حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

جلسه اخلاق عمومی با موضوع: تزکیه و تهذیب نفس

23 اردیبهشت 1394 توسط خضری

جلسه اخلاق عمومی با موضوع: تزکیه و تهذیب نفس، مورخ 23/02/94 رأس ساعت 10  صبح به مدت یک ساعت در این مدرسه مبارکه برگزار گردید.

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه علمیه حضرت زینب(س) شهر سریش آباد نشست اخلاقی با حضور حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای چراغعلی عربیان استاد اخلاق در این مدرسه مبارکه برگزار گردید.

در ابتدای سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عربیان به این نکته اشاره فرمودند که خودسازی و تهذیب نفس یکی از مراحل بسیار مهم در سیر و سلوک می باشد که با نادیده گرفتن این مرحله به هیج عنوان نمی توان طریق الی الله را سیر کرد.

ایشان در ادامه افزودند: خودسازی و تهذیب نفس، برای طلبه‌ها، مسأله بسیار مهمی است. طلبه ها هر چه قدر علم‌شان بیشتر شود، باید تقوایشان هم بیشتر شود، به نکات اخلاقی بیشتر توجه داشته باشند.

ایشان فرمودند: بعضی از بزرگان علم اخلاق برای مبارزه با نفس و تهذیب آن، راه هایی را ارائه فرمودند، که عبارتند از:آگاه شدن از ناپاکی های خود، برگشتن به صراط مستقیم(توبه)، عزم بر ترک معصیت که این مورد از همه مهمتر می باشد. همچنین اشاره نمودند به اینکه انسان باید دائم المراقبه باشد، ترک گناه مساوی  است با بدست آوردن همه چیز، برای ترک گناه فردا، فردا نکنید

ایشان اشاره نمودند که  بزرگترین مشکل ما انسانها این است که به علم آموزی اهمیت زیادی می دهیم و به آن اصالت می دهیم ولی تهذیب نفس را رها کرده ایم

 نظر دهید »

تمجع اعتراض آمیز طلاب مدرسه حضرت زینب(س) سریش آباد

23 اردیبهشت 1394 توسط خضری

 

             تجمع اعتراض آمیز طلاب و اساتید این مدرسه مبارکه به مناسبت حکم اعدام شیخ نمر

این مدرسه مبارکه همچون طلاب سراسر کشور لغو فوري حکم اعدام شيخ نمر را خواستار شدند

در این تجمع سرکار خانم ملاولی مدیر این مدرسه مبارکه ضمن محکوم کردن حکم ناشایست اعدام شیخ نمر را از دشمنیهای وهابیت علیه اسلام وتشیع سخن گفتند و به این مطلب اشاره نمودند که حساب وهابیت از اهل تسنن جداست و خود اهل سنت یکی از معترضان واقعی عملکرد وهابیت میباشد

در پایان این تجمع با شعار مرگ بر آل سعود به پایان رسید.

 

 نظر دهید »

دلنوشته تقدیم به اساتید گرامی

19 اردیبهشت 1394 توسط خضری

در سکوتی فرو رفته بودم تا بر اندیشه ای ماندگار برسم که قلم هوای نواختن گرفت و کلمات به سرعت از قلبم می گذشتند و در ذهن مرور و تداعی می شدنداز چه می خواستند بگویند و چه چیزی  را به گوش من و شما برسانند …

 نپرسید که به جواب برسید و مجاب شوید و  استجابت کنید که مرتبه ی اعلی استجابت انس گرفتن است پس گوش را اندکی در این وادی سر گردان کلمات قلبم به دست قلم بسپار و فارغ از هیاهوی اطراف باش تنها گوش کن آرام و بی صدا مثل لحظاتی که دارند می گذرند و ذره ذره هستی ات را به فنا و شاید هم به بقا می کشانند آری از فنا تا بقا تنها یک پیچ توقف فاصله است که اگر صدای دلنواز هدایت تو را به خود آورد می بینی که بدونه هیچ سرمایه ای بر رنگین کمان جاده خوشبختی هستی و الا در بیابان برهوت نابودی و فراموشی …

 باز هم بگویم؟ کجا رفته ای؟ گوشت بدست قلم همچنان حلقه به گوش است یا تلنگر می طلبی تا بازت گرداند پس حال که به خود آمدی می نوازم باز هم قلم را بر کاغذ کاهی تمام دقایق معرفتم که با شما خلاصه شد و به اینجا رسید…

آری به شما به شمایی که اکنون در مقابلتان زانو زده و در عین ایستادن با قلبی خاشع می خواهم برایتان سجده کنم…

آری به دل سوخته قلم قسم که باید سجده کرد برای شما که آموختید که چگونه این نی وحشی را رام کرد و در دستان  لرزان از جور غفلت زمانه که همچو کوهی به انگشتانم سنگینی می کند به نیزار کاغذ بکشم و بگویم برای شما…

 آری می دانم تکراریست برای شما مثل همان درسهای معرفتی که خود از بر بودید اما از الفبای آن برایم سرائیدید و گویی که خود نیز تازه آن طریق رایافته اید با من هم نوا تکر ار می کردید که احساس خوشایند همراهی با بزرگ، روانم را به عرش برساند و بمانم و با نگاهی ملکوتی به ملک دنیای دنی بنگرم و بگویم برای دیگران …

دیگرانی که مثل ابتدای راهم همچنان غرق در ملکند که ملکوت برایشان مأنوس است….

چه بگویم از شما ای معلم ای بهترین هدیه ی خداوند برای پیمودن مسیر بندگیم…

  اما اکنون مدتهاست که قلم به هرز زبانی افتاده و شاید شما را به ملالت کشیده و شما مثل مادری مهربان، نه مثل همان معلم مهربان درس معرفت بی هیچ ادعا و در سکوتی تحسین بر انگیز چشم بر آن دوخته اید که چگونه حروف، کلمات و جملات را سر هم می کند تا بگوید فقط یک نتیجه را و آن اینکه معلم عزیزم به تعداد لحظه لحظه ی دقایق حضورم در کرسی درستان نه بلکه به تعداد تمام پلکهایی که برهم زدید و نزدید و در اندیشه ی هدایتم بودید می خواهم از شما تشکر کنم هر چند کلماتم نتوانستند اوج حروف قلبم را با جاری قلم بر کاغذ و به قلب مهربان و عارفتان پیام کنم اما به همان خدایی که آفرید شما را تا بیاموزید مرا قسم که با تمام وجود و از عمق قلبم شبهای تار عبادتم به امید سرافرازیتان به مهتابی ترین لیالی بندگیم پیوند می زنم و می گویم خدایا من علمنی حرفاً فقد سیرنی عبداً …

من عبد این معلمانی هستم که مخلوق شمایند پس آنان را آن ده که آن به….

سپارسگزار معلمی هستم که حرف اولم را که ملودی مزخرف تواختن در گناه بود را به آرزوی شهادت با رمز یا علی مبدل ساخت .

و در آخر میگویم دلم تنگ آسمانی ست که شما مرا در آن به پرواز در آوردید

و کاش میدانستم این دل بساط مرا در کدام آسمان بر بال ابرها خواهد سپرد

کاش میتوانستم به پاس تلاش و تواضعتان معلم نفسم باشم

و دست بوس آن معلمی هستم که قبل از تأدیب من به تأدیب نفسش بر خواست و سزاوار تحسین خدا و مولی الکونین امبرالمومنین علی (ع) شد. به همان علی اعلی می سپارمتان.

 1 نظر

وصیتنامه شهید مهدی باکری

17 اردیبهشت 1394 توسط خضری
وصیتنامه شهید مهدی باکری

یا الله،‌یا محمد،یا علی،‌یا فاطمه زهرا،‌یا حسن،یا حسین،‌یا مهدی (عج) و تو ای ولی‌مان یا روح‌الله و شما ای پیروان صادق شهیدان.

خدایا چگونه وصیتنامه بنویسم در حالی که سراپا گناه و معصیت و نافرمانی‌ام. گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم. می‌ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی از ما راضی نباشی. ای وای که سیه روز خواهم بود.خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی! هیهات که نفهمیدم. یا اباعبدالله شفاعت! آه چقدر لذتبخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربش، و چه کنم که تهیدستم،خدایا تو قبولم کن.

سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم وستم، عصر کفر و الحاد،‌عصر مظلومیت اسلام وپیروان واقعی اش. عزیزانم شبانه روز باید شکرگزار خدا باشیم که سرباز راستین صادق این نعمت شویم و باید خطر وسوسه‌های درونی و دنیافریبی را شناخته و بر حذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل ،تنها چاره ساز است.

ای عاشقان اباعبدالله، بایستی شهادت را در آغوش گرفت،گونه‌ها بایستی از شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل کنیم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکر گزاری بجا آورده باشیم.

وصیت به مادرم و خواهران و برادرانم و اهل فامیل: بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست،همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید،‌پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید،‌اهمیّت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت کنید تا سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابولفضل برای اسلام ببار آیند. از همه کسانی که از من رنجیده‌اند و حقی بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و امید دارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد.

خدایا مرا پاکیزه بپذیر.

مهدی باکری.

 

 نظر دهید »

یا صاحب الزمان(عج)

17 اردیبهشت 1394 توسط خضری

ای آخرین توسل سبز دعای ما

 آیا نمی رسد به حضورت دعای ما ؟

 شنبه، دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین …

 بی تو چه زود می گذرد هفته های ما !

 نظر دهید »

برگزاری مراسم آئین معنوی اعتكاف با حضور طلاب مدرسه حضرت زینب(س)در مسجد جامع شهر سریش آباد

17 اردیبهشت 1394 توسط خضری

برگزاری مراسم آئین معنوی اعتکاف با حضور طلاب مدرسه حضرت زینب(س) در مسجد جامع شهر سریش آباد

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه علمیه حضرت زینب(س)شهر سریش آباد، سر کار خانم ملاولی مدیر این مدرسه مبارکه با اشاره به برگزاري برنامه اعتکاف اظهار داشت بیش از 80 نفر از خواهران سطح شهر در این آئین معنوی شرکت کردند که در بین شرکت کنندگان تعداد قابل توجهی از طلاب خواهر و دانش آموزان حضور داشتند.

به گفته وی، از جمله برنامه های این همایش معنوی سه روزه، سخنرانی و نشست با محوریت تأثیر اطاعت و بندگی خداوند در سرنوشت انسان،تشکیل حلقه های معرفت، آموزش احکام و قرائت نماز، ختم گروهی قرآن کریم و صلوات،جزء خوانی قرآن کریم، مرثیه سرایی وفات حضرت زینب(س)  و قرائت گروهی ادعیه و مناجات حضرت علی(ع) است.

 

ایشان اظهار داشتند این برنامه فرهنگی با استقبال از معتکفین در شب میلاد حضرت امیرالمومنین علی (ع) آغاز و با اعمال ام داوود و مراسم وداع اعتکاف به پایان رسید.

 

سر کار خانم ملاولی در پایان با اشاره به اینکه حضور طلاب در برنامه های اعتکاف، نقشی مؤثر در ارتقاء سطح معرفتی آنها دارد، گفت: خلوت کردن با خداوند یکی از ضروریاتی است که طلاب باید آن را در نظر داشته باشند، زیرا اگر می خواهند مؤثر باشند، لازم است ارتباطتشان با خداوند قوی  باشد.


 

 نظر دهید »

درد و دل با امام زمان(عج)

27 فروردین 1394 توسط خضری

[تصویر:  mahdi2.jpg]

سلام مولایم


دلتنگم آقا ؛ دلتنگ ديدنت ؛ دلتنگ شنيدن صداي انا المهدي ت …
تا کجای عمر باید هر شب درانتظار تو ستاره بشماریم٬ تا کدام روز و ماه باید مسافر دنیای غفلتها باشیم، یامولا !

بیا ٬ که سقف آسمان زندگیمان را ابر جهل و فساد پوشاند ! بیا٬ که زمین تشنه باران است! بیا، که جگرهایمان را فراق٬ رتگ سرخش را باخته است، بیا از درون سوخته ایم ٬ مولا بیا ای مرهم دلهای خسته !

نمی دانم قلم سنگی برای دوری تو چه می نویسد٬ ولی همین را می دانم که او نیز هجاهای نام تو را دوست دارد و بی معطلی می نگارد. بیا ٬ که قلب شیشه ای انتظارمان در هر بار ترکی برمی دارد و صبرمان را خزان به یغما می برد .

بلندای پرواز خورشید را که می بینم این سوال در ذهنم می روید، که آشیانه خورشید کجاست؟

کبوتران سپید بال که نشانه های آرامش آسمانند، شبانگاهان در آغوش مهربان لانه ها ٬ اندام جان را در بستر آرامش می نهند٬ عقابها که سلاطین آسمانند در یورش تاریکیها دل به سکوت می سپارند و در دل کوهساران تمنای دستان پر محبت شب را دارند اما خورشید آشیانه اش کجاست؟

در کدامین بستر مهربانی،  دل پرخروشش به آرامش می نشیند؟

یک روز با خورشید همسفر شدم، دانستم که غروبش افسانه ای بیش نیست و مغرب و مشرق ٬ جز خطوط خیالی نیستند .

خورشید هرگز غروب نمی کنم ٬ خورشید معنای روشن طلوع است .

اما آشیانه خورشید را یافتم ٬ دل مردی چون مهدی (ع)!!! این دل شماست ٬ که معبد خورشید است و این دل شماست که حلقه اتصال چشمه خورشید با نور پاکی و طراوت است .

اگر روزنه ای در دل توبگشایم ٬ خواهم دید که هزاران خورشید در آن سر به سجاده نورانیت گذارده اند و هرخورشید به گونه ای اشعه رحمت و برکت را به هر سو می پراکند.

آری ! می شناسمت ٬سالهاست که همتای تو را ندیده ام ٬ من موجودی هستم که از فرسنگها عقب تر آمده ام وچون به تو رسیده ام همراهت شده ام . پا به پای تو می آیم . تو را میشناسم

 1 نظر

الهی اعتذاری الیـک

27 فروردین 1394 توسط خضری

بسم ربِّـــ العشق ربَّـــ العالمین 

إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ( آل عمران/۱۵۹)

http://www.ibnalaas.com/ar/contents/albumsm/27.jpg

وَاذْکُر رَّبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَکُن مِّنَ الْغَافِلِینَ :هر صبح وعصر، پروردگارت را پیش خودت، با خوف و تضرع بخوان، و نه با صدای بلند و از غافلان مباش.(اعراف/۲۰۵)

گاهی اگردعایت مستجاب نشد، برو گوشه ای بنشین،زانوهایت را بغل بگیر و یک دل سیر گریه کن

شاید لازم باشد میان گریه هایت بگویی:

اللهُـمَّ اغـفِــر لِیَ الـذُنوبَ  الّـتـی تَحـبِـسُ الـدُّعــا

خدایا ببخش آن گناهانم را که دعایم را حبس کرده است.

إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ (بقره/۱۴۳)

<< اهــدنا الصِّـــراط المستقیــم >>

یادمان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد،مهــدی فاطمه تنهاست از او یاد کنیم.

اللهم عجل لولیک الفــــــرج

 نظر دهید »

کاش می شد به همان حال و هوا برگردیم

27 فروردین 1394 توسط خضری

کاش می شد به همان حال و هوا برگردیم

بـه زمــیــن و بــه زمـــان شهـــدا بـرگـردیــم


دور بـاشـیـــم از آئـیـنـه ی خــودبـیـنـی مـان

کـاشــــ می شد که دوباره به خـدا برگردیم

 نظر دهید »

سلام بر گل رخسار مهدی(عج)

27 فروردین 1394 توسط خضری

سلام بر گل رخسار مهدی
سلام بر قامت رعنای گل نرگس
سلام بر وقار حجت بن الحسن
سلام بر قلب استوار یوسف زهرا
سلام بر روی ماه منجی عالم
سلام بر خورشید تمام منظومه ها
سلام بر چشمان پاک و اشکبار چهاردهمین معصوم

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 21
  • 22
  • 23
  • ...
  • 24
  • ...
  • 25
  • 26
  • 27
  • ...
  • 28
  • ...
  • 29
  • 30
  • 31
  • ...
  • 92

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس