حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

تأثیر قرآن در زندگی یک جوان

07 خرداد 1394 توسط خضری

احمد بن سعید عابد گفت : پدرم براى من نقل کرد که در زمان ما، در کوفه جوان خداپرستى بود - بسیار خوش صورت و زیبا اندام - همواره در مسجد جامع حضور داشت و اندک وقتى بود، که در مسجد نباشد.

زن زیبا و خردمندى چشمش بر او افتاد و دلباخته اش شد. پس از مدت ها که رنج کشید و روزها بر سر راه آن جوان ایستاد، یک روز، هنگامى که جوان به مسجد مى رفت . زن خودش را به او رسانید و گفت : اى جوان ! بگذار یک کلمه با تو سخن بگویم ، آن را بشنو، آنگاه هر چه خواستى بکن . جوان به آن زن بى اعتنایى کرد و با او سخن نگفت . و به راه خود رفت هنگامى که از مسجد به قصد منزل مى رفت آن زن دوباره سر راهش آمد و گفت : اى جوان ! مى خواهم یک جمله با تو سخن بگویم ؛ به سخنم گوش کن

جوان سر خود را پایین انداخت و گفت : این جا، جاى تهمت است و من خوش ندارم در موضع تهمت باشم . زن گفت : اى جوان ! من تو را کاملا مى شناسم و اینجا که ایستاده ام از آن جهت نیست که تو را نشناخته باشم . معاذ الله ! که کسى از این موضوع اطلاع پیدا کند. خودم آمدم تا در این موضوع با تو صحبت کنم . گرچه مى دانم اندکى از این مطالب ، نزد مردم بسیار بزرگ مى باشد و شما عابدها و زاهدها همانند شیشه مى باشید که کمترین چیزى آن را معیوب مى سازد.

اینک فشرده آن چه را که مى خواهم به تو بگویم این است : تمام وجودم گرفتار تو شده ، پس در کار من و خودت ، خدا را در نظر داشته باش .
آن جوان به منزل رفت ، خواست نماز بخواند (از یاد آوردن وضع آن زن) نتوانست نماز بخواند. نامه اى نوشت ، آن را برداشت و از منزل خارج شد. دید آن زن همچنان ایستاده است . کاغذ را به او داد و برگشت .

در آن نامه نوشته بود «بسم الله الرحمن الرحیم » اى بانوى محترمه ! بدان ! بار اول که انسان معصیت مى کند، خدا حلم مى ورزد، بار دوم پرده پوشى مى کند، اما هنگامى که بنده اى لباس معصیت به تن پوشید، خداوند غضبى مى کند که آسمان ها و زمین و کوه ها و درختان و جنبندگان ، تحملش را ندارند.

اگر آنچه گفتى دروغ است ، تو را به یاد روزى مى اندازم که در آن روز آسمان ها چون فلز گداخته شود و کوه ها مانند پشم زده شود و پراکنده گردد و مردم از ترس به زانو در مى آیند. به خدا قسم من از اصلاح خودم عاجزم تا چه رسد به اصلاح دیگران .

و اگر آنچه را گفتى راست است و حقیقتا گرفتار شده اى ، طبیبى را به تو نشان دهم که دردهاى مزمن و سخت را علاج مى کند.

او خداوند متعال و پروردگار جهانیان است . از صدق دل رو به خدا آور که مرا این آیه قرآن ، منقلب و مشغول کرده است . خداوند مى فرماید:

وَأَنذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِینَ مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَلَا شَفِیعٍ یُطَاعُ یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ.

اى رسول گرامى ! امت را از روز قیامت بترسان که نزدیک است از هول و ترس آن ، جان ها به گلوها برسد و از بیم آن حزن و خشم خود را فرو مى برند، هنگامى که ستم کاران نه خویشى دارند که در آن روز به فریادشان برسد و از آنان حمایت نماید و نه واسطه اى که وساطتش پذیرفته شود. خداوند، خیانت چشم ها و آنچه را دل ها پنهان مى دارند مى داند و از قلب هاى مردم آگاه است.

سوره غافر آیه 18

با این وضعیت من چگونه مى توانم از این آیه بگریزم . زن بعد از چند روز دیگر آمد و بر سر راه جوان ایستاد. وقتى آن جوان متوجه شد که زن سر راهش ایستاده است ، خواست به منزلش برگردد، که زن او را نبیند.

ناگهان او صدا زد اى جوان ! برنگرد، زیرا دیگر مزاحم تو نیستم و ملاقاتى بین من و تو، جز در جهان دیگر نخواهد بود.
آن زن چون تحت تأثیر آیات قرآن قرار گرفته بود. گریه شدیدى کرد و گفت : از خداوندى که کلیدهاى قلب تو به دست او است ، مى خواهم که او این مشکل را آسان کند. آنگاه از پى آن جوان آمد و گفت : اى بنده مخلص خدا! بر من منت بگذار و مرا موعظه اى کن و پندى بده که تا زنده ام به آن عمل کنم . جوان گفت : تو را سفارش مى کنم که خودت را از شر خودت حفظ کنى و این آیه را به یاد تو مى آورم که مى فرماید:

وَهُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاكُم بِاللَّیْلِ وَیَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ.

او آن خدایى است که چون شب به خواب مى روید جان شما را مى گیرد (و نزد خود مى برد) و شما را مى میراند و در روز آنچه از اعمال و کردار را انجام دهید مى داند.

سوره انعام آیه 60

وقتى زن این آیه را شنید متأثر شد و سر خود را پایین انداخت ، گریه شدیدى کرد و به منزل برگشت . و به عبادت و راز و نیاز با خداى خود پرداخت و با همین حال ، با اندوه و ناراحتى از این جهان درگذشت و به ابدیت پیوست.

کتاب تأثیر قرآن در جسم و جان، از نعمت الله صالحى حاجى آبادى

 نظر دهید »

ماجرای گردان زنان غواص!!!

07 خرداد 1394 توسط خضری

وقتی شهید ملکی که یک روحانی بود خود را برای اعزام به جبهه‌های حق علیه باطل معرفی کرد، به او گفتند باید به گردان حضرت زینب (سلام الله علیها) بروی.
شهید ملکی با این تصور که گردان حضرت زینب (سلام الله علیها) متعلق به خواهران است به شدت با این امر مخالفت کرد و خواستار اعزام به گردان دیگری شد اما با اصرار فرمانده ناچار به پذیرش دستور و رفتن به گردان حضرت زینب شد.
هنگامی که می‌خواست به سمت گردان حضرت زینب (سلام الله علیها) حرکت کند، فرمانده به او گفت این گردان غواص در حوالی رودخانه دز در اهواز مستقر است.
شهید ملکی بعد از شنیدن اسم «غواص» به فرمانده التماس کرد که به خاطر خدا مرا از اعزام به این محل عفو کنید، من را به گردان علی‌اصغر (علیه السلام) بفرستید، گردان علی‌اکبر (علیه السلام) گردان امام حسین (علیه السلام) این همه گردان، چرا من باید برم گردان حضرت زینب؟ اما دستور فرمانده لازم‌الاجرا بود.
شهید ملکی در طول راه به این می‌اندیشید که «خدایا من چه چیزی را باید به این خواهران بگویم؟ اصلا این‌ها چرا غواص شده‌اند؟ یا ابوالفضل (علیه السلام) خودت کمکم کن.»
هوا تاریک بود که به محل استقرار گردان حضرت زینب رسید، شهید ملکی از ماشین پیاده شد، چند قدم بیشتر جلو نرفته بود که یکدفعه چشمانش را بست و شروع به استغفار کرد.
راننده که از پشت سر شهید ملکی می‌آمد، با تعجب گفت: حاج آقا چرا چشماتونو بستین؟
شهید ملکی با صدایی لرزان گفت: «والله چی بگم، استغفرالله از دست این خواهرای غواص» …
راننده با تعجب زد زیر خنده و گفت: کدوم خواهر حاج آقا؟ اینا برادرای غواصن که تازه از آب بیرون آمدند و دارند لباساشونو عوض می‌کنند.
اینجا بود که شهید ملکی تازه متوجه قضیه شده و فهمید ماجرای گردان حضرت زینب چیه!!
راوی : سردار علی فضلی جانشین رئیس سازمان بسیج

 نظر دهید »

بشارت موعود در حدیث قدسی

07 خرداد 1394 توسط خضری

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم فرموده اند:

«هنگامي كه به سير آسماني (معراج ) رفتم خداوند به من چنين وحي نمود و فرمود:

اي محمد! چون به زمين نظر كردم تو را برگزيدم و پيامبر نمودم. اسم تو از من

ريشه گرفته است من محمودم وتو احمد.

سپس در نظري دوباره علي را انتخاب كردم و او را وصي و جانشين و همسر دختر تو و پدر

فرزندان و نسل تو قرار دادم.

اسم او نيز از اسم من مشتق شده است.

پس من علي الاعلي هستم و فاطمه و حسن و حسين را از نور شما دو نفر آفريدم.

سپس ولايت آنها را بر فرشتگان عرضه نمودم هر كس آن را بپذيرد از نزديكان من خواهد بود

و هر كس نپذيرد هر چند در عبادت بكوشداو را در بهشت جاي نخواهم داد.

آنگاه خداوند فرمود:’ اي محمد! آيا مي خواهي آنان را ببيني؟

گفتم: آري

پس خداوند فرمود: سرت را بالا بگير و من چنين كردم.

آنگاه نور علي، فاطمه، حسن، حسين، علي بن حسين، محمد بن علي، جعفر بن

محمد، موسي بن جعفر، علي بن موسي، محمد بن علي، علي بن محمد، حسن بن

علي، و (م ح م د) فرزند حسن،يعني قائم (موعود) را در وسط آنان، همچون ستاره

اي درخشان ديدم . گفتم: خدايا! اينها چه كساني هستند؟

فرمود: اينها امامان هستند. و اين قائم كسي است كه حلال و حرام را آشكار مي سازد و با او از دشمنانم انتقام مي گيرم و او آرامش اولياي من است و او كسي است كه دلهاي شيعيان تو را شفا مي دهد…»(1)

———————–

1- كمال الدين، ج1، ص252

 نظر دهید »

فضیلت و خواص ذکر یونسیه

07 خرداد 1394 توسط خضری

ذكر يونسيه چيست؟
ذكر يونسيه يعني گفتن: «لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين».[1]
مرحوم آيةالله سيد علي شوشتري و ملا حسينقلي همداني و سيد اكبر كربلائي و سيدعلي آقا قاضي تا جناب استاد آيةالله كشميري همگي اتفاق بر اين استغفار كامل آن هم در سجده داشتند.
آثار و بركات ذكر يونسيه
1) شفا از بیماری
پیامبر گرامى (صلى الله علیه و آله و سلّم): هر بیمار مسلمانى كه این دعا را بخواند، اگر در آن بیمارى (بهبودى نیافت و) مرد پاداش شهید به او داده مى شود و اگر بهبودى یافت خوب شده در حالى كه تمام گناهانش آمرزیده شده است.
2) گشایش از گرفتاریها
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلّم): آیا به شما خبر دهم از دعایى كه هرگاه غم و گرفتارى پیش آمد آن دعا را بخوانید گشایش حاصل شود؟ اصحاب گفتند: آرى اى رسول خدا. آن حضرت فرمود: دعاى یونس كه طعمه ماهى شد: لا اله الا انت سبحانك إنّى كنت من الظالمین.
3) نجات از غم
امام صادق (علیه السلام): عجب دارم از كسى كه غم زده است چطور این دعا را نمى خواند لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین چرا كه خداوند به دنبال آن مى فرماید: فاستبجنا له و نجیناه من الغم و كذلك ننجى المؤ منین (ما او را پــاسـخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤ منان را نجات مى دهیم ).
4) فرزند دار شدن
مرحوم كلینى نقل مى كند: مردى خراسانى بین مكه و مدینه در ربذه به امام صادق (علیه السلام) برخود و عرضه داشت : فدایت شوم من تا كنون فرزنددار، نشده ام ، چه كنم؟
حضرت فرمود: هرگاه به وطن برگشتى و خواستى به سوى همسرت روى آیه ، و ذالنون إذ ذهب مغاضبا فظنّ أن لن نقدر علیه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا أنت سبحانك إنّى كنت من الظالمین را تا سه آیه بخوان إنشاء الله فرزنددار خواهى شد.
ختم هاي ذكر يونسيه
ختم هاي اين ذكر شريف «400» «700» «1001» «3000» «4000» «7000» بار گفته اند؛ كه بستگي به دستور استاد و قابليت طالب دارد، اما عدد 400 براي همه، آن هم شبها بعد از نماز عشاء تا هر وقت شب در سجده، نافع است.
چون اين ذكر به معني استغفار است در آن هيچ عوارضي نيست. براي ديدن حالات برزخي مؤثر است.
براي تقويت نفس و قلب و مكاشفات بسيار خوب است و براي رفع حجب و نورانيت مؤثر است و استجابت دعا و نجات مؤمنين، از طرف خدا شامل گوينده آن مي شود
تجرّد، با مداومت اين ذكر حاصل ميشود، چنانكه براي مرحوم سيد هاشم حداد سه روز حالت تجرّد برزخي اتفاق افتاد، كه البته مكاشفه؛ اين طول زماني را ندارد.
مرحوم آخوند ملا حسنقلي همداني: هر قدر، در هر وقت بتوانيد؛ اين ذكررا بگوئيد.
مرحوم شيخ محمد بهاري: «سالك در اواسط كارش اين ذكر را بگويد ( عددش به ابجد 2374)حضرت استاد از قول مرحوم سيدهاشم حداد نقل كردند كه ذكر يونسيه براي معرفت نفس و معرفت ربّ مؤثر است، و خودش به ذكر يونسيه مشغول بود.[2]
وقتي سـوال كردم در ايام فراغت، همانند راه رفتن و نشستن، چه ذكري براي نورانيت قلب و رفع حجب خوب است؟
فرمود: ذكر يونسيه.
مي فرمود: عدد 3000 به بعد براي كاملين «سالكيني كه از مراحلي و منازلي عبور كرده اند» مي باشد.
جناب استاد مدت زيادي در نجف 3000 مرتبه اين ذكر را در سجده مي گفتند.
ازبسياري از بزرگان اين ختم با عدد 400 مرتبه در سجده خصوصاً در ميان نماز مغرب وعشاء و يا قبل از اذان صبح  و يا بين الطلوعين جهت افاضات روحاني نقل شده است، و اين يكي از ختوماتي است كه معمولاً اساتيد در ابتداي سلوك به شاگردانشان توصيه مي كنند. ناگفته نماند كه اين ختم به منزله ي توبه اي حقيقي است اگر خالصانه براي خدا بجاي آورده شود، اثر شگرفي در پيشبرد انسان دارد.
وقتي از مرحوم آيةالله كشميري پرسيدند بهترين كار براي سالك در كدام يك از اعمال عبادي است؟ فرمودند: بهترين آن سجده است كه ذكر يونسيه در آن گفته شود. و فرمودند: امان ذكر يونسيه موجب اتصال به ارواح و باز شدن چشم برزخي ميگردد.[3]
اين ذكر شريف اثر بسيار عجيبي در رفع غم و اندوه دارد.
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: تعجب مي كنم از چهار كس كه چهار نوع گرفتاري دارند چگونه به اين چهار چيز پناه نمي برند.
از جمله اينها فرمودند: تعجب مي كنم از كسي كه دچار غم و اندوه شده است اما به اين سخن پناه نمي برد، زيرا كه حقتعالي در دنباله آن فرموده: «و نجيناه من الغم و كذلك ننجي الموءمنين» يعني ما او را «حضرت يونس را به سبب اين سخن» از غم و اندوه نجات داديم و اينگونه ما مؤمنان را نجات مي بخشيم.
منبع: اقتباس از كتاب راهنماي گرفتاران
[1] سوره انبيا آیه 87.
[2] تذكره المتقين
[3] آفتاب خوبان، اثراستاد سیدعلي اكبر صداقت

 نظر دهید »

انتخاب مسیر

07 خرداد 1394 توسط خضری

آيةالله ابراهيم اميني از استادشان علامه طباطبايي(ره)، نقل مي‌کنند: هنگامي كه از تبريز به قصد ادامه تحصيل علوم اسلامي به سوي نجف اشرف حركت كردم، در بين راه همواره به فكر بودم كه چه درسي بخوانم، پيش چه استادي تلمذ نمايم و چه روشي را انتخاب كنم كه مرضيّ خدا باشد. وقتي به نجف رسيدم، لدَيَ‌الوُرود رو كردم به قبّه و بارگاه اميرالمؤمنين(علیه السلام) و عرض كردم: «ياعلي! من براي ادامه تحصيل به محضر شما شرفياب شده‎ام، ولي نمي‌دانم چه روشي را پيش گيرم و چه برنامه‎اي را انتخاب كنم. از شما مي‌خواهم كه در آن‌چه صلاح است مرا راهنمايي كنيد.» منزلي اجاره كرده‎ و در آن ساكن شدم. در همان روزهاي اول، قبل از اين‌كه در جلسه درسي شركت كنم، ناگاه درب خانه را زدند، درب را باز كردم. ديدم يكي از علماي بزرگ، آيةالله قاضي است، سلام كردند و داخل منزل شدند. بعد از گفت‌وگويي كوتاه فرمودند: «كسي‌كه به قصد تحصيل به نجف مي‌آيد، خوب است علاوه بر تحصيل، به فكر تهذيب و تكميل نفس خويش نيز باشد و از نفس خود غافل نماند.»

اين را فرمودند و حركت كردند. سخنان كوتاه و با نفوذ آن عالم رباني، چنان در دل من اثر كرد كه برنامه آينده‎ام را شناختم و تا مدتي كه در نجف بودم، محضر ايشان را رها نكردم و در درس اخلاقشان شركت مي‌كردم.

منبع: حوزه نت

 1 نظر

توصیه هایی برای مومنانه

07 خرداد 1394 توسط خضری

پانزده توصیه مرحوم میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مۆمنانه:

1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

2. زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

3. اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5. موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود: یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

6. اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیا قابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می‌گذارد.

7. تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مۆمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مۆمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

8. هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مۆمنین و مۆمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعداً خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و…. کار محبت همین است.

10. با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد میکند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

11. خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راستی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.

13. از هر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آن را به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمۆمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله.

14. دل های مۆمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است… شخصِ تنها، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود، بلکه متنجس را هم پاک میکند.

15. هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در «إلّا» تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه «الله» را بگو همه ی دلت را تصرف کند.

 نظر دهید »

فضیلت ماه شعبان

07 خرداد 1394 توسط خضری

فضیلت ماه معظم شعبان
بدانکه شعبان ماه بسیار شریفى است و منسوب به حضرت سید الانبیاء صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله وسلم است وآن حضرت این ماه را روزه مى داشت و به ماه رمضان وصل مى کرد.
حضرت مى فرمود: شعبان ماه من است هر که یک روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت بر او واجب می شود.
ازحضرت صادق علیه السلام روایت شده: چون ماه شعبان داخل مى شد امام سجاد علیه السلام اصحابش را جمع می نمود و مى فرمود اى اصحابم، آیا مى دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است! و حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله و سلم مى فرمود: شعبان ماه من است.
پس روزه بدارید در این ماه براى محبّت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود!
بحقّ آن خدایى که جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند، که از پدرم حسین بن على عَلیهَاالسَّلام شنیدم که فرمود: شنیدم از امیرالمؤ منین علیه السلام: که هر که ماه شعبان را براى محبّت پیغمبر خدا و تقرّب بسوى خدا روزه بدارد، دوست دارد خدا او را و نزدیک گرداند او را به کرامت خود در روز قیامت و بهشت را براى او واجب گرداند.
شیخ روایت کرده از صفوان جمال که گفت: حضرت صادق علیه السلام به من فرمود: وادار کن کسانى را که در ناحیه و اطراف تو هستند بر روزه شعبان،
گفتم فدایت شوم مگر چه چیزی در فضیلت آن می بینی ؟
فرمود: بدرستى که رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله هرگاه مى دید هلال شعبان را امر مى فرمود مُنادى را که ندا مى کرد در مدینه اى اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله بسوى شما؛
حضرت مى فرماید: آگاه باشید بدرستى که شعبان ماه من است پس خدا رحمت کند کسى را که یارى کند مرا بر ماه من یعنى روزه بدارد آن را پس گفت حضرت صادق علیه السلام که امیرالمؤ منین علیه السلام مى فرمود که فوت نشد از من روزه شعبان از زمانى که شنیدم منادى رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله ندا کرد در شعبان و فوت نخواهد شد از من تا مدتى که حیات دارم ان شاء الله تعالى.
پس مى فرمودکه روزه دو ماه که شعبان و رمضان باشد توبه و مغفرت است از خدا.
روایت کرده اسماعیل بن عبد الخالق که گفت نزد حضرت صادق علیه السلام بودم که ذکر روزه شعبان در میان آمد! حضرت فرمود: که در فضیلت روزه شعبان چنین و چنان است حتى آنکه فرمود: مردى مرتکب خون حرام مى شود پس روزه مى گیرد شعبان را نفع مى بخشد او را و آمرزیده مى گردد

 نظر دهید »

دومین دوره آموزشی با موضوع شیوه های جذب کودکان، نوجوانان و جوانان به نماز

05 خرداد 1394 توسط خضری

دومین دوره آموزشی با موضوع: شیوه های جذب کودکان، نوجوانان و جوانان به نماز، مورخ 02/29/ 94 رأس ساعت 15 در این مدرسه مبارکه برگزار گردید.

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه علمیه حضرت زینب(س) شهر سریش آباد دومین دوره آموزشی با موضوع: شیوه های جذب کودکان، نوجوانان و جوانان به نماز با حضور حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای بحرینی از ستاد اقامه نماز استان قم در این مدرسه مبارکه برگزار گردید.

ابتدا حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای بحرینی خلاصه ای از مباحث جلسه قبل در مورد نکته های تربیتی و اخلاقی و اسرار آفرینش و نظام هستی پرداختند و اشاره نمودند که بزرگترین عظمت خداوند آفرینش انسان است و ما انسانها به معنی واقعی عَبدِالله نشده ایم چون همه دستورات و فرامین الهی را نپذیرفته ایم ایشان در ادامه به شاخصه های اهمیت موضوع پرداختند و تطبیق موضوع نماز را با آن شاخصه ها بیان نمودند
که اهم آن شاخصه ها عبارتند از: 1-هر چیزی که برای جلب رضای الهی باشد از اهمیت موضوعی برخوردار است.2- هر چیزی که در صدر باشد. 3- هر چیزی فراوانی زیاد داشته باشد. 

ایشان در ادامه به مصادیق و شاهد مثال تبلیغی خود پرداختند و مثالهایی در این رابطه آوردند.

 نظر دهید »

سوم خرداد یاد آور دلاور مردیهای رزمندگان اسلام در فتح غرور آفرین خرمشهر مبارک باد.

03 خرداد 1394 توسط خضری

سوم خرداد یک حماسه ملی است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه‌های دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزى. لذا به حق می‌توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمی در همه صحنه‌هاست.

 1 نظر

نشست سبک زندگی اسلامی با محوریت مبانی تربیت زندگی اسلامی

27 اردیبهشت 1394 توسط خضری

نشست سبک زندگی اسلامی با محوریت و مبانی تربیت زندگی دینی، مورخ 25/02/94 رأس ساعت 16 بعد از ظهر با همکاری حوزه علمیه الزهراء(س) قروه در این مدرسه مبارکه برگزار گردید.

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه علمیه حضرت زینب(س) شهر سریش آباد نشست سبک زندگی دینی با حضور حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای اسکندری معاون فرهنگی حوزه های علمیه خواهران سراسر کل کشور در این مدرسه مبارکه برگزار گردید.

ابتداء مدیر محترم این مدرسه مبارکه سرکار خانم ملاولی ضمن عرض خیر مقدم به حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای اسکندری معاون فرهنگی حوزه های علمیه خواهران سراسر کل کشور گزارش مختصری از عملکرد فرهنگی این مدرسه مبارکه ارائه نمودند.

سپس حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای اسکندری به ایراد سخنرانی پرداختند.

در ابتدای سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای اسکندری به بیان معنا و مفهوم زندگی اسلامی پرداختند و اشاره نمودند که سبک زندگی اسلامی یعنی چگونه زندگی کردن، برخورد با افراد خانوداه، طریقه مهمانی دادن و چگونگی برگزاری عروسی ها، برخورد ما با دیگران، به اینها می گویند سبک زندگی اسلامی که می تواند دینی و اسلامی باشد.

ایشان در ادامه افزودند: شیوه ها و روش های زندگی ما را سبک زندگی می گویند. همچنین اشاره نمودند: انبیاء این وعده را داده اند که روزی زمین به ارث صالحان در خواهد آمد و قرآن را به عنوان بهترین شیوه زندگی برای انسان به ارمغان خواهد آورد که این برنامه صالحان،  برنامه سبک زندگی به طریق اسلامی است.

ایشان با بیان اینکه انسان برای هر کاری نیاز به معرفت دارد اشاره نمودند که مقدمه ی راه برای رسیدن به راه حقیقی آن است که خودت را بشناسی، ارزش خود را بفهمی، که انسان یک گوهر بی نظیر، بالاترین و اشرف مخلوقات است. ما تا قیمت خود را نفهیم با پست ترین و بی ارزش ترین چیزها ما را می خرند . خود شناسی مقدمه خدا شناسی است که مردم در زمان بقیه الله العظم به این درجه می رسند یعنی خود شناسی و سپس خدا شناسی.

خودشناسی یعنی معرفت نفس و حقیقت وجودی خود را شناختن است. من عرف نفسه، فقد عرف ربه: کسی که خود را شناخت، خدا را می شناسد و این مساوی است با رسیدن به کمال معرفت.

مبانی سبک زندگی اسلامی همان رشد معرفتی، رشد علم و رشد عقلی بشر است.

 

و در پایان با بیان اینکه خیر واقعی در دنیا، تفقه در دین شدن است. یعنی کل قرآن را بفهمی، نهج البلاغه را بفهمی، کلام اهل بیت را بفهمی و … جلسه را به اتمام رساندند.

در پایان این نشست  با اهداء لوح تقدیر به جناب آقای حیدری بدلیل مسئولیت سفر کربلا تقدیر شد.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 20
  • 21
  • 22
  • ...
  • 23
  • ...
  • 24
  • 25
  • 26
  • ...
  • 27
  • ...
  • 28
  • 29
  • 30
  • ...
  • 92

حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد

نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم/ اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم/ گر که آماده شود لشگر حق او آيد/ زين گذر وقت عبور است اگر ما خواهيم/ وصل و ديدار خوش حضرت مولا تو بدان/ نه چنان مبهم و دور است اگر ما خواهيم/ رخ نمايد به جهان گر همه محرم باشيم/ وقت آن نور و سرور است اگر ما خواهيم/ وعده حق برسد تا که چو لايق بشويم/ لطف او حد وفور است اگر ما خواهيم

امکانات وبلاگ

قالب وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

نیت کنید و اشاره فرمایید

قالب میهن بلاگ

فال حافظ

آهنگ وبلاگ









..:: بی تو ای صاحب زمان ::..



شروع پذیرش

کردستان-شهر سریش آباد ، خیابان شهید محلاتی جنوبی روبروی حسینیه صاحب الزمان (عج) حوزه حضرت زینب سلام الله علیها تلفن: 08735421480
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس