اعزام کاروانی از طلاب حوزه حضرت زینب(س) به مشهدالرضا

السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت

به حول و قوه الهی و با مدد و عنایت ولی نعمتمان امام رضا(علیه السلام) کاروانی از طلاب این مدرسه مبارکه به مشهد مقدس اعزام گردید. امید است مقبول درگاه حق متعال قرار گیرد.


بانوی محجب ملکه ی خوبی هاست.

چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش همایون می گه :
چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن !؟؟
یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟

همایون لبخندی میزنه و میگه :

ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده ؟ و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟!

چارلز با عصبانیت می گه :

نه!
مگه ملکه فرد عادیه ؟!!
فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!

همایون هم بی درنگ می گه :
خانوم های ایرونی همشون ملکه هستن!!!

 

من پاکم؟!...

ما امروز آنچه را که بخواهیم می پوشیم، حتی اگر نداشته باشیم، به زور اقساط و قرض و تیغ زدن و با یک عمر وقت گرفتن و دوختن و ...و نشان دادن.همه ی زندگی مان شده است بازی کردن و تماشاچی جمع کردن.اما چطور می توانیم هرچه داریم بپوشیم درحالیکه دلهایی را به مرگ می رساند و می پوساند...! آیا این چنین لباس پوشیدن ما دلها را از خدا جدا نمیکند؟

انسانی که جهت پیدا کرده، باید لباس پوشیدنش، رفت و آمدهایش در جهت باشد. نه بت باشد، نه بت پرست. حجاب یک حکم از دستورات اسلام است، که زمینه ای می خواهد که جهان بینی است و ریشه ای، که عشق به حق است. کسی که عاشق حق شد، عاشق خلق می شود. و وقتی انسان عاشق خلق شد نمی تواند راهزن خلق گردد. ما دوست داریم که خود را به بزرگی نشان دهیم، ولی وقتی روحی به علو رسید جز حق کسی را ملاک نمی گیرد. خلقی که بی ملاک است، تعریف هایش هم بدون درنظر گرفتن ملاک می باشد. و بنابراین بی ارزش.

متقین می ترسند. این روحهای راه رفته می توانند و می دانند که در این هستی چگونه راه بروند و چطور نگاه کنند. آن تیزی نگاه باید بسته شود. نگاه ها کنترل می شود، دامن ها از آلودگی حفظ می شود، زینتها آشکار نمی شود، حرفها نرم و پرناز نمی شود، لباسها محفوظ می شود، و حرکتها و راه رفتن ها کنترل می شود. این انسان حسابگر است، با فکر و سنجش حرکت می کند. و با این سنجش و فکر نه تنها از نشاط زندگی عقب نیفتاده که به نشاط رسیده.

مسئله این نیست که من پاکم، مسئله این است که دیگران نباید آلوده شوند، و نباید دلهاشان اسیر من باشد و نباید من سنگ راهشان و بت بزرگشان باشم.مسئله این است که اگر کسی با عمل من گندید ناچار گند او به من هم سرایت میکند..

برگه ی هویت خود را گم نکنیم!

شايد لباس را زود به زود بشود عوض كرد يا خانه را فروخت ولي «فرهنگ» و «اخلاق» هويت ماست.
نبايد به اين زودي و سادگي، شخصيت و هويت خود را بفروشيم و عوض كنيم.
براي مقاومت در برابر سيل تهاجم فرهنگي بايد «سدّ ايمان» زد و از مرز عقيده و و اخلاص و فرهنگ حجاب و
عفاف نگهباني كرد.
خودباختگان در برابر فرهنگ بيگانه، به راحتي «خدا» را هم مي‌بازند.
برگه‌ي «هويت» خود را گم نكنيم!

 

همایش طلایه داران عفاف

به مناسبت هفته عفاف و حجاب همایش طلایه داران عفاف در سنندج برگزار گردید؛ سخنران این همایش مدیر محترم حوزه حضرت زینب(س) سریش آباد سرکار خانم ملاولی بودند. ایشان در این همایش به بررسی عقلانی حجاب پرداختند که مشروح در ادامه می آید:

به گزارش خبرنگار آفتاب دل، صغری ملاولی مدیر حوزه ی علمیه خواهران سریش آباد پیش از ظهر امروز در همایش طلایه داران عفاف که در مجتمعفرهنگی نور سنندج برگزار شد اظهار کرد: پوشش و عفاف از آن جهت که یک امر فطری است و برای حیات اجتماعی انسان ضرورت دارد، در ادیان و مذاهب الاهی دارای جایگاه خاصی است. تمام ادیان آسمانی، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشری را به سوی آن فراخوانده‏ اند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعی در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده است .

وی گفت: پوشش زنان در ایران باستان هم بنا به شرایطی که ذکر شد همیشه سبک و اسلوب خاصی داشته‌است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که پوشش تمام بدن در دوره‌های مختلف تاریخی چه نزد زنان و چه نزد مردان در ایران یک حقیقت بوده‌است و به هیچ وجه ایرانیان در برهنگی به سر نمی برده‌اند.

وی ادامه داد: ابعاد وجودی انسان دارای دو بعد جسمانی و روحانی است و این دو بعد وجودی انسان با هم در ارتباطند و از همدیگر تأثیر می پذیرند و برهم تأثیر می گذارند.

ملاولی با بیان اینکه روح و جسم با هم به وجود می آیند و در کنار هم زندگی می کنند و در نهایت به دو صورت از هم جدا می شوند خاطر نشان کرد: روح نیاز به علم و عملی دارد که بر اساس سرشت و به نفع انسان است و باعث بزرگ شدن و به کمال رسیدن روح می شود.

وی تصریح کرد: عملکرد هر انسانی بر اساس تفکرات اوست. انسان ها به تنهایی و با تکیه بر علوم خویش نمی تواند خودش تشخیص دهد که چه نوع عملی برای روحش مفید است. زیرا قطعاً کسی که مخترع است چم و خم ان وسیله را بهتر می داند پس خالق ما ابعاد وجودی ما را بهتر می شناسد و بهتر می داند چه نوع علم و عملی بر ایمان بهتر است.

مدیر حوزه ی علمیه خواهران سریش آباد با اشاره به اینکه خداوند جنس مونث را زیباتر افرید و در واقع زن مظهر جمال الهی گشت گفت: انکه مطلوب است هیچگاه طالب را مورد تهاجم قرار نمی دهد لذا خداوند در قرآن به جنس مذکر نفرموده خودت را بپوشان بلکه به زن دستو ر داده که خود را بپوشد لذا اینجاست که خداوند در قران فرموده است که زینت های خود را آشکار نکنید.

وی با بیان اینکه حجاب مسأله ای اجتماعی است و عمل نکردن به برخی واجبات خسارت اجتماعی به دنبال دارد گفت: با آشکار کرد ن زینت توسط جنس مونث، طلاق در جامعه زیاد و ازدواج کاهش، افزایش روابط نامشروع ، فزایش خشونت علیه زن ، افزایش امار دخترانی که بازیچه ی دستاوران و کاهش میزان بازدهی کار و تحصیل در جامعه را به دنبال خواهد داشت .

به نقل از سایت آفتاب دل: http://www.aftabedel.com/index.php/گروهای-خبری/استانی/10886-حفط-حجاب-تنها-مختص-به-دین-اسلام-نیست

لینکهای مرتبط:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940423000748

http://www.mehrnews.com/news/2858791/افزایش-افسردگی-از-پیامدهای-بی-حجابی-در-جامعه-است

http://www.1donyakhabar.com/Social/423808/ترویج_بی_حجابی_در_جامعه_امنیت_اجتماعی_زنان_را_تهدید_می_کند

http://www.ghatreh.com/news/nn26650428/توسعه-فرهنگ-حجاب-نیازمند-مشارکت-همگانی-است

https://www.rasekhoon.net/forum/thread/1072135/page1/

http://pana.ir/Pages/Printable-News-372493.aspx

فعالیتهای تبلیغی حوزه حضرت زینب س

حوزه حضرت زینب (س) سریش آباد در ماه مبارک رمضان فعالیتهای تبلیغی مختلفی داشته و مبلغینی برای جلسات مختلف اعزام نموده است که در صورت امکان گزارش تصویری آنها به استحضار مخاطبین وبلاگ خواهد رسید.

سلسله نشستهای سبک زندگی اسلامی با موضوع:عبادت و دینداری عاقلانه؟ عابدانه؟یا عاشقانه؟

به گزارش معاونت فرهنگی - پژوهشی مدرسه علمیه حضرت زینب(س) شهر سریش آباد سلسله نشستهای سبک زندگی اسلامی با موضوع: عبادت و دینداری عاقلانه؟ عابدانه؟ یا عاشقانه؟ روز جمعه مورخ:94/04/05 مصادف با نهم ماه مبارک رمضان با حضور استاد محترم حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای صفی زاده و در جمع طلاب این مدرسه مبارکه برگزار گردید

در این نشست حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای صفی زاده موضوع بحث را با این سوال شروع کردند که:
1-اگر خداوند رحمن و رحیم است که هست چرا تکلیفی قرار داده که موجب رنج و زحمت بندگان است؟
2-از آنجایی که تکلیف محدودیت می آورد و از طرف دیگر پاداش(بهشت) و عقاب(جهنم) داردچه نیازی به تکلیف هست؟ و چه نیازی به پاداش و عذاب است؟
سپس فرمودند: سوال اینجاست که آیا دین و شریعت به دست و پای بندگان بند می زند؟ چرا که دوگونه دیدگاه در مورد خداوند مهربان و متعال وجود دارد: گروهی قائلند خداوند واجب الوجودی است العیاذ بالله عبوس، مستبد، خودخواه....و گروهی در مقابل این تفکر میگویند خداوند ربی با محبت و با گذشت و مهربان تر ازمادر می دانند.این دو تصویر از خداوند مهربان است که در اندیشه دینی این دو دیدگاه در سه گروه جای می گیرد.یعنی سه نوع دین داری و عبادت.
1ـ عابدانه(عامیانه)
2ـ دین داری عاقلانه(عالمانه)
3ـ دین داری عاشقانه
اما اولی: این نوع دین داری برداشت اولیه انسانهاست که خیلی انسان گونه است مثل اینکه گمان می کنند اینکه او سمیع است پس مثل انسانها گوش دارد و... اما کمی بالاتراز انسانهاست.

ایشان افزودند: این دیدگاه معلول اذهان ساده است. فلذا می گویند اگر آدم ها با تمام خطاهایشان شب قدری توبه کنند یا شفیعی برای گذشت از جانب آن مهربان بیاورند در این تصویر از خداوند مهربان آتش و جهنم و بهشت و نعمت و ... اموری قرار دادی است. که اگر مثلا فلان عمل را انجام دهند پاداشش بهشت است و اگر ترک کنند عقابش جهنم است.یعنی نعمات و نقمات بنا به شرایط افزایش و کاهش دارد که در لسان روایات به آن عبادت عابدانه یا عامیانه می گویند.در این نوع از دین داری پاداش بر اساس شناخت و معرفت خواهد بود نه کمیت عبادت چنانچه در داستان عابد بنی اسرائیلی و پیامبر زمانش از زبان مبارک امام صادق علیه السلام نقل شدکه وقتی خداوند متعال جایگاه آن عابد را نشان داد حضرت عرض کردند پروردگارا در مقابل اینهمه عبادت این جایگاه؟ خداوند دستور فرمودند که کمی با آن عابد همراه باشند وقتی با او همکلام شدند متوجه شدند که عبادتش زیاد است اما شناخت و معرفتش از حی لایزال اندک است و آن نعمات بهشتی در مقابل آن اندازه از معرفت می باشد نه میزان عبادت!!!!


دومین نوع عبادت و دینداری عبادت عاقلانه است که ویژه ی اذهان تعلیم یافته است مثل متکلمان و فیلسوفانو عالمان
در این نوع عبادت رابطه بر اساس امور تکوینی و حقیقی است مثل کسی که تشنه است و با نوشیدن آب عطشش بر طرف می شود.توبه، دعا، شفاعت... متفاوت از آن معنایی است که در عبادت عابدانه است.در این نوع عبادت تکلیف چیزی نیست جز اینکه خیر و مصلحت بندگان در آن نهفته است و آنچه ضرر داشته از بندگان رفع گردیده است. در این نوع عبادت یک رابطه علی و معلولی بین تکلیف و نتیجه هست.نتیجه چیست؟ اینکه بهشت و جهنم بر اساس اعمال بندگان است.
در این نوع بندگی عبادت 2 شکل است:1ـ ظاهری: مثل همین روزه ای که ما می گیریم 2ـ باطنی : رهایی از آتش بر اساس روزه داری
نوع سوم: عبادت و دین داری عاشقانه: در مورد بندگی عاقلانه محاسبه و حساب و کتابی هست که بنده به دنبال دور کردن ضررهاست اما در این نوع رابطه ی بین خداوند و بنده رابطه ی معشوق و عاشق است که به تعبیر استاد مرحله ی کامل شده ی عبادت و بندگی است.
تکلیف در عبادت ـــــــــــــــــــــــ»عامیانه: زحمت است
ــــــــــــــــــــــــ»عاقلانه: قانون است
ــــــــــــــــــــــــ»عاشقانه:دعوتنامه است از جانب معبود به عبد و از جانب معشوق به عاشق
سپس استاد بزرگوار نشست از نمونه های بارز عبادت عاشقانه از حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و اصحاب بزرگوارشان نام بردند و فرمودند تکلیف در این نوع از عبادت دعوتنامه ای ست از جانب معشوق ارحم راحمین و سرشار از لطف است. از طرف دیگر اگر خداوند مهربان تکلیفی برای بندگان در نظر نگیرد به معنای بی توجهی به بندگان است و این از حکیم لطیف و خبیر محال است.
نکته بسیار جالب و زیبایی که بیان فرمودند این بود که همواره در درون انسانها دو لشکر در حال جنگ است جنود رحمانی و جنود شیطانی . به فرموده علامه جوادی آملی حفظه الله تعالی: جهاد بین عقل و عشق است کسی که بر اساس عشق عمل کند پیروز است. دینداری عاقلانه کمال است کامل است اما دینداری عاشقانه اکمل است.
دینداری عاقلانه فضل است و فضیلت اما عاشقانه عبادت کردن افضل است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: افضل الناس من عشق العباده
و اینکه کربلا محل ریختن خون عشاق بود نه عقال
در پایان این نشست حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای صفی زاده به جمع بندی مطالب پرداختند و اینگونه بیان فرمودند که:
عبادت عامیانه:از سر ترس است یا از سر طمع ـــ کمیت مهم است ـــ عابد به فکر خویش است ــــ منت گذار است
عبادت عاقلانه: در این نوع عبادت ترس و شوق نقشی ندارد بلکه بر اساس وظیفه و قانون است ــــ به کمیت هم کاری ندارد بلکه به دنبال وظیفه است.
عبادت عاشقانه: نه ازسر ترس و طمع است ونه وظیفه و قانون بلکه از سر محبت و مهراست ـــ تکلیف طلب است و بیشتر ـــ اصلا هر چه تو بخواهی ـــ منت پذیر است
نکته آخر: هر سه دینداری اصیل و بلا اشکال اما مهم کیفیت بخشیدن به عبادت است.

خواهرم ... حجاب تو کوبنده تر از سرخی من است ...

 

خواهرم... حجاب تو کوبنده تر از سرخی خون من است...

خواهرم ما دیروز با خون خود دشمن را عقب راندیم تو امروز با حجابت

خواهرم برای شادی شهدا حجاب بهترین هدیه است

برای شادی روح شهدا صلوات

 

اشک شوق آیت الله بهاء الدینی برای شهادت یک روحانی

بخشی از وصیت نامه شهید

روحانی شهید جلال افشار، عاشق وارسته ای بود که در وصیت نامه اش با بانگ بلند همه عاشقان دنیا را این طور خطاب می کند: « ای عاشقان دنیا، عشق به دنیا پوچ شدن و بی ارزش نمودن خویش است تا فرصت هست به ستایش و نیایش و اطاعت الله شناور شوید تا مفهوم حیات و لذت زندگی را بچشید. ای بیمارانی که به دنبال پزشک می گردید، خداوند شما را خلق کرده و او بهترین طبیب و شفا دهنده است. بشتابید به سوی آیین حق و تسلیم در مقابل فرامین الله تا از سلامتی بهره مند شوید. وحدت کلمه (وحدت رهبری) وحدت هدف و جهت را حفظ کنید تا زمینه ظهور حضرت مهدی (عج)آماده شود و به دست مبارکش پرچم لا الله الا الله انشاءالله در سراسر جهان به اهتزاز در آید.»

*شهید افشار از زبان پدر

«انقلاب، تحولی عظیم در جامعه‌ی ما محسوب می‌ شد، دیگر نمی ‌توانستی جوانانی را که به حق ایمان دارند در خانه نگه‌ داری؛ همه یکپارچه فریاد می ‌زدند: مرگ بر شاه. پخش اعلامیه ‌های امام نیز، مهم ترین دغدغه ‌های آن روز‌های جلال بود. با وجود فقر و محرومیت در زندگی، افشار همکاریش را با مؤسسات خیریه‌ی اصفهان آغاز کرد و ضمن آن به عنوان خادم در مسجد جارچی در بازار اصفهان به فعالیت پرداخت. خیلی به مسائل شرعی مثل اقامه‌ی نماز و پرداخت خمس مقید بود».

*مادر از فرزند می‌گوید

مادر شهید افشار نیز دوران مبارزه فرزند خود و آغاز خدمت در سپاه تا زمان شهادت را این چنین تشریح می کند: «در سال 1353 به مدرسه حقانی قم رفت و از محضر آیت ‌الله بهاءالدینی بهره جست. از آن روز به بعد جلال مدام در حال تبلیغ دین بود،در اجتماع مردم قم در تاریخ 17 دی ماه 1356 شجاعانه ایستاد و درخشید با پیروزی و شکوفایی انقلاب جزء عناصر اولیه‌ی کمیته‌ی دفاع شهری حرکت های مردمی اصفهان را سازماندهی کرد. قبل از آن نیز در جریان تحصن تاریخی مردم در منزل آیت ‌الله خادمی در مورد اعتصاب غذای زندانیان سیاسی نقش بسزایی ایفاء کرده بود.

جلال آن روز‌ها‌ هم در خانه تدریس اخلاق داشت و هم مصاحبه و پذیرش نیروی جدید با او بود. در مرکز آموزش 15 خرداد اخلاق تدریس می ‌کرد. همیشه در جلسات سپاه و مراکز فرهنگی آموزشی که هدفشان هدایت نسل جوان بود و پایگاه 15 خرداد شرکت داشت. برای مدتی هم به سیستان و بلوچستان رفت تا با اشرار مبارزه کند. بعد از آن نیز به جبهه رفت، آخرین بار او را در لباس سبز سپاه پاسداران بدرقه کردیم».

*ازدواج در اوج سادگی

ازدواج جلال با خانواده‌ای اهل ایمان و به‌صورت بسیار ساده شکل گرفت و حتی تولد تنها فرزندش «فائزه» نیز باعث توقف درراهی که انتخاب کرده بود نشد و چند روز پس از تولد دختر دردانه‌اش دوباره رهسپار جبهه‌ها شد.

روحانی شهید جلال افشار، مصداق «السابقون السابقون» بود، در تابستان سال 1335 دریکی از محلات مستضعف نشین اصفهان به دنیا آمد، در ساماندهی راهپیمایی‌های سال 57 شهید افشار نقش کلیدی در اصفهان ایفا می‌کرد و در بسیاری از این گردهمایی‌ها به سخنرانی می‌پرداخت، با پیروزی انقلاب از عناصر اولیه کمیته دفاع شهری اصفهان بود و سپس به‌عنوان مربی عقیدتی در پادگان‌های آموزشی خدمت کرد، با تشکیل سپاه شهید افشار باعلاقه بسیار به پایه‌ریزی دروس عقیدتی برای آموزش رزمندگان پرداخت و همواره به‌عنوان یک معلم اخلاق مهذب در بین رزمندگان شهره بود، وی از زمره شهدایی بود که با جاذبه عرفانی و روحانی توانسته بود در قلب شیر بسیجی های خمینی نفوذ کند.

*پرواز به سوی معبود

چه سعادتی بالاتر از اینکه سرداری در میدان جنگ در هنگام گفتن اذان و زمانی که به ذکر «محمد رسول‌الله» برسد شهد شیرین شهادت بنوشد، آری سرانجام سردار روحانی جلال افشار پس از تلاش و کوشش بسیار در تحقق آیین زلال محمدی در تاریخ 24/4/1361 در عملیات رمضان با زبان روزه و درحالی‌که ذکر اذان بر لبش بود، از ناحیه پهلو مورد اصابت ترکش قرار گرفت و آسمانی شد.

*شهید افشار در زبان دیگران

آیت‌الله بهاءالدینی (ره)، استاد این شهید بزرگوار که خود تندیس عرفان و آیینه بصیرت و ‌سالک واصل است، او را «ذاکر قریب البکاء» نامید.

آیت‌الله‌العظمی بهاءالدینی مکرر می‌فرمودند «آنکه اذان را بامعنا می‌گوید، اذان بگوید» و منظور ایشان جلال افشار بود.

وقتی پس از شهادت او، عکسش را محضر آیت‌الله بهاءالدینی عرضه کردند، بی‌اختیار اشک از چشمانشان جاری شد، قطرات اشک روی عکس جلال افتاد، در این حین گفتند: «امام زمان (عج) از من یک سرباز خواست، من هم صاحب این عکس را معرفی کردم. اشک من، اشک شوق است.»

سرلشگر صفوی، در ذکر احوال این شهید والا مقام می گوید: محبت و ارادت وافر او به اهل‌بیت عصمت و طهارت هنوز هم در خاطره‌ها هست. همچنین عشق زائدالوصف او به نائب امام عصر (عج) و ولی‌فقیه مثال‌زدنی بود، چنانکه در سفری برای زیارت حضرت امام خمینی (ره) به جماران عزیمت نمود که براثر ازدحام جمعیت توفیق ورود به حسینیه جماران را نیافت و موفق به زیارت سیمای ملکوتی حضرت امام (ره) نشده بود، با چشمانی اشک‌بار فریاد زد «السلام علیک یا روح‌الله»‌و به دوستانش گفت: «‌ما امام را با چشم دل زیارت کردیم»

روحش شاد راهش پر رهرو/

امید بخش ترین آیه قرآن از زبان پیامبر اکرم(ص)

امید بخش ترین آیه قرآن از زبان پیامبر اکرم(ص)

روزی امیر‌المومنین (ع) بر جمعی وارد شدند، از آنها سؤال فرمود:

آیا می‌دانید امیدبخش‌ترین آیه قرآن کدام است؟

هر کس به فراخور حال خویش آیه‌ای را عنوان کرد، در نهایت امام

به نقل حدیثی از پیغمبر(ص) در این باره پرداخت.

ماه رمضان فرصتی دوباره است تا انسان به مصحف آسمانی نگاهی دوباره

داشته باشد تا علاوه بر قرائت روزانه قرآن کریم، با دقت بیشتری به بیان و

اهداف آیات توجه کند. پس چه نیکوست در ماه مهمانی خدا، هر روز دقایقی را با

قرآن و تفسیر حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی از آن سپری کنیم.

* امیدبخش‌ترین آیه *

«وَأَقِمِ الصَّلاَهَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ»

و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستین ساعات

شب نماز را برپا دار، زیرا خوبی‌ها، بدی‌ها را از میان مى‏برد،

این براى پند گیرندگان پندى است. ( هود، ۱۱۴)

-حضرت علی(ع) بر جمعی وارد شده و از آنها سؤال فرمود:

آیا می‌دانید امیدبخش‌ترین آیه قرآن کدام است؟

هر کس به فراخور حال خویش آیه‌ای را عنوان کرد:

بعضی گفتند: آیه «إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ»؛

یعنی خداوند جز شرک گناهان دیگر را می‌بخشد.

بعضی دیگر بر آن بودند که این آیه است:

«وَمَن یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِیمًا»

یعنی هر کس خلافکار و ظالم باشد ولی استغفارکند،

خداوند را بخشنده و مهربان خواهد یافت.

عده‌ای اظهار داشتند آیه

«یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا»؛

یعنی ای بندگان من که در حق خود اسراف کرده‌اید، از رحمت خدا مأیوس نشوید،

زیرا او همه گناهان را می بخشد.

تعدادی هم نظر به این آیه داشتند

«وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ»

کسانی که اگر کار زشتی انجام دادند و به خودشان ظلم کردند، یاد خدا

می کنند و برای گناهان خویش استغفار می‌کنند و کیست جز خداوند که گناهان

را ببخشد، بعد از اینکه حضرت نظرات آنان را شنید، فرمودند: از حبیبم رسول

خدا شنیدم که امید بخش‌ترین آیه در قرآن این آیه است:

«َأَقِمِ الصَّلاَهَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ»

سپس پیامبر ادامه داد:

یا علی سوگند به خداوندی که مرا بشیر و نذیر مردم مبعوث کرد، وقتی

که انسان برای نماز وضو بگیرد، گناهانش ریخته می‌شود و زمانی که

رو به قبله کند، پاک می‌شود، یا علی مثال اقامه کننده

نمازهای روزانه مثل کسی است که هر روز پنج مرتبه در نهر آبی که

جلوی منزل اوست خود را شستشو دهد.

1 3 4 5 6 7 8 9 10 11 ... 71