حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

طلاب مدرسه علمیه حضرت زینب (س) سریش آباد در راهپیمایی روز قدس

13 مرداد 1392 توسط خضری

طلاب مدرسه علمیه حضرت زینب (س) سریش آباد در راهپیمایی روز قدس:

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه علمیه حضرت زینب (س) سریش آباد طلاب این مدرسه علمیه به همراه اساتید و کادر دفتری در راهپیمایی روز قدس مورخ 11/5/92 رأس ساعت 11 صبح شرکت نمودند.

سرکار خانم ملاولی مدیر مدرسه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد خاطر نشان کرد: طلاب، اساتید و کادر دفتری مدرسه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد دوشادوش مردم در این راهپیمایی شرکت کردند و حمایت خود از ملت مظلوم فلسطین و انزجار خود را از استکبار جهانی و اسرائیل غاصب اعلام کردند.

وی افزودند: راهپیمایان پس از طی مسیرهای مشخص شده  براي اقامه نماز جمعه در مسجد جامع شهر تجمع کردند.

 نظر دهید »

حدیث روز

13 مرداد 1392 توسط خضری


زنده كردن امر ولايت
امام رضا سلام الله علیه:
رَحِمَ اللّه‏ُ عَبْدا اَحيا اَمْرَنا … يَتَعَلَّمُ عُلومَنا وَ يُعَلِّمُهَا النّاسَ ،
رحمت خدا بر بنده‏اى كه امر [ولايت] ما را زنده كند… دانش‏هاى ما را فرا گيرد و به مردم بياموزد.
معانى الأخبار ، ص 180، ح 1 / دانش‏ نامه قرآن و حديث، ج 15، ص 146

 نظر دهید »

چهل توصیه اخلاقی و معنوی از آیت الله سعادت پرور (ره)

11 مرداد 1392 توسط خضری

 

چهل توصیه اخلاقی و معنوی از آیت الله سعادت پرور (ره)

اشاره: آيت الله علي پهلواني تهراني (سعادت پرور)، در سال 1305 هجري شمسي در تهران تولد يافت. وي از نوجواني در محضر اساتيد بزرگي مانند شيخ محمد زاهد، آيت الله حاج شيخ علي اكبر برهان، آيت الله العظمي مرعشي نجفي، آيت الله العظمي بروجردي و حضرت امام خميني(ره) حاضر شد و تا مرحله اجتهاد پيش رفت.
از آنجا كه وي به مباحث اخلاقي- عرفاني و طي مراحل سير و سلوك علاقه فراواني داشت، مدت چهل سال در محضر علامه طباطبايي حضور يافت. آيت الله پهلواني به واسطه انجام دستورات اخلاقي و درك فيوضات روحاني مرحوم علامه، به درجاتي از عرفان و معنويت دست يافت كه پس از رحلت علامه طباطبايي، برخي از شاگردان آن استاد فرزانه، با اصرار فراوان، خوشه چين اخلاق و عرفان آيت الله پهلواني شدند و ايشان در طول حيات خود، شاگردان بسياري را تربيت كرد.
آثار قلمي به يادگار مانده از آن سالك الي الله عبارتند از:
-مجموعه نفيس و گرانقدر شرح غزليات حافظ با عنوان «جمال آفتاب» كه به عنوان كتاب برگزيده سال تاكنون چندين نوبت به چاپ رسيده است.
- قرآن و فطرت
-جلوه نور: در فضايل معنوي- توحيدي حضرت فاطمه زهرا(س)
-فروغ شهادت: تحقيقي نو در زمينه نهضت حسيني
-سرالاسراء: شرح و تفسير حديث شريف معراج
-معارف ادعيه
-راز دل: تقرير بيانات مرحوم علامه طباطبايي در شرح گلشن راز شبستري
سرانجام در سحرگاه پنج شنبه دوازدهم شوال 1425 برابر 5 آذر 1383قلب شان از حركت ايستاد و روح پر فتوحش در نزد پروردگار جاي گرفت. بدن مبارك ايشان را پس از غسل و كفن و خواندن نماز به امامت حضرت آيت الله بهجت(ره) در حرم مطهر حضرت معصومه(س) در مسجد شهيد مطهري(ره) در نزديكي مرقد مرحوم علامه طباطبايي(ره) به خاك سپردند. مقام معظم رهبري در پيام خود ضمن تفقد و دلجويي از خانواده محترم آن مرحوم، چنين مرقوم فرمودند: «آن بزرگوار عمر طيب و طاهر و همراه با تلاش مباركي را در تعليم و ترويج معارف الهي و توحيدي گذراندند و نمونه اي از صفا و اخلاص بودند.»

1- اي عزيزان من! خود را بشناسيد كه شناختن خدا در خودشناسي است. كسي از اين انديشه (خداشناسي) زيان نديده است.

2- كوشش بي جا براي دنيا مكنيد كه به غير روزي خود نتوانيد رسيد. غم و غصه دنيا را به خود راه ندهيد كه زيان در اين است.

3- از هواپرستي كناره گيريد تا همه چيز به شما داده شود و بدانيد آن چه در هواپرستي مي جوييد در ترك هوا يافت مي شود.

4- نفس را نبايد زياد در فشار گذاشت تا از فرمان سركشي كند؛ بلكه بايد همه لذايذ را به طور اعتدال به او داد. در اولين قدم بايد لذت شرك جلي و معصيت خدا را قطع كرد و به مرور زمان دست به امور ديگر زد.

5- در مقابل شيطان به واجبات و ترك معاصي بپردازيد هنگامي كه قدرت معنوي تان افزوده شد به ترك مكروهات و انجام مستحبات بپردازيد.


6- شخص غير روحاني اگر هوا پرست شود يا اطاعت شيطان كند ضرر به خودش مي رساند؛ ولي شخص روحاني ضررش به يك معني به جامعه مي رسد و لو اين كه به معني ديگر هوا پرستي ضررش به تمام عوالم - بشر و موجودات ديگر مي رسد.

7- در عبادت مقيد باشيد به كيف آن نه كم.

8- در هر عمل عبادي كه انجام مي دهيد توجه داشته باشيد چه مي گوييد و با چه كسي سخن مي گوييد.

9- عبادات ظاهري هر چند كه انسان را از كارهاي ناشايسته باز مي دارد. ولي اگر خلوص آنها زياده گردد، تقرب زيادتر گردد و مي تواند شما را به عبوديت رساند.

10- اخلاص در اعمال را در پيشاني هر عملي قرار دهيد. اگر عمري بي خلوص اعمال خود را انجام دهيد، مثل حيواني هستيد كه براي روغن كشي شب و روز دور خود بچرخد، اما راهي طي نكرده باشد.

11- بايد بدانيد اين جهان جز خواب و خور و اعمال ديگر شبيه آنها بيش نيست، اما اگر از اين خواب و خور نتيجه گيري كنيد، به جايي مي رسيد كه ملائكه حيران شما گردند و عالم به فرمان شما آيند.

12- از افراط و تفريط در امور بپرهيزيد. به قدري كه احتياج به خواب داريد خواب برويد؛ نه بيداري زياد بكشيد كه از تمام امور شايسته اخروي و يا دنيوي بمانيد و نه زياد بخوابيد كه از مهم باز مانيد، بلكه بر طبق نظري كه خداوند به وسيله سفرايش معين فرموده عمل كنيد.

13- در كسب علم و تحصيل علاوه بر امور گذشته بايد به وظيفه اصلي آشنا باشيد تا از علومي كه شما را فايده نمي بخشد، احتراز جوييد.

14- رفقاي خود را بشناسيد، پس از آن رفاقت كنيد. مبادا با غافلين رفاقت كنيد كه شما را معين نيستند و از كار دنيا و آخرت هم شما را عائق و مانعند.

15- از رفتن به قبرستان مسلمانان در هر شهري كه هستيد مضايقه ننماييد كه بهترين مذكر (تذكر دهنده) است.

16- با اهل دل، دنياديده ها و پيرمر دها بسيار معاشرت كنيد كه معين دنيا و آخرتند.

17- هميشه در فكر آن باشيد وظيفه خود را انجام دهيد، در هر لباسي، با هر كسي و در هر مقام، نه تملق كسي گوييد و نه در فكر آن كه نسبت به خود از كسي تملق بشنويد. بشر را يك مردن است، در راه وظيفه باشد يا برخلاف وظيفه.

18- دل خود را محكم نگاه داريد و از جواني در تمام جزئيات و امور خود اين چنين باشيد تا در پيري بتوانيد چنين باشيد.

19- از كوچكي اين انديشه را در سر داشته باشيد كه تمام قدرت ها در كف عنايت حق است، هيچ كس نمي تواند اگر خدا نخواهد به من صدمه اي زند، من بايد به وظيفه ام عمل كنم، و لو عالم با من دشمن شوند، اگر چنين شديد آن وقتي كه به مقام و رياست رسيديد يا آن كه وظيفه بزرگي براي شما پيش آ مد از عمل باكي نداريد.

20- از مشورت امور در هر امري، از اهلش مضايقه نكنيد.


21- در امر ازدواج آن قدري كه بايد به فكر نجابت طرف باشيد، به فكر جهات ديگر نباشيد؛ چنانچه توانستيد جمع بين نجابت و جهات ديگر بنماييد، چه بهتر و الا نجابت مقدم است.


22- استقامت و پايداري در امور را مركب هر امري قرار دهيد، تا آن مركب به زير پاي شما است به منزل خواهيد رسيد و الا با پاي لنگ در امور دنيوي و اخروي كجا توان به منزل رسيد. هر چه امر و مقصد بزرگ تر و شريف تر باشد، استقامت در آن بايد بيشتر باشد.

23- آن وقتي كه به امري از امور دنيوي و اخروي و معنوي موفق شديد، بدانيد كه خداوند شما را موفق كرده، چون استقامت ورزيديد از خدا هم كمك مي رسد و اگر استقامت نورزيد يد گويا به خداوند عملاً گفته ايد: اين چيزي كه به ما داده اي نمي خواهيم.

24- در هر امري صبر و بردباري را پيشه خود قرار دهيد، خداوند با صابرين است.

25- اگر مي توانيد در شبانه روز چند ساعتي يا لااقل پنج دقيقه را هم به فكر خود باشيد، تا بر شما روشن شود چه كاره هستيد، براي چه هستيد، كجا مي رويد تا عمر به غفلت نگذرد.

26- محاسبه و مراقبه را در تمام اعمال و گفتار و كردارتان بايد داشته باشيد، نه سالي يك مرتبه، نه ماهي يك مرتبه؛ بلكه شبانه روزي يك مرتبه، اگر نگوييم ساعتي يك مرتبه محاسبه و هرآني مراقبه لازم است.

27- هميشه پشتيبان حق و حقيقت باشيد، آمر به معروف و ناهي از منكر باشيد نه آن كه خود هم داخل و با گناهكاران باشيد.

28- اي عزيزان من! عقل از بين نمي رود ولي حب جاه، مال، فرزند و ساير علايق در كنار گذاشتن عقل تأثير بسزايي دارد.
29- در جواني عوض آن كه به فكر معيشت پيري باشيد به فكر خود باشيد، ملكات و سرمايه هاي معنوي براي خود تهيه كنيد تا در پيري از آن استفاده كنيد.

30- ادب در زندگي را زينت هر عملي قرار دهيد كه به عزت و سعادت دنيا و آخرت زندگي كنيد.

31- در مقابل پدر و مادر مراعات ادب و احترام كنيد، زيرا ايشان واسطه هستي و هر سعادتي كه نصيب شما شود، شده اند.

32- بالاخره روزي ما را از اين تعلقات و آنچه كه بدان دل بسته ايم جدا مي كنند و مي برند و به تعبير شاعر: «عمري است پرده بستيم بر ديده خدابين / عمر دگر بيايد اين پرده ها دريدن» ما هر روز پرده اي روي پرده هاي غفلت قبلي مي آوريم و مرتب وابستگي جديدي به وابستگي هاي قبلي مان اضافه مي كنيم. مال و مقام و چيزهاي ديگر، هر كدام زنجيري است كه به روح مان مي بنديم، آن وقت هنگامي كه ملك الموت مي آيد و مي خواهد چيزهايي را كه ما 60 يا 70 سال برگردن بسته ايم در يك لحظه قطع كند، براي مان دشوار است. اجمالاً بهتر است نبنديم تا نخواهيم باز كنيم، يا آن طور وابسته نباشيم كه دل كندن مشكل باشد.
33- از همسرتان تشكر كنيد هر چند غذايي كه پخته شور يا بد شده است. وقتي از غذا ابراز رضايت مي كنيد همسرتان خوشحال مي شود و اين باعث رشد و پيشرفت معنوي شما مي شود. يك بار من در جواني در خانه با خانواده بد اخلاقي كردم در عالم معنا به من گفتند: بيست سال ناله هاي تو بي اثر شد.
34- روزي كه در محضر مبارك يكي از اين بزرگان بوديم در مورد لزوم روضه امام حسين(ع) تمثيل زيبايي داشتند، ايشان فرمودند: «موبدان زرتشتي به آتش اعتقاد دارند و هرگز اجازه نمي دهند آتش عبادتگاه شان خاموش شود، چه خوب است ما نيز نسبت به آتش درون مان نسبت به امام حسين(ع) و ائمه(عليهم السلام) همچون آنان اصرار بورزيم.» پيامبر(ص) مي فرمايند: «در شهادت امام حسين(ع) حرارتي در دل هاي مومنين افروخته شده كه هرگز سرد نخواهد شد»، چه خوب است هميشه به امام حسين(ع) توسل داشته باشيم و گرماي عشق و محبت ايشان را هميشه در قلب هاي مان زنده و برافروخته نگاه داريم.

35- از علامه طباطبايي(ره) سوال كردم: «آيا امكان تشرف به محضر امام زمان(عج) وجود دارد و در صورت امكان چه اعمال و دستوراتي تشرف را حاصل مي كند؟»
ايشان فرمودند: در اين مورد، رعايت سه مطلب ضروري است:
- براي ديدار امام زمان(عج) بايد بسيار باتقوا و پرهيزكار بود.
- بايد محبت، عشق و معرفت فرد زياد باشد. البته هرگز كسي نخواهد توانست به حدي معرفت كسب كند كه درخور امام زمان(عج) باشد، اما مي توان در حد توان نسبت به اين مسئله تلاش كرد.
- مداومت كردن بر يكي از زيارت هاي مشهور.
خود ايشان در اين مورد زيارتي را كه با «سلام علي آل ياسين» آغاز مي شود توصيه مي فرمودند.
36- بايد توجه بسيار به خوردن غذاي حلال داشته باشيم. غذاي حلال، اثرات مثبت بسيار در وجود فرد به جا مي گذارد و لقمه غيرحلال، اثرات منفي بسيار با خود همراه دارد حتي از لقمه شبهه ناك بايد پرهيز كرد، زيرا چنين لقمه اي نيز مانع و حجابي براي رسيدن به قرب الهي و زيارت مولا مي گردد.

37- براي رسيدن به قرب الهي و حضور در محضر حضرت مهدي (عج) بايد راه عارفان و عالمان را پيمود. در اين بين، بايد مراقب باشيم كه اسير تصوف نشويم و بين راه عارفان و صوفيان تفكيك قائل شويم.
- عارفان به مرجعيت شيعه معتقدند اما صوفيان چنين اعتقادي ندارند.
- آنان به طريقت، شريعت و حقيقت تأكيد دارند و يك فرد را صاحب طريقت مي دانند؛ مثلاً مي گويند بعد از امام رضا(ع) آقاي فلاني نائب ايشان است، اما ما بعد از امام رضا(ع) امامان ديگر تا امام زمان(عج) را نائب مي دانيم و در زمان غيبت امام زمان(عج) نيز نائبان و مراجع تقليد را جانشين ايشان مي دانيم.
- ذكرها و وردهاي اين دو گروه نيز متفاوت است. اهل تصوف ذكرهاي خاص خود را دارند، اما عارفان ذكرها و دعاهايي را مي خوانند كه از جانب امامان معصوم(ع) صادر شده و مناجات هايي شناخته شده است.
- در محل عبادت دو گروه نيز تمايز هست. صوفيان در خانقاه عبادت مي كنند و عارفان در مسجد؛ چنان كه حضرت محمد(ص) و امامان(عليهم السلام) نيز چنين بوده اند و جايگاه عبادت و حتي درس هاي شان نيز مسجد بوده است.
- داشتن اعتقاد، محبت و توجه به امام زمان(عج) وجه تمايز ديگر اين دو گروه است. اهل عرفان همه توجه و اعتقادشان به سمت اوست و گويي جز او چيزي در قلب شان راه ندارد، اما اهل تصوف، صحبت و يادي از امام زمان(عج) نمي كنند و به ايشان اظهار ارادت خاصي ندارند، اين مسئله با مدتي همنشيني با آنان آشكار مي شود و همه اش از قطب خود ياد كرده و اظهار سرسپردگي به او را دارند.

38- با علماي عامل، مجالست خود را ترك نكنيد كه اگر گفتار آنها شما را رهبر نشود، عمل شان شما را رهبري كند.

39- دنيا جاي پايداري نيست، گذرگاهي است به قدر رفع احتياج، دل به اين گذرگاه نبنديد.

40- عدم ارتكاب به گناه داشته باشيم. اگر فردي خود را ملزم به انجام دستوراتي كند، ذكرهايي بگويد و چله اي هم بگيرد، اما خود را از گناه دور نكند و پرهيزكار نباشد، به خواسته خود نخواهد رسيد. همنشين و دوست ما بايد هم فكر و هم عقيده ما و نيك انديش و درستكار باشد.

 نظر دهید »

به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند به آسمان رود و كار آفتاب كند

11 مرداد 1392 توسط خضری

 


فاضل بزرگوار سيد جعفر مزارعى روايت كرده : يكى از طلبه هاى حوزه باعظمت نجف از نظر معيشت در تنگنا و دشوارى غير قابل تحملّى بود . روزى از روى شكايت و فشار روحى كنار ضريح مطهّر حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام)عرضه مى دارد : شما اين لوسترهاى قيمتى و قنديل هاى بى بديل را به چه سبب در حرم خود گذارده ايد ، در حالى كه من براى اداره امور معيشتم در تنگناى شديدى هستم ؟! شب اميرالمؤمنين (عليه السلام) را در خواب مى بيند كه آن حضرت به او مى فرمايد :اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اينجا همين نان و ماست و فيجيل و فرش طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى بايد به هندوستان در شهر حيدرآباد دكن به خانه فلان كس مراجعه كنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز كرد به او بگو : به آسمان رود و كار آفتاب كند . پس از اين خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اينجا پريشان و نابسامان است شما مرا به هندوستان حواله مى دهيد !! بار ديگر حضرت را خواب مى بيند كه مى فرمايد :
سخن همان است كه گفتم ، اگر در جوار ما با اين اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت كن ، اگر نمى توانى بايد به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان راجه را سراغ بگيرى و به او بگويى : به آسمان رود و كار آفتاب كند پس از بيدار شدن و شب را به صبح رساندن ، كتاب ها و لوازم مختصرى كه داشته به فروش مى رساند و اهل خير هم با او مساعدت مى كنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حيدرآباد سراغ خانه آن راجه را مى گيرد ، مردم از اين كه طلبه اى فقير با چنان مردى ثروتمند و متمكن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى كنند . وقتى به در خانه آن راجه مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى كنند مى بيند شخصى از پله هاى عمارت به زير آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گويد : به آسمان رود و كار آفتاب كند فوراً راجه پيش خدمت هايش را صدا مى زند و مى گويد : اين طلبه را به داخل عمارت راهنمايى كنيد و پس از پذيرايى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببريد و او را با لباس هاى فاخر و گران قيمت بپوشانيد . مراسم به صورتى نيكو انجام مى گيرد و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذيرايى مى شود . فردا ديد محترمين شهر از طبقات مختلف چون اعيان و تجار و علما وارد شدند و هر كدام در آن سالن پر زينت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى كه كنار دستش بود ، پرسيد : چه خبر است ؟ گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پيش خود گفت : وقتى به اين خانواده وارد شدم كه وسايل عيش براى آنان آماده است . هنگامى كه مجلس آراسته شد ، راجه به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند و او نيز پس از احترام به مهمانان در جاى ويژه خود نشست . آنگاه رو به اهل مجلس كرد و گفت : آقايان من نصف ثروت خود را كه بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلك و منزل و باغات و اغنام و اثاثيه به اين طلبه كه تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه كردم ، و همه مى دانيد كه اولاد من منحصر به دو دختر است ، يكى از آنها را هم كه از ديگرى زيباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دين ، هم اكنون صيغه عقد را جارى كنيد . چون صيغه جارى شد طلبه كه در دريايى از شگفتى و حيرت فرو رفته بود ، پرسيد : شرح اين داستان چيست ؟ راجه گفت : من چند سال قبل قصد كردم در مدح اميرالمؤمنين (عليه السلام) شعرى بگويم ، يك مصراع گفتم و نتوانستم مصراع ديگر را بگويم ; به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه كردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ايران مراجعه كردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پيش خود گفتم حتماً شعر من منظور نظر كيميا اثر اميرالمؤمنين (عليه السلام)قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر كردم اگر كسى پيدا شود و مصراع دوم اين شعر را به صورتى مطلوب بگويد ، نصف دارايى ام را به او ببخشم و دختر زيباتر خود را به عقد او در آورم ، شما آمديد و مصراع دوم را گفتيد ، ديدم از هر جهت اين مصراع شما درست و كامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است .  طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟ راجه گفت : من گفته بودم : به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند طلبه گفت : مصراع دوم از من نيست ، بلكه لطف خود اميرالمؤمنين (عليه السلام) است . راجه سجده شكر كرد و خواند : به ذرّه گر نظر لطف بوتراب كند *** به آسمان رود و كار آفتاب كند يااااعلي مدد

 نظر دهید »

سرزنش یا کینه توزى؟

07 مرداد 1392 توسط خضری

سرزنش یا کینه توزى؟

بسم الله الرحمن الرحیم

خیلی موارد پیش میاد که ما از دوستان ویا خانواده یا هم اتاقی یا همکار و …ناراحت میشیم .در این مواقع تا جایی که میتونیم باید سعی کنیم خیلی راحت فراموش کنیم اما اگر میبینیم نمیتونیم فراموش کنیم و اونقدرها سعه صدر نداریم بهتره این گلایه را به اون بفهمونیم چون اگر از طرفی فراموش نکنیم واز طرفی گلایه نکنیم این کینه میشود وممکن است بعدا یکدفعه خالیش کنیم یا باعث قطع ارتباط یا دلخوری خیلی جدی بشه.امام هادی علیه السلام این نکته رو در غالب یک جلسه کوتاه زیبا اینطور بیان کردند:


أَلْعِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ، وَ الْعِتابُ خَیْرٌ مِنَ الْحِقْد

خشم و تندى کردن، کلیدِ گرانبارى وسرد شدن است ولی همین خشم کردن بهتر از کینه توزى است

***************************************

فرازی زیبا از دعای ابوحمزه ثمالی

اَي رَبِّ جَلِّلْني بِسِتْرِكَ وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخي بِكَرَمِ وَجْهِكَ فَلَوِ اطَّلَعَ الْيوْمَ عَلي ذَنْبي غَيرُكَ ما فَعَلْتُهُ

پروردگارا مرا به پوشش خود بپوشان و به كرم ذاتت از سرزنش كردن من درگذر پس اگر ديگري جز تو بر گناهم آگاه مي‌شد آن گناه را انجام نمي‌دادم

وَلَوْ خِفْتُ تَعْجيلَ الْعُقوُبَةِ لاَ اجْتَنَبْتُهُ لا لاِنَّكَ اَهْوَنُ النّاظِرينَ وَاَخَفُّ الْمُطَّلِعينَ[ عَلَي ]بَلْ لاِنَّكَ يارَبِّ خَيرُ السّاتِرينَ وَاَحْكَمُ الْحاكِمينَ

و اگر از زود به كيفر رسيدن مي‌ترسيدم باز هم خودداري مي‌كردم و اينكه با اين وصف گناه كردم نه براي آن بود كه تو سبك‌ترين بينندگاني و يا بي مقدارترين مطلعين هستي بلكه براي آن بود كه تو اي پروردگار من، بهترين پوشندگان و حكم كننده‌ترين حاكمان

وَاَكْرَمُ الاْكْرَمينَ سَتّارُ الْعُيوُبِ غَفّارُ الذُّنوُبِ عَلاّمُ الْغُيوُبِ

و گرامي‌ترين گراميان و پوشاننده عيوب و آمرزنده گناهاني

 نظر دهید »

حدیث روز

07 مرداد 1392 توسط خضری

 

 

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:


« همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد. »

(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)


 نظر دهید »

نواندیشی

07 مرداد 1392 توسط خضری

 


استاد مشغول درس مبحث نواندیشی و روشنفکری برای شاگردانش بود. اما خود می دانست این موضوعی است که بسادگی برای هرکسی جا نمی افتد. چون بحث فرهنگ دیرینه و فاخر بودن آن نیز مطرح شده بود شیوانا از یکی از شاگردان خواست تا پنجره را ببندد و گفت که تا مدتی باز نشود. هوا گرم بود و تعداد شاگردان هم زیاد. پس مدتی شاگردان کلافه شده و خواستار باز شدن پنجره گشتند. پنجره که باز شد همگی نفسی راحت کشیدند و احساس خشنودی کردند. شیوانا پرسید: «نسبت به این هوای مطبوع که همین الان وارد شد چه احساسی دارید؟»

شاگردان همگی آنرا یک جریان عالی و نجات بخش توصیف کردند. شیوانا گفت: «حالا که اینطور است پنجره را ببندید تا این هوای عالی را برای همیشه و در تمامی اوقات داشته باشید.»

تعدادی از شاگردان گفتند فکر بدی نیست اما تعدادی دیگر پس از کمی فکر با اعتراض گفتند: «ولی استاد اگر پنجره بسته شود این هوا نیز کم کم کهنه می شود و باز نیازمند تهویه می شویم.»

شیوانا گفت: «خب، حالا شما معنی نواندیشی را فهمیدید! در جوامع وقتی یک اندیشه یا ایده یا فلسفه نو پیدا می شود عامه مردم ابتدا در برابر آن مقاومت می کنند اما در طول زمان چنان به آن وابسته می شوند که بهتر کردن و ارتقاء آنرا فراموش می کنند و چون با فرهنگ شان مخلوط می شود نسبت به آن تعصب پیدا می کنند، مگر آنکه مثل بعضی از شما به ضرر آن هم فکر کنند.»

آیا شما در و پنجره ها را برای ورود ایده های نو باز می گذارید؟ آیا شما نوآوری را در سازمان خود مدیریت می کنید؟

 نظر دهید »

محکومیت تخریب حرم حضرت زینب(س)

03 مرداد 1392 توسط خضری

 

 

«ســـــــــــــلام علــــــــی قلــــــــب زینــــــــب الصبــــــــــــــور»

باز هم ضعف و ناامیدی دشمنان اسلام و تشیع به صورت فتوای بی اساس یک وهابی بی دین خود را نشان داد

اگرچه چنین فتاوا و دشمنیها قلب شیعه را به درد می آورد اما آنچه مسلم است این است که چنین رفتارها و مقابله های وهابیت

مسأله ای جدید نبوده و بیانگر این است که هرگاه در مقابل شیعه کم آورده و ناامید می شوند دست به چنین حرکتی می زنند ؛ ضمن اینکه

فتوای تخریب حرم حضرت زینب(س) برنامه ای دیگر برای ایجاد اختلاف بین مسلمانان است که از طرف دشمن دیرینه اسلام یعنی صهیونیست

طراحی شده است.اما حرف ما شیعه ها این است که ما پیرو همان زینب کبراییم که زلزله ای عمیق بر پایه ی ستم یزید گشت و همه ی آنها را رسوا ساخت

بگویند دشمنان تشیع هر آنچه می خواهند چراکه تا ولایت و حب آن در خون شیعه جاری است کسی نمی تواندعلم  ولایت و امامت

شیعه را بر زمین افکند چراکه آنکه حق است باقی ماندنی و آنکه باطل است فانی خواهد بود.

 نظر دهید »

یامولای!

28 تیر 1392 توسط خضری

دارد زمان آمدنت دير مي شود …

دارد جوان سينه زنت پير مي شود …

تقصير گريه هاي غريبانه شماست …

دنيا غروب جمعه چه دلگير مي شود…

اللهم عجل لولیک الفرج

 3 نظر

چرا خداوند از میهمانان خود در ماه رمضان می خواهد از خوردن و آشامیدن پرهیز کند؟

20 تیر 1392 توسط خضری

چرا خداوند از ميهمانان خود در ماه رمضان می خواهد از خوردن و آشاميدن پرهيز کنند؟

درباره روزه ماه رمضان، که از آن در روايات به ماه ميهماني خداوند تعبير شده است چنان که رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده است: 

«هو شهر دعيتم فيه إلي ضيافه الله»[1] اين ماه ماهي است که شما به ميهماني خدا دعوت شده ايد. فرق اين دو ميهماني (ميهماني انسان ها و ميهماني خدا) در اين است که در ميهماني انسان ها، بدن ميهمان است و از بدن پذيرائي مي شود و چيزي که مورد نياز بدن هست و بدن از آن لذت مي برد، در اختيارشان گذاشته مي شود. 
اما در ميهماني خداوند، بدن ميهمان نيست؛ روح ميهمان است. و ميهماني معنوي است؛ فلذا پذيرائي ها هم فرق مي کند. خداوند در اين ماه از روح انسان پذيرائي مي کند؛ چرا که نفس کشيدن هاي روزه دار را ذکر و تسبيح و خواب او را عبادت، و همه اعمال را مورد قبول قرار مي دهد. 
چنان که پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده است: در ماه رمضان خداوند عده اي از فرشتگان را مأمور مي کند تا براي روزه داران دعا کنند سپس آن حضرت مي فرمايد: اين دعا براي روزه داران، در خواست خير و خوبي از خداوند است. و باز فرموده است: جبرئيل به من خبر داد که خداي سبحان فرموده، من فرشتگان را براي دعاي هيچ کسي موکل نکردم، مگر براي روزه داران.[2] 
در ميهماني خدا، بعد از پذيرائي يک ماه، در پايان جايزه و هداياي بسيار عظيمي به آن ها مي دهند که تمام هداياي دنيا به اندازه آن يک ماه نمي رسد. آن را هم خداوند سبحان بدون واسطه به بندگان روزه دار عطا مي کنند، و مي فرمايد: الصوم لي و أنا اجزء به» روزه مال من است، و من خودم به روزه دار جزاي آن را مي دهم. و آن، بهشت جاويدان که در حضور ملک مقتدر باشد. آن هم، در روز عيد سعيد فطر عيدي مي دهند چنان که شاعر مي گويد: 
روز عيد است و من مانده در اين تدبيرم که دهم حاصل سي روزه و ساغر گيرم. 
امام سجاد ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «و أرجحنا أفضل أرباح العالمين»[3] ما سودي در اين ماه برديم، که هيچ تاجري در هيچ گوشه دنيا نبرده است. 

————————————————————— 
[1]. صدوق، عيون اخبار الرضا، ج1، ص 295، انتشارات اسلامي، وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم. 
[2]. محمد تقي مجلسي، روضه المتقين، ج 3، ص 228، منشورات مکتبه المرعشي. 
[3]. صحيفه سجاديه، دعاي وداع ماه رمضان.

                                                                                                                  مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

 2 نظر
  • 1
  • ...
  • 37
  • 38
  • 39
  • ...
  • 40
  • ...
  • 41
  • 42
  • 43
  • ...
  • 44
  • ...
  • 45
  • 46
  • 47
  • ...
  • 92

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس