يّاكَ وَ مُص احَبَةُالشَّريرِ، فَإ نَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ، يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبَحُ اءثَرُهُ

فرمود: مواظب باش از مصاحبت و دوستى با افراد شرور، چون كه او همانند شمشيرى زهرآلود،

برّاق است كه ظاهرش زيبا و اثراتش زشت و خطرناك خواهد بود.

 

 نظر دهید »

پیشواز غدیر عیدالله اکبر

26 مهر 1391 توسط خضری

 

سلام به شما دوست امیر المؤمنین علیه السلام

هفده روز تا غدیر باقیست. سالروز پیوند آسمانی دو انسان آسمانی ، تنها زوج معصوم عالم، مبارک

سوره انسان را می خوانیم و به ایشان هدیه می کنیم

 

 

 1 نظر

دوچرخه سواری با خدا

26 مهر 1391 توسط خضری


دوچرخه سواری با خدا

من در ابتدا خداوند را یک ناظر ، مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاهائی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم ، شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم …!

 
وقتی قدرت فهم من بیشتر شد ، به نظرم رسید که گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه سواردی با یک دوچرخه دو نفره است و دریافتم که خدا در صندلی عقب در پا زدن به من کمک میکند…


نمیدانم چه زمانی بود که خدا به من پیشنهاد داد جایمان را عوض کنیم… از آن موقع زندگی ام بسیار فرق کرد ، زندگی ام با نیروی افزوده شده او خیلی بهتر شد ، وقتی کنترل زندگی دست من بود من راه را میدانستم و تقریبا برایم خسته کننده بود ولی تکراری و قابل پیش بینی و معمولا فاصله ها را از کوتاهترین مسیر میرفتم…

 
اما وقتی خدا هدایت زندگی مرا در دست گرفت ، او بلد بود…

از میانبرهای هیجان انگیز و از بالای کوهها و از میان صخره ها و با سرعت بسیار زیاد حرکت کند و به من پیوسته میگفت :

« تو فقط پا بزن»
من نگران و مضطرب بودم پرسیدم « مرا به کجا می بری ؟»

او فقط خندید و جواب نداد و من کم کم به او اطمینان کردم !
وقتی میگفتم : « میترسم » ، او به عقب بر میگشت و دستم را میگرفت و میفشرد و من آرام میشدم…


او مرا نزد مردم میبرد و آنها نیاز مرا به صورت هدیه میدادند و این سفر ما ، یعنی من و خدا ادامه داشت تا از آن مردم دور شدیم…


خدا گفت : هدیه را به کسانی دیگر بده و آنها بار اضافی سفر زندگی است و وزنشان خیلی زیاد است ، بنابراین من بار دیگر هدیهها را به مردمانی دیگر بخشیدم و فهمیدم

« دریافت هدیه ها بخاطر بخشیدن های قبلی من بوده است»

و با این وجود بار ما در سفر سبکتر است…

من در ابتدا در کنترل زندگی ام به خدا اعتماد نکردم ، فکر میکردم او زندگی ام را متلاشی میکند ، اما او

اسرار دوچرخه سواری « زندگی » را به من نشان داد

خدا میدانست چگونه از راههای باریک مرا رد کند و از جاهای پر از سنگلاخ به جاهای تمیز ببرد و برای عبور از معبرهای ترسناک ، پرواز کند…


و من دارم یاد میگیرم که ساکت باشم و در عجیبترین جاها فقط پا بزنم

من دارم ازدیدن مناظر و برخورد نسیم خنک به صورتم در کنار همراه دائمی خود « خدا » لذت میبرم و من هر وقتی نمیتوانم از موانع بگذرم

… او فقط لبخند میزند و میگوید :  پا بزن

 نظر دهید »

اول ذی الحجه

26 مهر 1391 توسط خضری

 

 

فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر پيغمبر اكرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود. پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند. از حيث جمال ظاهري و كمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد. و به عاليترين كمالات انساني آراسته بود.
شخصيت و عظمت پيامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوكت او زيادتر مي شد به همين علت دختر عزيزش زهرا (عليها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاري مي كردند اما پيامبر با خواستگاران طوري رفتار مي كرد كه مي پنداشتند مورد غضب پيامبر قرار گرفته اند.
رسول خدا فاطمه را براي علي (عليه السلام) نگاه داشته بود و مايل بود از جانب او پيشنهاد شود. پيامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.
خواستگاری علی علیه السلام
پس علی به خواستگاری آمد وقصد آمدن را بیان کرد
فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگيرم.
پيغمبر نزد فاطمه (سلام الله علیه) رفت، فرمود: دخترم! علي بن ابي طالب (علیه السلام) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است. آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چيزي نگفت. پيغمبر چون آثار خشنودى را در چهره او ديد گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضايت دانست .
توافق:
رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) پس ازكسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي! آيا براي عروسي چيزي داري؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع داريد. تمام ثروت من عبارت است از يك شمشير، يك زره و يك شتر.
فرمود: تو مرد جنگ و جهادي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد كني، شمشير از لوازم و احتياجات ضروري تو است. شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله آن آبكشي كني و امور اقتصادي خود و خانواده ات را تأمين كني و براي اهل و عيالت كسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را بر آن حمل كني، تنها چيزي كه مي تواني از آن صرف نظر كني همان زره است. منهم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اكتفا مي نمايم. يا علي آيا اكنون بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشكار بسازم؟!
عرض كرد: آري يا رسول الله، پدر و مادرم فدايت، شما هميشه نيك خوي و خوش زبان بوده ايد.
فرمود: پيش از آنكه به نزد من بيايي جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش برگزيده و به رسالت انتخاب كرد. علي (علیه السلام) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوري. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجيب و طيب و طاهر و نيكو به آنان عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرئيل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدي .
خطبه عقد:
پيغمبر صلي الله عليه وآله فرمود: يا علي تو زودتر به مسجد برو و من نيز از عقب تو مي آيم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنيم و خطبه بخوانيم.
علي (علیه السلام) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بين راه ملاقات كرد، آنها از جريان كار جويا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزويج كرد، هم اكنون پيامبر در راه است تا در حضور جمعيت، مراسم عقد و خطبه خواني را انجام دهد.
پيغمبر (صلی الله علیه وآله) در حالي كه صورتش از سرور و شادماني مي درخشيد به مسجد تشريف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامي كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي فرمود: اي مردم آگاه باشيد كه جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد كه مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه عليها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگيرم. سپس نشست و به علي (علیه السلام) فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان.
علي عليه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم و شهادت مي دهم كه بغير از او خدايي نيست. شهادتي كه مورد پسند و رضايت او واقع شود. درود بر محمد صلي الله عليه وآله، درودي كه مقام و درجه اش را بالا برد. اي مردم! خدا ازدواج را براي ما پسنديده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. اي مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.
مسلمانان به پيغمبر (صلی اله علیه وآله) عرض كردند: يا رسول الله! فاطمه را با علي كابين بسته اي؟
رسول خدا پاسخ داد: آري. پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا اين ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در ميانتان دوستي و محبت افكند.
مذاكره عروسي:
علي عليه السلام مي فرمايد: حدود يك ماه طول كشيد و من خجالت مي كشيدم با پيغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولي گاهي كه خلوت مي شد مي فرمود: يا علي چه همسر نيكو و زيبائي نصيبت شد؟ بهترين زنان عالم را تزويج تو كردم.
روزي برادرم عقيل پيش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسيارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خواهش نمي كني كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسيله عروسي شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خيلي ميل دارم عروسي كنم اما از رسول خدا خجالت مي كشم. عقيل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بيا تا خدمت پيغمبر (صلی الله علیه وآله) برويم.
علي با برادرش عقيل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بين راه به «ام ايمن» برخورد كرده جريان را برايش گفتند. ام ايمن گفت: اجازه بدهيد من با رسول خدا در اين باره مذاكره كنم.
ام سلمه و ساير زنان از قضيه خبردار شدند و خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: يا رسول الله! پدر و مادرمان به فدايت، براي موضوعي خدمت شما رسيده ايم كه اگر خديجه زنده بود چشمش بدان روشن مي شد. وقتي پيغمبر (صلی الله علیه واله) نام خديجه را شنيد اشكش جاري شد و فرمود: خديجه؟! كجا مانند خديجه پيدا مي شود؟ هنگامي كه مردم مرا تكذيب نمودند مرا تصديق كرد و براي ترويج دين خدا، اموالش را در اختيار من قرار داد. خديجه زني بود كه خدا بر من وحي فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه اي از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.
ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدايت شود، شما هرچه درباره خديجه مي فرماييد صحيح است. خدا ما را با او محشور گرداند. يا رسول الله! برادر و پسر عموي شما ميل دارد همسرش را به منزل ببرد.
فرمود: پس چرا خودش در اين باره صحبتي نمي كند؟ عرض كرد: از كمروئي اوست.
پيغمبر (صلی الله علیه وآله) به ام ايمن فرمود: علي را نزد من حاضر كن.
وقتي علي (علیه السلام) خدمت پيغمبر مشرف شد فرمود: يا علي! آيا ميل داري همسرت را به منزل ببري.
عرض كرد: آري يا رسول الله.
فرمود: خدا مبارك كند، همين امشب يا فردا شب وسائل عروسي را فراهم مي كنم.
سپس به همسرانش فرمود: اطاقي را براي فاطمه فرش كنيد تا مراسم عروسي را برگزار كنيم . مراسم ازدواج برترين بندگان خداوند در روز اول يا ششم ذي الحجه  سال دوم يا سوم هجري انجام گرفت.

 

 نظر دهید »

به شیعیان ما بگوییدگناه نکنند

26 مهر 1391 توسط خضری

 

 

عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:‏

يَا مُفَضَّلُ ،

إِيَّاكَ وَ الذُّنُوبَ ، وَ حَذِّرْهَا شِيعَتَنَا.

فَوَ اللهِ مَا هِيَ إِلَى أَحَدٍ أَسْرَعَ مِنْهَا إِلَيْكُمْ ،

إِنَّ أَحَدَكُمْ لَتُصِيبُهُ الْمَعَرَّةُ مِنَ السُّلْطَانِ ،

 وَ مَا ذَاكَ إِلَّا بِذُنُوبِهِ ،

وَ إِنَّهُ لَيُصِيبُهُ السُّقْمُ ،

 وَ مَا ذَاكَ إِلَّا بِذُنُوبِهِ ،

وَ إِنَّهُ لَيُحْبَسُ عَنْهُ الرِّزْقُ ،

 وَ مَا هُوَ إِلَّا بِذُنُوبِهِ ،

وَ إِنَّهُ لَيُشَدَّدُ عَلَيْهِ عِنْدَ الْمَوْتِ ،

وَ مَا هُوَ إِلَّا بِذُنُوبِهِ.


مفضّل بن عمر از حضرت صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود:

اى مفضّل، تو را از تمام گناهان برحذر می دارم، و تو نیز شيعيان ما را از آن بر حذر بدار.

به خدا سوگند، اثر هیچ چیزی سریع تر از اثر گناه به شما نمی رسد.

اگر آزار و اذیّتی از سلطان به يكى از شما رسيد، قطعاً به خاطر گناهی است كه انجام داده است.

اگر یکی از شما بيمار شد، حتماً به جهت گناهى است كه انجام داده است.

اگر رزق و روزى از کسی حبس شد، صرفاً به خاطر گناهى است كه از او صادر گرديده است.

اگر هنگام مرگ، کسی به سختی جان داد، فقط به خاطر گناهی است که مرتکب شده است.

 

                                                            علل الشرایع ، ج1، ص297

 

 نظر دهید »

دوستی و دشمنی

26 مهر 1391 توسط خضری






dDocument>
Normal
0




false
false
false

EN-US
X-NONE
FA


























yles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true"
DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″
LatentStyleCount="267″>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Normal"/>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″/>


















UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Title"/>

UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Subtitle"/>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Strong"/>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Emphasis"/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Table Grid"/>

UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="No Spacing"/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Shading"/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light List"/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Grid"/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Dark List"/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Shading"/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful List"/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Grid"/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Shading Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light List Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Grid Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 1 Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 2 Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 1 Accent 1″/>

UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="List Paragraph"/>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Quote"/>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Intense Quote"/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 2 Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 1 Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 2 Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 3 Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Dark List Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Shading Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful List Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Grid Accent 1″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Shading Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light List Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Grid Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 1 Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 2 Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 1 Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 2 Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 1 Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 2 Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 3 Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Dark List Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Shading Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful List Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Grid Accent 2″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Shading Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light List Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Grid Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 1 Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 2 Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 1 Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 2 Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 1 Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 2 Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 3 Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Dark List Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Shading Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful List Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Grid Accent 3″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Shading Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light List Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Grid Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 1 Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 2 Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 1 Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 2 Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 1 Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 2 Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 3 Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Dark List Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Shading Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful List Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Grid Accent 4″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Shading Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light List Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Grid Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 1 Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 2 Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 1 Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 2 Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 1 Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 2 Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 3 Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Dark List Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Shading Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful List Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Grid Accent 5″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Shading Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light List Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Light Grid Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 1 Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Shading 2 Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 1 Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium List 2 Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 1 Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 2 Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Medium Grid 3 Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Dark List Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Shading Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful List Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” Name="Colorful Grid Accent 6″/>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Subtle Emphasis"/>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Intense Emphasis"/>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Subtle Reference"/>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Intense Reference"/>
UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="Book Title"/>




so-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:"Times New Roman";
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

دوستی و دشمنی

دوستی! 

بزرگی گفته است : ” در مانده ترین مردم ، کسی است که از یافتن دوست ، ناتوان است.

ودرمانده تر  از او کسی است که به دوست دست یابد و نتواند او را نگه دارد.

دشمنی !

بزرگی را پرسیدند :” چگونه به این مرتبه از سروری رسیدی ؟ “  گفت:

“. با هیچ کس دشمنی نکردم ، مگر آن که بین خود و او ، جایی برای آشتی باقی گذاشتم ”

 نظر دهید »

ازدواج حضرت علی(ع)با حضرت زهرا (علیهاسلام)

25 مهر 1391 توسط خضری

ازدواج علی(ع) با فاطمه(س)

حضرت علی - علیه السلام، بنابر امر الهی وسنت حسنه اسلامی، بر آن می شود که در بحران جوانی به کشتی زندگانی خود سکونت و آرامش بخشد. اما شخصیتی چون حضرت علی - علیه السلام هرگز در همسرگزینی به یک آرامش نسبی وموقت اکتفا نمی کند وآفاق دیگر زندگانی را از نظر دور نمی دارد. از این رو خواستار همسری می شود که از نظر ایمان وتقوی ودانش وبینش ونجابت واصالت، «کفو» وهمشان او باشد. چنین همسری جز دختر رسول خدا حضرت فاطمه زهرا - علیها السلام - که به همه خصوصیات او از هنگام تولد تا آن زمان کاملا آشنایی داشت، کسی دیگر نبود.

خواستگاران حضرت زهرا - علیها السلام-

پیش از حضرت علی - علیه السلام افرادی مانند ابوبکر وعمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اعلام کرده بودند وهر دو از پیامبر یک پاسخ شنیده بودند وآن اینکه در باره ازدواج زهرا منتظر وحی الهی است.

آن دو که از ازدواج با حضرت زهرا نومید شده بودند با سعد معاذ رئیس قبیله اوس به گفتگو پرداختند وآگاهانه دریافتند که جز حضرت علی - علیه السلام کسی شایستگی ازدواج با حضرت زهرا - علیها السلام - را ندارد ونظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز به غیر او نیست. از این رو دسته جمعی در پی حضرت علی - علیه السلام رفتند وسرانجام او را در باغ یکی از انصار یافتند که با شتر خود مشغول آبیاری نخلها بود. آنان روی به علی کردند وگفتند: اشراف قریش از دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خواستگاری کرده اند وپیامبر در پاسخ آنان گفته است که کار زهرا منوط به اذن خداست و ما امیدواریم که اگر تو (با سوابق درخشان وفضایلی که داری) از فاطمه خواستگاری کنی پاسخ موافق بشنوی واگر دارایی تو اندک باشد ما حاضریم تو را یاری کنیم.

با شنیدن این سخنان دیدگان حضرت علی - علیه السلام را اشک شوق فرا گرفت وگفت:

 دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مورد میل وعلاقه من است. این را گفت ودست از کار کشید وراه خانه پیامبر را، که در آن وقت نزد ام سلمه بسر می برد، در پیش گرفت. هنگامی که در خانه رسول اکرم را کوبید پیامبر فورا به ام سلمه فرمود: برخیز و در را باز کن که این کسی است که خدا ورسولش او را دوست می دارند.

ام سلمه می گوید: شوق شناسایی این شخص که پیامبر او را ستود آنچنان بر من مستولی شد که وقتی برخاستم در را باز کنم نزدیک بود پایم بلغزد. من در را باز کردم وحضرت علی - علیه السلام وارد شد ودر محضر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشست، اما حیا وعظمت محضر پیامبر مانع از آن بود که سخن بگوید، لذا سر به زیر افکنده بود وسکوت بر مجلس حکومت می کرد. تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سکوت مجلس را شکست وگفت:

 گویا برای کاری آمده ای؟ حضرت علی - علیه السلام در پاسخ گفت: پیوند خویشاوندی من با خاندان رسالت وثبات وپایداریم در راه دین وجهاد وکوششم در پیشبرد اسلام بر شما روشن است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: تو از آنچه که می گویی بالاتر هستی. حضرت علی - علیه السلام گفت: آیا صلاح می دانید که فاطمه را در عقد من در آورید؟ (1

حضرت علی– علیه السلام-  در طرح پیشنهاد خود بر تقوا وسوابق درخشان خود در اسلام تکیه می کند واز این طریق به همگان تعلیم می دهد که ملاک برتری این است نه زیبایی وثروت ومنصب.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از اصل آزادی زن در انتخاب همسر استفاده کرد ودر پاسخ حضرت علی - علیه السلام - فرمود: پیش از شما افراد دیگری از دخترم خواستگاری کرده اند ومن درخواست آنان را با دخترم در میان نهاده ام ولی در چهره او نسبت به آن افراد بی میلی شدیدی احساس کرده ام. اکنون درخواست شما را با او در میان می گذارم، سپس نتیجه را به شما اطلاع می دهم.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وارد خانه زهرا - علیها السلام - شد و او برخاست و ردا از دوش آن حضرت برداشت وکفشهایش را از پایش در آورد وپاهای مبارکش را شست وسپس وضو ساخت ودر محضرش نشست. پیامبر سخن خود را با دختر گرامیش چنین آغاز کرد.

علی فرزند ابوطالب از کسانی است که فضیلت ومقام او در اسلام بر ما روشن است ومن از خدا خواسته بودم که تو را به عقد بهترین مخلوق خود در آورد واکنون او به خواستگاری تو آمده است; در این باره چه می گویی؟

 در این هنگام زهرا - علیها السلام - در سکوت عمیقی فرو رفت ولی چهره خود را از پیامبر صلی الله

علیه و آله و سلم برنگرداند وکوچکترین ناراحتی در سیمای او ظاهر نشد.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از جای برخاست وفرمود: «الله اکبر سکوتها اقرارها» یعنی: خدا

 بزرگ است;سکوت دخترم نشانه رضای اوست.

همشانی روحی وفکری واخلاقی

درست است که در آیین اسلام هر مرد مسلمان کفو وهمشان مسلمان دیگری است وهر زن مسلمان که در عقد مرد مسلمانی در آید با همشان خود پیمان زناشویی بسته است، ولی اگر جنبه های روحی وفکری را در نظر بگیریم بسیاری از زنان همشان برخی مردان نیستند و بالعکس. مردان مسلمان شریف واصیل که از ملکات عالی انسانی وسجایای اخلاقی ودانش وبینش وسیع برخوردارند باید با زنانی پیمان زناشویی ببندند که از نظر روحیات وسجایای اخلاقی همشان ومشابه آنان باشند. این امر در باره زنان پاکدامن وپرهیزگار که از فضایل اخلاقی واندیشه وبینش بلند برخوردارند نیز حکمفرماست.

هدف عمده ازدواج، که برقراری سکونت وآرامش خاطر در طول زندگی است، جز با رعایت این نکته تامین نمی شود وتا یک نوع مشابهت اخلاقی ومحاکات روحی وجذبه روانی بر محیط زندگی سایه نگستراند پیوند زناشویی فاقد استواری لازم خواهد بود.

با توجه به این بیان، حقیقت خطاب الهی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روشن می شود که فرمود:

«لو لم اخلق علیا لما کان لفاطمة ابنتک کفو علی وجه الارض » 

اگر علی را نمی آفریدم، برای دختر تو فاطمه هرگز در روی زمین همشانی نبود.

به طور مسلم مقصود از این کفویت همشانی مقامی وروحی است.

هزینه عقد وعروسی

تمام دارایی حضرت علی - علیه السلام در آن زمان منحصر به شمشیر وزرهی بود که می توانست به وسیله آنها در راه خدا جهاد کند وشتری نیز داشت که با آن در باغستانهای مدینه کار می کرد وخود را از میهمانی انصار بی نیاز می ساخت.

پس از انجام خواستگاری ومراسم عقد وقت آن رسید که حضرت علی - علیه السلام - برای همسر گرامی خود اثاثی تهیه کند وزندگی مشترک خود را با دختر پیامبر آغاز کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پذیرفت که حضرت علی علیه السلام زره خود را بفروشد وبه عنوان جزئی از مهریه فاطمه - علیها السلام -

در اختیار پیامبر بگذارد.

زره به چهارصد درهم به فروش رفت. پیامبر قدری از آن را در اختیار بلال گذاشت تا برای زهرا عطر بخرد وباقیمانده را به عمار یاسر وگروهی از یاران خود داد تا برای فاطمه وعلی لوازم منزل تهیه کنند. از صورت جهیزیه حضرت زهرا - علیها السلام - می توان به وضع زندگی بانوی بزرگوار اسلام به خوبی پی برد. فرستادگان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از بازار باز گشتند وآنچه برای حضرت زهرا - علیها السلام - تهیه کرده بودند به قرار زیر بود:

1- پیراهنی به بهای هفت درهم

 2- یک روسری به بهای یک درهم

3- قطیفه مشکی که تمام بدن را نمی پوشانید

4- یک تخت عربی از چوب ولیف خرما

5- دو تشک از کتان مصری که یکی پشمی ودیگری از لیف خرما بود

6- چهار بالش، دو تا از پشم ودو تای دیگر از لیف خرما

7- پرده

8- حصیر هجری

9- دست آس

10- طشت بزرگ

            11- مشکی از پوست

12- کاسه چوبی برای شیر

13-ظرفی از پوست برای آب

14- آفتابه

15- ظرف بزرگ مسی 

16- چند کوزه

17- بازوبندی از نقره.

یاران پیامبر وسایل خریداری شده را بر آن حضرت عرضه کردند وپیامبر، در حالی که اثاث خانه دختر خود را زیر ورو می کرد، فرمود: «اللهم بارک لقوم جل آنیتهم الخزف ». یعنی: خداوندا، زندگی را بر گروهی که بیشتر ظروف آنها را سفال تشکیل می دهد مبارک گردان.

مهریه حضرت زهرا - علیها السلام -

مهریه دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پانصد درهم بود که هر درهم معادل یک مثقال نقره بود. (هر مثقال 18 نخود است).

مراسم عروسی دختر گرانمایه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در کمال سادگی وبی آلایشی برگزار شد. یک ماه از عقد پیمان زناشویی می گذشت که زنان رسول خدا به حضرت علی گفتند: چرا همسرت را به خانه خویش نمی بری؟

حضرت علی -علیه السلام - در پاسخ آنان آمادگی خود را اعلام کرد.        

ام ایمن شرفیاب محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد وگفت: اگر خدیجه زنده بود دیدگان او از مراسم عروسی دخترش فاطمه روشن می شد.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وقتی نام خدیجه را شنید چشمان مبارکش از اشک پر شد وگفت: او مرا هنگامی که همه تکذیبم کردند تصدیق کرد ودر پیشبرد دین خدا یاریم داد وبا اموال خود به گسترش اسلام مدد رساند.

ام ایمن افزود: دیدگان همه را با اعزام فاطمه به خانه شوهر روشن کنید.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دستور داد که یکی از حجره ها را برای زفاف زهرا آماده سازند واو را برای این شب آرایش کنند.

زمان اعزام عروس به خانه داماد که فرا رسید، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حضرت زهرا را به حضور طلبید. زهرا - علیها السلام - ، درحالی که عرق شرم از چهره اش می ریخت، به حضور پیامبر رسید واز کثرت شرم پای او لغزید ونزدیک بود به زمین بیفتد. در این موقع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حق او دعا کرد وفرمود:

.«اقالک الله العثرة فی الدنیا و الآخرة »

خدا تو را از لغزش در دو جهان حفظ کند.

سپس چهره زهرا را باز کرد ودست او را در دست علی نهاد وبه او تبریک گفت وفرمود:

.«بارک لک فی ابنة رسول الله یا علی نعمت الزوجة فاطمة »

سپس رو کرد به فاطمه وگفت:

.«نعم البعل علی »

آنگاه به هر دو دستور داد که راه خانه خود را در پیش گیرند وبه شخصیت برجسته ای مانند سلمان دستور داد که مهار شتر زهرا - علیها السلام - را بگیرد و از این طریق جلالت مقام دختر گرامیش را اعلام داشت.

هنگامی که داماد وعروس به حجله رفتند، هر دو از کثرت شرم به زمین می نگریستند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وارد اطاق شد وظرف آبی به دست گرفت وبه عنوان تبرک بر سر وبر اطراف بدن دخترش پاشید وسپس در حق هر دو چنین دعا فرمود:

.«…اللهم هذه ابنتی و احب الخلق الی اللهم و هذا اخی واحب الخلق الی اللهم اجعله ولیا و »

پروردگارا، این دختر من ومحبوبترین مردم نزد من استت. پروردگارا، علی نیز گرامی ترین مردم نزد من است. خداوندا، رشته محبت آن دو را استوارتر فرما و…

 3 نظر

فضیلت ماه ذی الحجه

25 مهر 1391 توسط خضری

 

ماه »ذى الحجّه»، آخرين ماه «سال هجرى قمرى» است و ماهى است بسيار پربركت. بزرگان دين هنگامى كه اين ماه وارد مى شد، اهمّيّت ويژه اى به عبادت در آن مى دادند. مخصوصاً در دهه اوّل اين ماه .در بعضى از روايات آمده است، شب هاى دهگانه اى كه قرآن در سوره «والفجر و ليال عشر» به آن سوگند ياد كرده است، شب هاى دهه اوّل اين ماه شريف است،و اين سوگند به خاطر عظمت آن است.
خداوند در سوره حج (آيه 28) ضمن بيان فريضه بزرگ «حج» سخن از «أيّام مَعْلُومات« گفته است كه مؤمنان بايد در آن به ياد خدا باشند. يكى از تفسيرهاى معروفِ »أيّام مَعْلُومات» كه در روايات نيز آمده است، ده روز اوّل ماه ذى الحجّه است. بنابراين، هم شب هاى آن عزيز است و هم روزهاى آن.
در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه عبادت و كار نيك در هيچ ايّامى به اندازه اين ايّام (ده روز اوّل ماه ذى الحجّه) فضيلت ندارد.
افزون بر اينها، هم صدا شدن با زوّار خانه خدا در اين ماه، و ياد و خاطره مراسم باشكوه حج و معنويّت و بركات آن، حال و هواى ديگرى به انسان مى دهد; مخصوصاً براى كسانى كه در سلك زوّار سعادتمند خانه خدا قرار گرفته اند، يا با ياد و خاطره آنها همراهند.
وجود دو «عيد» مهمّ اسلامى عيد قربان )
عيد اضحى) و عيد غدير (عيد ولايت) و روز «عرفه» و خاطره دعاى عجيب و بسيار گرانبهاى امام حسين(عليه السلام) در عرفات، شكوه و عظمت خاصّى به اين ماه بخشيده، و سزاوار است همه مؤمنان (مخصوصاً جوانان پاكدل) از فضاى آكنده از معنويّت اين ماه غافل نشوند و در خودسازى و تهذيب نفس بكوشند كه به پيشرفت هاى مهمّى نائل مى شوند.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 62
  • 63
  • 64
  • ...
  • 65
  • ...
  • 66
  • 67
  • 68
  • ...
  • 69
  • ...
  • 70
  • 71
  • 72
  • ...
  • 92

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس