حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

سلامی به عمق تنهایی دلهای منتظران

10 خرداد 1394 توسط خضری

 

اي مهربان ! نمي دانم عكس نورانيت را در كدامين فصل غم انگيز و بي ترانه ي دلم به تماشا نشسته ام كه اين گونه مست ديدار تو شدم . نمي دانم پاي درددل كدامين دلشكسته تر از خود نشستم كه اين چنين , دل بي تابم را بي قرار تو ساخت , خبر ندارم , قطره قطره اشكم را در كدامين گلدان تنهايي ريختم كه گل مهر تو روييد و شعرهاي غمگينم براي رسيدن تو به پرواز درآمد، راستي من بر سنگفرش كدامين دل نوراني به دنبال ردپاي تو گشته ام.
من از غصه پرغم روزهاي خاكستري دلم , از جمعه هاي دلگيري كه بي رخ ماه تو گذشته , نوشته ام و آن قدر در اين چين خوردگي سكوت به دنبال آوايي از تو گشته ام تا سهمم شفقي سوخته از آه آرزومندانت شد و حسرتي بي نهايت كه سر به آسمان كشيد .
مولاي مهر ! در پس كوچه غبار گرفته ي وجودم , غرق رويا , در گوشه اي از سجاده ي انتظار , ماتم زده به يادت قلم به روي كاغذ مي كشم و تو را مي خوانم, اي پر صلابت ترين رهگذر زمان , با رايحه ي دل انگيز وجودت , وجودم را از هر غباري , غباررويي مي كنم , كمكم كن ! كه نيازم را كه سرچشمه دلبستگي به دنياست به حراج بگذارم و جسم خاكيم را به آن سوي حصار غرور و خودخواهي پرواز دهم.
آري اين تولدي نو است براي من , آن هم در بهار جواني , زيباترين سهم من از تقدير .
حال مرا مي شناسي من همانم , گداي سمج , كه ره خانه ات را در كودكي به خاطر سپردم و در نوجواني سفره نيازم را وقت زمزمه عهد گستردم و در جواني در هر صبح و آدينه , هنگام هق هق خيس ندبه بست نشستم كه در برويم بگشايي …….
رحمي كن اي سراسر مهر و رحمت ! چند صباحي بيشتر باقي نيست , لحظاتم را به رايحه ي دعا و تسبيح معطر خواهم ساخت , با هق هق خيس ديده ام , دل انتظار را حكاكي خواهم كرد و با لبخند شوق ديدارت, جاده ي انتظار را چراغانيخواهم كرد تا ابتداي جاده ظهور , روزهايم را كه پر بغض و حسرت ظهورت شده در جاده انتظار پرپر خواهم كرد كه ميزبان قدم هاي مباركت باشد .
مي خواهم از عمق وجودم فرياد بزنم و بگويم : اي سبز ترين غزل من , اگربيايي خاك پايت را سرمه چشمانم مي كنم پس: طلوع كن

 نظر دهید »

ولادت حضرت علی اکبر (علیه السلام) و روز جوان مبارک باد

09 خرداد 1394 توسط خضری

الا ای ماه شعبان! ماه احمد را تماشا کن
جمال بی‌مثال حیّ سرمد را تماشا کن
در اقطاع زمین خلد مخلّد را تماشا کن
محمّـد را محمّد را محمّد را تماشا کن
ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی
جمـال ماه لیلا را ببین با چشم زهرایی
ولادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.

 نظر دهید »

حضرت علی اکبر(علیه السلام) الگوی ایمان ، ادب و شجاعت

09 خرداد 1394 توسط خضری

يکي از بارزترين نمونه هاي کمال و اسوه هاي پاکي و مردانگي، «علي اکبر»، شهيد بزرگ حماسه ي عاشورا و فرزند با فضيلت سيدالشهدا(علیه السلام) است. سزاوار است که از رهگذر آشنايي با شخصيت و ويژگي هاي اين جوان برومند و رشيد و باصلابت، از او درس جوان مردي و مقاومت و ايمان و ادب بياموزيم و نسلي را تربيت کنيم که پوياي راه نوراني آن شهيد باشد.
دودمان پاک
حضرت علي اکبر (علیه السلام) مولود خانه ي امامت و پرورده ي دامان ولايت و نجابت است. تولد او در روز يازدهم شعبان سال 33 هجري در مدينه بوده است.(1) پدرش حسين بن علي (علیه السلام) و مادرش ليلي دختر «ابي مره» بود که از خانداني جليل و با شرافت بود. به دليل اين که او بزرگ ترين پسر سيدالشهدا بود، به علي اکبر مشهور شد. البته بعضي هم امام سجاد(علیه السلام) را پسر بزرگ امام حسين (علیه السلام) مي دانند.
تربيت شايسته ي امام حسين(علیه السلام) سبب شد که علي اکبر به بهترين صفات کمال آراسته شود. عواملي همچون: اصالت خانوادگي، تربيت و وراثت، کسب علم و فضايل از عناصر تشکيل دهنده ي شخصيت هر کس است، در وجود و زندگي او فراهم بود. خلق و خوي او و رفتار و حرکات و ادب و متانتش در حد اعلاي برجستگي و درخشندگي بود. آن گونه که گفته و نوشته اند، رفتارش يادآور حرکات و رفتار پيامبر خدا(ص) بود و همين سبب مي گشت تا در چهره ي او شخصيت پيامبر را مشاهده نمايند و با ديدن او ياد حضرت رسول (ص) را در ذهن ها زنده کنند. علي اکبر، نسخه اي برابر با اصل نسبت به رسول خدا و شاخه اي از آن شجره ي طيبه و ريشه ي پاک بود و وارث همه ي خوبي هاي خاندان عصمت و طهارت به شمار مي رفت.
الگوي شجاعت و ادب، اکبر
دردانه ي فاطمي نسب، اکبر
فرزند يقين، زنسل ايمان بود
پرورده ي دامن کريمان بود
جان، برخي نام ماندگارش باد
ياد ادبش نمي رود از ياد
آن يوسف حسن و ماه کنعاني
در خلق و خصال، احمد ثاني
آن شاهد بزم، سرو قامت بود
دريا دل و کوه استقامت بود(2)
فضايل
علي اکبر (علیه السلام)، از جواني مجموعه اي از خوبي ها و فضيلت ها و نمونه اي روشن از فضايل عترت پاک پيامبر بود. حتي کسي چون معاويه هم که دشمن خاندان عصمت بود، به فضايل او اقرار داشت. روزي در حضور معاويه سخن از اين بود که «رهبري ديني» شايسته ي کيست؟ حاضران گفتند: تو شايسته تريني. ولي خود معاويه گفت: نه، چنين نيست. علي فرزند حسين بن علي(علیه السلام) شايسته ترين است، چرا که هم از نسل پيامبر است، هم شجاعت بني هاشم در او جلوه گر است، هم سخاوت بني اميه!…(3) البته سخاوت بني اميه ادعاي بي اساس است. وقتي از زبان دشمن چنين اعترافي شنيده شود، دوستان چه خواهند گفت؟ اين که معاويه در شام، درباره ي او چنين تعبيراتي را بر زبان جاري مي کند، نشانه ي آن است که آوازه ي کمالات او فراتر از حجاز رفته بود.
رابطه ي سرشار از ادب و احترام علي اکبر (علیه السلام) به پدر و علاقه و محبت پدر به فرزند، در همه ي مراحل زندگي اين دو الگوي فضيلت وجود داشت و نهايت و اوج آن، در صحنه ي عاشورا ديده مي شود که به آن اشاره مي کنيم.
در رکاب پدر
تربيت ولايي و تأديب شايسته، سبب شده بود علي اکبر همواره در خدمت و اطاعت پدر بزرگوارش باشد و در نهايت ادب، گوش به فرمان و آماده ي جان نثاري شود.
وقتي حادثه ي قيام اباعبدالله(علیه السلام) پيش آمد و امام براي مبارزه با فساد و طغيان امويان، از بيعت با آنان خودداري کرد و از مدينه خارج شد، علي اکبر در رکاب و همراه پدر بود و پس از اقامت چند ماهه در مکه، چون امام تصميم گرفت به سمت کوفه و کربلا حرکت کند، علي اکبر هم با صلابت و ايمان و عشق، در اين کاروان شهادت حضور يافته بود. سخنانش در طول راه تا رسيدن به کربلا و نقشي که در آن حماسه داشت، ستودني است.
به نقل تواريخ، وقتي کاروان حسيني به منزلگاه «قصر بني مقاتل» رسيد، پس از استراحتي کوتاه و برداشتن آب، در مسير حرکت يک لحظه خواب چشمان حسين بن علي (علیه السلام) را گرفت، وقتي بيدار شد، فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون، و الحمد لله رب العالمين». سه بار اين جمله را تکرار کرد که به طور ضمني اشاره به حادثه ي تلخ و مصيبت و شهادت داشت.
علي اکبر که سوار بر اسب بود، با شنيدن اين ذکر (استرجاع) نزد پدر آمد و گفت: پدر جان، جانم به فدايت، براي چه استرجاع گفتي و خدا را حمد کردي؟
امام حسين (علیه السلام) فرمود: سر بر روي زين اسب نهاده بودم که لحظه اي به خواب رفتم. سواري را ديدم که مي گفت: اين گروه سير مي کنند، مرگ هم در پي آنان روان است. فهميدم که در اين سفر به شهادت خواهيم رسيد.
پرسيد: پدر جان، مگر ما بر حق نيستيم؟
فرمود: چرا فرزندم، قسم به خدايي که بازگشت همگان به سوي اوست، ما بر حقيم.
علي اکبر گفت: پس، ديگر چه باک از مردن در راه حق؟
حسين بن علي(علیه السلام) فرمود: خدا جزاي خير به تو بدهد؛ بهترين پاداشي که به فرزندي نسبت به پدرش مي دهند.(4)
پس از چند روز، با محاصره ي فرات از سوي دشمن، ياران امام و خيمه گاه در مضيقه ي بي آبي قرار گرفتند. هر چه به عاشورا نزديک تر
مي شد، فشار کمبود آب بيشتر مي شد و برداشت آب از فرات مشکل تر مي گشت.
روز هشتم محرم، امام حسين(علیه السلام) علي اکبر را همراه سي سوار براي آوردن آب به شريعه ي فرات فرستاد تا با شکستن حلقه ي محاصره، آب به خيمه ها بياورند. گرچه هدف، صرفا آوردن آب بود، ولي اين هدف جز با درگيري با سپاه خصم و مأموران عمرسعد، ميسر نبود.
آن گروه، صفوف دشمن را متفرق ساختند و وارد فرات شدند، مشک ها را پر از آب کرده به سوي خيمه ها حرکت کردند. در برگشت نيز با سربازان کوفه درگير شدند و با دلاوري و شهامتي که از خود نشان دادند، توانستند با موفقيت آب را به خيمه گاه برسانند.(5)
در شب عاشورا
براي ياران امام حسين(علیه السلام) به ويژه جوانان بني هاشم، شب عاشورا شبي ارجمند و سرنوشت ساز و لحظه ي تجلي عشق و ايمان بود. جوانان هاشمي يکديگر را سفارش مي کردند که فردا بايد با استفاده از اين فرصت طلايي، بزرگ ترين حماسه ي فداکاري را در راه عقيده و حمايت از امام بيافرينند.
علي اکبر از جمله ي کساني بود که اصرار داشت در نبرد فردا و در ميدان حق، پيش تاز باشد. وقتي سيد الشهدا (علیه السلام) خطاب به آن جمع دليران مؤمن فرمود: «تاريکي شب شما را فرا گرفته است، بيعتم را از شما برداشتم، از تاريکي شب استفاده کنيد و متفرق شويد و هر کدامتان دست کسي از خاندانم را بگيريد و برويد، اين قوم در پي من هستند و اگر به من دست يابند با کس ديگر کاري ندارند»؛ اين سخنان عکس العمل هاي خاصي را برانگيخت و جوانان و اصحاب، هر کدام با کلامي ابراز وفاداري و استقامت و آمادگي براي شهادت کردند.
اولين سخن را ابوالفضل العباس و علي اکبر بيان کردند و گفتند:
چرا چنين کنيم؟ هرگز مباد که پس از تو زنده بمانيم. سپس جوانان بني هاشم سخناني درمورد ماندن و فداکاري کردن تا مرز شهادت بر زبان آوردند.(6)
ياران و بستگان امام، آن شب تا سحر با شوق شهادت به عبادت و تهجد و آماده سازي خويش براي نبرد فردا مشغول بودند و علي اکبر هم در خدمت پدر و گوش به فرمان بود و براي دميدن خورشيد عاشورا لحظه شماري مي کرد تا از پيش گامان جهاد و شهادت باشد و سخني را که در راه آمدن به کربلا به پدرش گفته بود (اگر ما بر حقيم، پس باکي از مرگ نداريم) به اثبات برساند.
عاشورا، روز حماسه
خورشيد عاشورا دميد، نبرد ميان جبهه ي حق و باطل آغاز شد. يکايک اصحاب امام به ميدان رفتند و شهيد شدند. وقتي هيچ کس از آنان باقي نماند، نوبت به جوانان بني هاشم رسيد تا پاي در ميدان بگذارند.
علي اکبر، جواني رشيد و شجاع، خوش سيما و خوش سخن بود و گفتار و حرکاتش همه را به ياد پيامبر خدا (ص) مي انداخت. به حضور امام حسين (علیه السلام) آمد و از پدر اذن ميدان خواست. پدر هم اجازه داد. سوار بر اسب شد و آهنگ رفتن به ميدان کرد. پدر و پسر با هم خداحافظي کردند، اما امام، با نگاهش جوان رشيد خود را زيرنظر داشت و با حسرتي دردناک و در عين حال با شوقي فراوان به قد و بالاي فرزند نگاه مي کرد؛ نگاه کسي که از بازگشت او مأيوس باشد.
حسين بن علي (علیه السلام) دست زير محاسن خود برد، نگاهش را به آسمان متوجه ساخت و با سخناني که نشان دهنده ي جايگاه والاي علي اکبر و محبت پدر به اين فرزند دلاور بود، چنين گفت:
«خدايا! شاهد باش که شبيه ترين مردم به پيامبرت در چهره و گفتار و منطق و عمل را به سوي اين قوم فرستادم. ما هرگاه مشتاق پيامبرت مي شديم، به سيماي اين جوان نگاه مي کرديم. خدايا! برکات زمين را از اين قوم بگير و جمعشان را پراکنده و متلاشي کن، اينان ما را دعوت کردند تا ياري مان کنند، ولي با جنگ و قتالشان بر ما تعدي و تجاوز کردند.»(7)
آن گاه علي اکبر به ميدان شتافت، در حالي که هيبت پيامبر و شجاعت علي و استواري حمزه و بزرگ منشي حسين بن علي را داشت.
در معرفي خود رجز مي خواند و به آن رو به صفتان حمله مي آورد. رجزهاي حماسي او چنين بود:
«من علي، فرزند حسين بن علي هستم، از گروهي که جد پدرشان پيامبر خداست. به خدا سوگند، هرگز نبايد ناپاک ناپاک زاده بر ما حکومت کند. من با اين نيزه و شمشير، در دفاع از حق و ياري پدرم، آن قدر با شما خواهم جنگيد که نيزه ام خم شود و شمشيرم کند گردد. بر شما ضربت خواهم زد، ضربتي شايسته ي يک جوان هاشمي علوي.»
علي اکبر نبردي شجاعانه کرد و گروه بسياري را بر خاک هلاکت افکند. ضربات و حمله هاي او چنان کاري بود که سپاه دشمن را به هراس افکند، به نحوي که هنگام حمله ي او، صداي «الحذر، الحذر» (مواظب باشيد) از نيروهاي دشمن برمي خاست. رزم پرشور او، در آن هواي گرم و با لبي تشنه در آن نيم روز داغ، آن هم با سلاح و تجهيزات سنگين او را به شدت خسته و بي تاب کرد. لحظه اي دست از جنگ کشيد و به خيمه گاه آمد تا آبي بنوشد و نيروي تازه اي بيابد، ولي در خيمه ها آب نبود و حسين تشنه تر از علي اکبر بود.
امام به او فرمود: پسرم! بر حضرت محمد و علي (علیه السلام) و بر من سخت و ناگوار است که از من کمک و آب بخواهي و ياري تو برايم ميسر نباشد. سپس از وي خواست دوباره به ميدان برود و بجنگد و اظهار اميدواري کرد که از دست رسول خدا (ص) سيراب شود.
شهادت سرخ
حضرت علي اکبر (علیه السلام)، چند بار رفت و برگشت و در هر نوبت، رزمي نمايان کرد و در نهايت در حلقه ي محاصره ي سپاه دشمن قرار گرفت و از هر طرف بر پيکر او ضربه زدند و آن قدر مجروح شد و خون از بدنش رفت که بر زمين افتاد.
ستاره اي بود که بر خاک افتاد. حسين (علیه السلام) با شتاب خود را به علي اکبر رساند و سر او را بر زانو گرفت و خاک و خون از چهره و چشم فرزند زدود. علي اکبر در آخرين لحظات، چشم خويش را گشود و به سيماي سالار شهيدان نگاه کرد و … جان باخت، در حالي که حدود 27 سال از سن او مي گذشت.
حسين (علیه السلام) که اين قرباني را در راه خدا داده بود، در پيش گاه خدا سربلند و مفتخر بود. خم شد و صورت بر صورت خونين پسر گذاشت. سپس از جوانان هاشمي کمک خواست تا جسد آن شهيد را از ميدان به عقب منتقل کنند و در خيمه ي مخصوص شهدا قرار دهند.(8)
حادثه ي عاشورا به پايان رسيد.
سه روز بعد، وقتي امام سجاد(علیه السلام) براي دفن پيکر امام و شهدا از کوفه به کربلا آمد و بدن مطهر امام حسين (علیه السلام) را به خاک سپرد، جسد فرزندش علي اکبر را هم پايين پاي آن حضرت دفن کرد.
اين که ضريح امام حسين(علیه السلام) شش گوشه دارد، دو گوشه ي جدا در پايين پا، محل دفن علي اکبر را نشان مي دهد. امروز هر کس سالار شهيدان را زيارت مي کند، اين جوان با ايمان را هم زيارت مي کند. هر کس بر حسين بن علي (علیه السلام) سلام مي دهد بر «علي بن الحسين» هم سلام مي دهد.
علي اکبر، جانبازي و فداکاري را در کربلا به اوج رساند و حمايت از حجت الهي و امام زمان خويش را به خوبي انجام داد و براي همه ي جوانان در همه ي تاريخ، يک الگوي ايمان و جهاد و مبارزه و شهادت باقي ماند.
در راه خدا ذبيح دين گرديد
بر حلقه ي عاشقان نگين گرديد
داغش کمر حسين را بشکست
با خون سرش حناي خونين بست
ديباچه ي داستان حق، اکبر
قرباني آستان حق، اکبر(9)
پي نوشت :
1- عبدالرزاق المقرم، علي الاکبر، ص 12.
2- جواد محدثي، برگ و بار، ص 134.
3- مقاتل الطالبيين، ص 31. بعضي هم اين سخن را درباره ي علي بن الحسين امام سجاد (علیه السلام) دانسته اند.
4- ارشاد مفيد، ص 226 و عبدالرزاق المقرم، علي الاکبر، ص 69.
5- عبدالرزاق المقرم، علي الاکبر، ص 71.
6- همان، ص 74.
7- بحارالانوار، ج 45، ص 43.
8- همان، ص 44.
9- جواد محدثي، برگ و بار، ص 134.

 

 نظر دهید »

چادری به رنگ کعبه

09 خرداد 1394 توسط خضری

بانو
مبادا رنگ به رنگ های دنیا
سیاهی چادرت را از چشمت بیندازد…
هر وقت دلت را زدند
از تیرگی چادرت…
سیاهی کعبه را به یاد بیاور
که همرنگ توست…
بانویِ همرنگِ خانه یِ خدا…
افتخار کن به رنگِ چادرت..
که همرنگِ چادرِ خانه خداست…
بر دهان هرچه رنگ است میزند ..
رنگین کمان چادر مشکی ما..

 نظر دهید »

مواظب شیطان باشید

09 خرداد 1394 توسط خضری

يكي از فاضلان واستادان حوزه علميه قم كه از ارادتمندان آيه الله كوهستاني است درباره مراقبه و توجه ايشان به نفس خود مي گويد اواخر عمر گران بهاي حضرت آيه الله كوهستاني بود براي تمديد كارت معافيت از مشهد مقد س به بهشهر آمده بودم و از آن جا كه عشق و شوق فراوان به زيارت آن روحاني وارسته داشتم خدمتشان شرفياب شدم گرچه چند سالي كه در رستمكلا محضر استاد بزرگوار حضرت آيةالله ايازي بودم توفيق ملاقاتشان كراراً نصيبمان مي شد و معظم له همديدارشان را زياد سفارش مي كرد اما اين ديدار آخر براي من و امثال بنده بزرگترين درس عملي بود. ايشان در عصر خودش عالمي بود عامل يعني ساده زيستي خاص خود را داشت و متعدي بود مدام يعني در عبادت خستگي ناپذير و در طهارت و تقوا زبان زد خاص و عام بود. در اين سفر ملاقات اقاجان طبق توصيه پزشكان معالج ممنوع بود لذا بنده از طريق آيةالله زاده حضرت حجه الا سلام والمسلمين آقا اسماعيل (دام مجده) كه فرزند صا لح و شايسته شان است به خدمت آن انسان فرزانه رسيدم. در بستر بيماري هم سير وسلوك ويژه اي داشت از ديدني هاي دنيا و شنيدني هاي دنيا دور بود. آن چه مي ديد و مي شنيد از سروش الهي و همايش اخروي بود.در اين ميان آن چه مشخص بود زبان گويا در ذ كر و ياد محبوبش در دل بود. قران تلاوت مي كرد و هنگامي كه به آيات انداز و تخويف مي رسيد ناله اش بلند مي شد و سخت مي گريست. در همان حال معنا و معنويت از ايشان نصيحت و پندي را درخواست كردم. آن بزرگ مرد فرمود: مواظب شيطان باشيد كه براي فريب دادن هر انساني آماده است فعلا عمري را سپري كردم و براي بقا در دنيا ديگر وقتي ندارم. آفتاب لب بامم تذكره امضا شد و اثاثيه و توشه را جمع كردم فقط منتظر قافله ام كه با كاروان آخرت همراه باشم با اين حال شيطان مي خواهد مرا وسوسه نمايد… صداي گريه آن راد مرد توحيد بلند شد. ايشان درس را به تمام معنا القا فرمودند دست آن عالم رباني را بوسيدم و مرخص شدم اما چند روزي نگذشت كه حوزه علميه مشهد در ماتم و تشييع جنازه آن عالم عامل عزادار و حضرت ثامن الحجج (عليه التحيات والثنا) مهمان عزيزي را پذيرا گرديد.

 نظر دهید »

نظر جالب یک ریاضیدان درباره زن و مرد

09 خرداد 1394 توسط خضری

اگر زن یا مرد دارای اخلاق باشند، پس مساوی هستند با عدد یک= 1
اگر دارای زیبایی هم باشند، پس یک صفر جلوی عدد یک می‌گذاریم= 10
اگر پول هم داشته باشند، دوتا صفر جلوی عدد یک می‌گذاریم= 100
اگر دارای اصل و نسب هم باشند، سه تا صفر جلوی عدد یک می‌گذاریم= 1000
ولی اگر زمانی عدد یک (اخلاق) رفت، چیزی به جز صفر باقی نمی‌ماند!

 نظر دهید »

حکایتی تکان دهنده

09 خرداد 1394 توسط خضری

ناپلئون بزرگ نابغة سیاسیون عالم، راجع به مسلمین فكر كرد. پرسید: مركز مسلیمین كجا است، مصر را معرفی كردند، با یك مترجم عرب به طرف شهر مصر حركت كرد، پس از ورود با مترجمش به كتابخانه آن شهر وارد شد، به مترجمش گفت:
یكی از كتابها را برایم بخوان، دست برد بین این همه كتب یكی را برداشته، گشود، دید قرآن است اول صفحه دیدگانش را این آیه جذب نمود «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ».
ترجمه: یقیقاً این قرآن «بشر را» به استوارترین راه هدایت می‎كند.
آیه را برای ناپلئون خواند و ترجمه كرد، از كتابخانه بیرون آمد وشب را تا صبح به فكر این آیه بود، صبح بیدار شده دو مرتبه به كتابخانه آمدند از مترجم خواست از همان كتاب دیروزی برایش بخواند، قرآن را باز كرده و آیاتی چند از قرآن را تلاوت و معنی كرد، ناپلئون برگشت، شب را باز غرق در تفكّر بود.
روز سوّم به كتابخانه برگشتند به درخواست ناپلئون چند آیه از قرآن را مترجم برایش خواند و ترجمه كرد و از كتابخانه بیرون آمدند.
ناپلئون پرسید، این كتاب مربوط به كدام ملت است؟
مترجم گفت:
مربوط به مسلمانان است و اینان معتقدند كه این قرآن است و از آسمان به پیامبر عظیم الشأن آنها نازل گردیده.
ناپلئون دو جمله گفت: یكی به نفع مسلمین یكی به ضرر مسلمین آنكه به نفع مسلمین از دهان این مرد سیاسی بیرون آمده، این بود كه گفت: آنچه من از این كتاب استفاده كردم این طور احساس نمودم كه اگر مسلمانها از دستور جامع این كتاب استفاده كنند ذلّت نخواهند دید.
و آن جمله‎ای كه به ضرر اسلام گفت این بود كه می‎گفت:
تا زمانی كه این قرآن در بین مسلمین حكومت كند، در پرتو تعالیم عالیه و برنامه جامع، مسلمانها تسلیم ما، نخواهند شد، مگر ما بین آنها و این قرآن جدائی بیفكنیم.

 نظر دهید »

حجاب و عفاف زن موجب زیبایی و سلامت اوست

09 خرداد 1394 توسط خضری

يک زن آلماني که به اسلام گرويده است مي‌گويد: اسم قبلي من زابنيه است ماجراي تشرفم به اسلام از اين قرار است که در آلمان در همسايگي ما يک خانواده مسلمان اهل ترکيه زندگي مي‌کرد. دختران آن‌ها در مدرسه با من دوست بودند و با هم رفت وآمد داشتيم. وقتي به خانه آن‌ها مي‌رفتم مي‌ديدم آن‌ها نماز مي‌خوانند. کم کم به واسطه آن‌ها با اسلام آشنا شدم و در مسجد اسلامي هامبورگ به دين اسلام تشرف يافتم…

هر موجودي براي مصونيت يافتن از آسيب دشمن به دنبال پناهگاهي مي‌گردد تا در سايه آن احساس امنيت و آرامش کند. شما اگر يک لاک پشت را در نظر بگيريد، مشاهده مي‌کنيد که چگونه درون پوستي سخت و مقاوم است تا از گزند دشمن در امان باشد و چنان چه به طاووس بنگريد، متوجه مي‌شويد که طاووس تا وقتي پر دارد زيبا و قشنگ است، اگر پر را از او بگيري و عريان بشود، زيبايي خود را از دست مي‌دهد. حجاب براي زن همانند پر براي طاووس است. غنچه تا غنچه است، در حجاب است و هيچ کس هوس چيدن آن را نمي‌کند؛ اما همين که حجاب را کنار نهاد وباز شد آن‌را خواهند چيد. وقتي که چيدند، ممکن است آن را چند روزي در جاي مناسب قرار دهند اما ديري نمي‌پايد که پژمرده و پرپر مي‌شود و آن را در سطل زباله مي‌ريزند.

خواهران باحجاب هم همچون غنچه‌اند. هيچ کس دست طمع و تصرف به سمت آن‌ها دراز نمي‌کنند اما اگر اين حجاب را کنار گذارند مورد طمع ديگران واقع مي‌شوند.

اگر شما به ميوه بنگريد، متوجه مي‌شويد تا پوست برتن دارد مدت‌هاي زيادي دوام خواهد داشت. ولي وقتي پوست ميوه‌اي گرفته شود، دوام چنداني نخواهد داشت.

حجاب از نظر من همانند پوست ميوه‌اي است که تازگي و سلامت آن را حفظ مي‌کند تا زماني که زن‌ها حجاب و عفت دارند، از طراوت و زيبايي و تازگي و سلامت بهره مندند.

حجاب براي من نه تنها زحمت و تحميل نيست بلکه يک اصل خدشه‌ناپذير است که از عقيده‌‌ام سرچشمه گرفته و در‌صد دم عقيده و حجابم را براي زنان آلماني و براي همگان توضيح دهم. من دريافته‌ام که حجاب يک ارزش است و ارزش‌هاي ديگر در کنارحجاب به من ارزاني مي‌شود.

 

 نظر دهید »

وظیفه شیعیان در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام

09 خرداد 1394 توسط خضری

وظیفه شیعیان در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام
بر این اساس مسلمانان و به ویژه شیعه منتظر است. منتظر است ظهور آن رهبری را که قرآن و روایات معتبر وعده ظهورش را داده اند تا آیین توحیدی اسلام را در شرق و غرب جهان گشترش دهد و امت واحد و حکومت واحد و قانون واحد و نظام واحد، تمام افراد بشر را متحد و همصدا و همقدم و بهم پیوسته سازد.
این انتظار گفتن نیست، لفظ نیست بلکه عمل است، حرکت است. نهضت و مبارزه و جهاد است.
شیعیان در عصر غیبت ولی عصر علیه السلام شایسته است به وظائفی اقدام نمایند:
*اولین اقدام شناخت صحیح آن حضرت و شناخت ویژگی های ان بزرگوار. * و اقدام بعدی ترغیب و تشویق نمودن مردم به سوی محبت او می باشد.
وقتی ولی عصر علیه السلام بعنوان امام معصوم و ولی خدا و آخرین حجت الهی که در وقت مقرر از جانب خداوند ظهور می کند و جامعه بشری را از قید و بندها و رنجها و مشقتها می رهاند مطرح گردد بدیهی است قلوب مردم به سوی او متوجه و محبوب دلها خواهد شد.
*وظیفه سوم در عصر غیبت انتظار فرج و گشایش است.امام صادق علیه السلام می فرماید:
«هر انکس که خواسته باشد از یاران قائم علیه السلام شود باید که منتظر باشد و با پرهیزکاری و عادات پسندیده عمل نماید و چنین شخصی منتظر است و هر گاه بمیرد و بعد از مردنش قائم بپا خیزد پاداش او هم چون کسی خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد.» [غیبت نعمانی،ص106]
*یادآوری فضایل و مناقب ولی عصر علیه السلام نیز یکی از وظائف مهم شیعیان است.
شرکت جستن در محافل یادآوری مناقب حضرت ولی عصر علیه السلام از نشانه های محبت به ائمه معصومین علیهماالسلام است و موجب بیداری دل ها و زنده شدن امر اهل بیت است و چنین مجالسی مورد توجه حضرات معصومین علیهماالسلام می باشد.
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در این باره می فرماید:
«هر کس در مجلسی بنشیند که در ان مجلس امر ما زنده می گردد دلش نخواهد مرد روزی که دلها می میرند»
[مجالس شیخ صدوق، ح4]
*صدقه دادن به نیابت از آن حضرت نیز از نشانه های محبت و قبول ولایت ولی عصر می باشد که شیعیان نباید آن را فراموش کنند.
*و از امور بسیار مهم و قابل اهمیت در زمان غیبت آن حضرت این است که مردم یکدیگر را به صبر و شکیبایی و منحرف نشدن از صراط مستقیم هدایت، سفارش نمایند .
*امر مهم دیگر این است که باید خواسته آن حضرت را بر خواسته خود در عصر غیبت مقدم داری. هر گاه اراده کاری نمودی اندیشه کنید که آیا انجام این کار موافق رضای حضرت ولی عصر علیه السلام می باشد یا خیر.
*وظیفه دیگر عدم تعیین وقت برای ظهور و تکذیب وقت گذاران در عصر غیبت است. اراده الهی بر این تعلق گرفته است که زمان ظهور آن حضرت پیش از فرارسیدن زمان آن بر بندگانش مخفی بماند.
*اندوهگین بودن در فراق امام زمان علیه السلام و اظهار اشتیاق نسبت به دیدار ان حضرت در عصر غیبت، از وظائف دیگر شیعیان واقعی است.
امام رضا علیه السلام در این رابطه می فرمایند:
«چه بسیار زنان جگر سوخته مومنه و چه بسیار مردان مومن اسفناک جگر سوخته خواهند بود آنگاه که ماء معین مفقود و غائب گردد.» [کمال الدین شیخ صدوق، ج2،ص 371]
کلام آخر اینکه: نیمه شعبان عید انتظار و عید نور و عید نهضت و آماده شدن برای جهاد بیشتر و مقاومت های سخت تر و جشن و چراغانی آن و اعلان نشاط و آگاهی و روشنی ضمیر و توجه منتظران و نمایش شادمانیها و زوال تاریکی ها در جامعه جهانی اسلام است. این جشن ها و چراغانیها باید اعلان وفاداری به اسلام و تصمیم محکم به مقاومت در برابر نقشه های ضد اسلام و ابراز علاقه به قرآن و مطالبه حقوق اسلامی و هم صدایی و اتفاق و اتحاد باشد.
و اینک ای امام غائب از نظر! از خداوند می خواهیم که در فرج و ظهور تو تعجیل نماید و آن روز موعود را هر چه زودتر برساند زیرا فرج ما و فرج همه ستمدیدگان جهان به ظهور تو وابسته است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منبع:اقتباس و تلخیص از کتاب شناخت امام عصر علیه السلام، محمد جواد مولوی نیا


 نظر دهید »

سلسله نشستهای سبک زندگی اسلامی با موضوع: تأثیر رسانه های غربی بر تغییر سبک زندگی ایرانیان

07 خرداد 1394 توسط خضری

به گزارش معاونت فرهنگی - پژوهشی مدرسه علمیه حضرت زینب(س) شهر سریش آباد سلسله نشستهای سبک زندگی اسلامی با حضور دکتر طاهری استاد حوزه و دانشگاه همدان با موضوع: تأثیر رسانه های غربی بر تغییر سبک زندگی ایرانیان در این مدرسه مبارکه برگزار گردید.

 ابتدا جناب آقای دکتر طاهری به ابعاد مختلف جنگ نرم پرداختند و بیان کردند که از مهمترین ابعاد جنگ نرم ماهواره است دشمن در جنگ نرم سنگرهای معنوی را هدف گرفته که با همان معنویات توانستیم در مقابل دشمن بایستیم که در این جا از باب رسانه وارد شده در همین باب باید گفت رسانه حس و نیاز انسان را تغییر می دهد این مساله به نوعی بیانگر گستردگی همین رسانه هاست. در واقع ویترین سازی است. انسان نسبت به ماهواره یا تلویزیون در موضع انفعال است و نمی تواند فعالیتی بکند. آن چه را که دست اندرکاران می خواهند در معرض دید دیگران قرار می دهند، پس ماهواره چیزهای نامناسب را بر می گزیند و آن چه که مناسب است کنار می گذارد. رسانه تصویر سازی می کند و مفهومی را با تصویر در ضمیرها نهادینه می کند. هدف دشمن تغییر اعتقادات، باورها و ارزش های ماست. ولی از آن جایی که اندیشه های ما درست است نتوانسته اند به هدف برسند؛ پس هدف دشمن تغییرات رفتار ماست که نه با فرهنگ و نه با اعتقادات دینی ما سازگاری دارد این از همان القائات غیر مستقیم ماهواره است. اتفاقات جامعه گویای این واقعیت است امروزه اگر کسی طلاق بگیرد جشن می گیرد و بحث ازدواج سفید مطرح می شود؛ این با کجای دین ما سنخیت دارد؟

 سپس فرمودند: در فیلم های 400 قسمتی که در واقع عزت انسان ها را از آنها خواهد گرفت و تعداد کل شبکه های ماهواره ای 32140 شبکه است که 18000 شبکه آن در ایران قابل دریافت است تعداد شبکه های فارسی زبان 146 شبکه (3504) ساعت برنامه، که روزی چندین بار برنامه هایش پخش می شود.

امروز دشمن به این نتیجه رسیده که شما برنامه های خود را به طور غیر مستقیم به صورت سریال به کار گرفته، پس فیلم در یک ساعت نمی تواند چنین کاری بکند بیشترین رویکرد به شبکه های فیلم و سریال است و کمترین بر شبکه های تحریک کننده است دشمن خون آشامی که در پوشش دوست نمایان شده و کسی نمی تواند آن را مدیریت کند و تقوایی که توصیه می شود تقوای ستیز نیست بلکه تقوای گریز است. پس سعی کنید که در این فضا قرار نگیرید. و کسانی که از ماهواره استفاده می کنند آگاهی ندارند که اگر می دانست چنین تفکری نداشت این همه هزینه می کنند و فیلم های رایگان در اختیار ما می گذارند چرا مردم به ماهواره گرایش پیدا می کنند، چون متولیان آن را نمی شناسند از اهداف آنها خبر ندارند و از شیوهای آن مطلع نیستند و نمی دانند که از چه شیوه های رذیلی استفاده می کنند و اهداف صهیونیستی دارند.

 

ایشان در ادامه افزودند: جنگ نرم تلاش کرده که جنگ را به درون خانواده بکشد، به نتیجه رسیده که راه نابودی دشمن حمله از درون است . آمریکا اعلام کرده که ما در عراق جنگ را با ماهواره مدیریت کردیم. در شبکه فارسی وان که 12 درصد به ترویج خیانت زن و شوهر می پردازد فرزند نامشروع، رفتارهای جنسی زننده و غیره از برنامه های این شبکه است .
شبکه من و تو: از جمله چیزهایی که ترویج می کند هم جنس بازی است و این نگاه القا می شود که زندگی لذت بخش تر از آن که هست باشد یعنی این که از این زندگی لذت ببرد و زندگی دیگری وجود نخواهد داشت.
یکی دیگر از شبکه های خطرناک شبکه جم است ، تبلیغ افکار عثمانی، تبلیغ سبک زندگی اروپایی، گسترش حکومت عثمانی.
شبکه های به ظاهر دینی، شیعی و سنی از جمله شبکه فدک که موجب وهن مذهب شیعه می شوند و آتش اختلاف را بین سنی و شیعه باعث می شوند.
شبکه وصال، شبکه اهل بیت از جمله شبکه های مذهبی هستند.
اهداف شبکه های ماهواره ای با گرایش خانواده عبارتند از: 1- ایجاد خانواده های بی قید در برابر خانواده های سنتی، ایجاد تفکراتی که انسجام خانواده را از بین برده و افراد خانواده ها به ظاهر کنار هم هستند و در باطن تنها هستند. که مانند اهل قبور شده ایم.
2-ترویج و عادی جلوه دادن خیانت زن و شوهر
3-زندگی بدون ازدواج، پس اینها همان سبک زندگی مرسوم غربیست که دنبال می کنند.
4- عادی جلوه دادن روابط دختر و پسر
5-هویت زدایی از مفهوم خانواده که هر یک از اعضای خانواده به دنبال منافع شخصی ست.
6-ایجاد بلوغ زود رس به ظاهر با هم زندگی می کنند.
و در پایان فرمودند:برای مقابله با ماهواره باید آگاه سازی و مقابله منطقی داشته باشیم.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • ...
  • 22
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 26
  • ...
  • 27
  • 28
  • 29
  • ...
  • 92

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس