حکمت 150 نهج البلاغه

حکمت 150 ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (اخلاقى، اجتماعى، سیاسى) و درود خدا بر او، امام علی (ع) فرمود: (مردى از امام در خواست اندرز کرد.) از کسانى مباش که بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخیر می ‏اندازد، در دنیا چونان زاهدان، سخن می ‏گوید، اما در رفتار همانند دنیا پرستان است، اگر نعمت‏ها به او برسد سیر نمی ‏شود، و در محرومیّت قناعت ندارد، از آنچه به او رسید شکر گزار نیست، و از آنچه مانده زیاده طلب است. دیگران را پرهیز می ‏دهد اما خود پروا ندارد به فرمانبردارى امر می ‏کند اما خود فرمان نمی ‏برد، نیکوکاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد گناهکاران را دشمن دارد اما خود یکى از گناهکاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمی ‏دارد، اما در آنچه که مرگ را ناخوشایند ساخت پافشارى دارد، اگر بیمار شود پشیمان می ‏شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذرانی ‏هاست در سلامت مغرور و در گرفتارى نا امید است اگر مصیبتى به او رسد به زارى خدا را می ‏خواند. اگر به گشایش دست یافت مغرورانه از خدا روى بر می ‏گرداند، نفس به نیروى گمان ناروا، بر او چیرگى دارد، و او با قدرت یقین بر نفس چیره نمی ‏گردد. براى دیگران که گناهى کمتر از او دارند نگران، و بیش از آنچه که عمل کرده امیدوار است. اگر بى نیاز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهیدست گردد، مأیوس و سست شود. چون کار کند در آن کوتاهى ورزد، و چون چیزى خواهد زیاده روى نماید، چون در برابر شهوت قرار گیرد گناه را بر گزیده، توبه را به تأخیر انداز، و چون رنجى به او رسد از راه ملت اسلام دورى گزیند، عبرت آموزى را طرح می ‏کند امّا خود عبرت نمی ‏گیرد در پند دادن مبالغه می ‏کند امّا خود پند پذیر نمی ‏باشد. سخن بسیار می ‏گوید، امّا کردار خوب او اندک است براى دنیاى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاویدان آسان می ‏گذرد سود را زیان، و زیان را سود می ‏پندار از مرگ هراسناک است امّا فرصت را از دست می ‏دهد گناه دیگرى را بزرگ می ‏شمارد، امّا گناهان بزرگ خود را کوچک می ‏پندارد، طاعت دیگران را کوچک و طاعت خود را بزرگ می ‏داند مردم را سرزنش می کند، امّا خود را نکوهش نکرده با خود ریاکارانه بر خورد مى‏کند خوشگذرانى با سرمایه‏داران را بیشتر از یاد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زیان دیگران حکم مى‏کند امّا هرگز به نفع دیگران بر زیان خود حکم نخواهد کرد، دیگران را هدایت امّا خود را گمراه می ‏کند، دیگران از او اطاعت می ‏کنند، و او مخالفت می ‏ورزد، حق خود را به تمام می ‏گیرد امّا حق دیگران را به کمال نمی ‏دهد، از غیر خدا می ‏ترسد، امّا از پروردگار خود نمی ‏ترسد می ‏گویم: (اگر در نهج البلاغه جز این حکمت وجود نداشت، همین یک حکمت براى اندرز دادن کافى بود این سخن، حکمتى رسا، و عامل بینایى انسان آگاه، و عبرت آموز صاحب اندیشه است )

اشتراک گذاری این مطلب!

شیفته خوشگل ها نشد و در دام شیاطین نیفتاد

 

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

محمّد بن ریّان - که یکی از علاقه مندان به ائمّه اطهار علیهم السلام است - حکایت کند :
ماءمون - خلیفه عبّاسی - در طیّ حکومت خویش ، نیرنگ و حیله های بسیاری به کار گرفت تا شاید بتواند امام محمّد تقی علیه السلام را در جامعه بدنام و تضعیف کند .
ولیکن او هرگز به هدف شوم خود دست نیافت ، به این جهت نیرنگ و حیله ای دیگر در پیش گرفت .
روزی به ماءمورین خود دستور داد تا امام جواد علیه السلام را احضار نمایند؛ و از طرفی دیگر نیز دویست کنیز زیبا را دستور داد تا خود را آرایش کردند و به دست هر یک ظرفی از جواهرات داد ، که هنگام نشستن حضرت جوادالا ئمّه علیه السلام در جایگاه مخصوص خود ، بیایند و حضرت را متوجّه خود سازند .
وقتی مجلس مهیّا شد و زن ها با آن شیوه و شکل خاصّ وارد شدند ، حضرت کوچک ترین توجّهی به آن ها نکرد .
چند روزی بعد از آن ، ماءمون شخصی به نام مخارق - که نوازنده و خواننده و به عبارت دیگر دلقک بود و ریش بسیار بلندی داشت - را به حضور خود فرا خواند .
هنگامی که مخارق نزد ماءمون قرار گرفت او را مخاطب قرار داد و گفت : ای خلیفه ! هر مشکلی را که در رابطه با مسائل دنیوی داشته باشی ، حلّ خواهم کرد .
و سپس آمد و در مقابل امام محمّد جواد علیه السلام نشست و ناگهان نعره ای کشید ، که تمام اهل منزل اطراف او جمع شدند و او مشغول نوازندگی و ساز و آواز شد .
آن مجلس ساعتی به همین منوال سپری گشت ؛ و حضرت بدون کم ترین توجّهی سر مبارک خویش را پائین انداخته بود و کوچک ترین نگاه و اعتنائی به آن ها نمی کرد .
پس نگاهی غضبناک به آن دلقک نوازنده نمود و سپس با آوای بلند او را مخاطب قرار داد و فرمود :
( اتّق اللّه یا ذالعثنون ) از خدا بترس ؛ و تقوای الهی را رعایت نما .
ناگهان وسیله موسیقی که در دست مخارق بود از دستش بر زمین افتاد و هر دو دستش نیز خشک شد؛ و دیگر قادر به حرکت دادن دست هایش نبود .
و با همین حالت شرمندگی از آن مجلس ، و از حضور افراد خارج گشت ؛ و به همین شکل - فلج و بیچاره - باقی ماند تا به هلاکت رسید و از دنیا رفت .
و چون ماءمون علّت آن را از خود مخارق ، جویا شد ، که چگونه به چنین بلائی گرفتار شد ؟
مخارق در جواب ماءمون گفت : آن هنگامی که ابوجعفر ، محمّد جواد علیه السلام فریادی بر من زد ، ناگهان چنان لرزه ای بر اندام من افتاد که دیگر چیزی نفهمیدم ؛ و در همان لحظه ، دست هایم از حرکت باز ایستاد؛ و در چنین حالتی قرار گرفتم

إ ثبات الهداة : ج 3 ، ص 332 ، ح 7 ، مدینة المعاجز : ج 7 ، ص 303 ، ح 32

امام جواد(عليه السلام) مي فرمايند: عزتمندي مؤمن در بي نيازي او از مردم است.

ولادت جواد الائمه برشما عزیزان مبارک باد

اشتراک گذاری این مطلب!

وصیت نامه شهید دکتر مصطفی چمران

متن کامل وصیت نامه شهید دکتر مصطفی چمران به شرح ذیل می باشد:

وصیت می کنم ...
وصیت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست می دارم! به معبود من! به معشوق من! به امام موسی صدر! کسی که او را مظهر علی می دانم! او را وارث حسین می خوانم! کسی که رمز طایفه شیعه، و افتخار آن، و نماینده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حق طلبی و بالأخره شهادت است! آری به امام موسی وصیت می کنم ...

برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی که مدتهاست با آن آشنا شده ام. ولی برای اولین بار وصیت می کنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترک گفته ام. علایق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره کرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم.

از اینکه به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشکلاتی سخت دست به گریبان بوده ام، متأسف نیستم.
از اینکه آمریکا را ترک گفتم، از اینکه دنیای لذات و راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از اینکه دنیای علم را فراموش کردم، از اینکه از همه زیبائیها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نیستم ... از آن دنیای مادی و راحت طلبی گذشتم و به دنیای درد، محرومیت، رنج، شکست، اتهام، فقر و تنهایی قدم گذاشتم.
با محرومیت همنشین شدم. با دردمندان و شکسته دلان هم آواز گشتم. از دنیای سرمایه داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومین و مظلومین وارد شدم. با تمام این احوال متأسف نیستم ...

تو ای محبوب من، دنیایی جدید به من گشودی که خدای بزرگ مرا بهتر و بیشتر آزمایش کند. تو به من مجال دادی تا پروانه شوم، تا بسوزم، تا نور برسانم، تا عشق بورزم، تا قدرتهای بی نظیر انسانی خود را به ظهور برسانم، از شرق به غرب و از شمال تا جنوب لبنان را زیر پا بگذارم و ارزشهای الهی را به همگان عرضه کنم، تا راهی جدید و قوی و الهی بنمایانم، تا مظهر باشم، تا عشق شوم، تا نور گردم، از وجود خود جدا شوم و در اجتماع حل گردم، تا دیگر خود را نبینم و خود را نخواهم، جز محبوب کسی را نبینم، جز عشق و فداکاری طریقی نگزینم، تا با مرگ آشنا و دوست گردم و از تمام قید و بندهی مادی آزاد شوم...

تو ای محبوب من رمز طایفه ای، و درد و رنج هزار و چهار صد ساله را به دوش می کشی، اتهام و تهمت و هجوم و نفرین و ناسزای هزار و چهار صد سال را همچنان تحمل می کنی، کینه های گذشته و دشمنی های تاریخی و حقد و حسدهای جهانسوز را بر جان می پذیری، تو فداکاری می کنی، تو از همه چیز خود می گذری، تو حیات و هستی خود را فدای هدف و اجتماع انسانها می کنی، و دشمنانت در عوض دشنام می دهند و خیانت می کنند، به تو تهمتهای دروغ می زنند و مردم جاهل را بر تو می شورانند، و تو ای امام لحظه ای از حق منحرف نمی شوی و عمل به مثل انجام نمی دهی و همچون کوه در مقابل طوفان حوادث آرام و مطمئن به سوی حقیقت و کمال و قدم بر می داری، از این نظر تو نماینده علی (ع) و وارث حسینی... و من افتخار می کنم که در رکابت مبارزه می کنم و در راه پر افتخارت شربت شهادت می نوشم...

ای محبوب من، آخر تو مرا نشناختی! زیرا حجب و حیا مانع آن بود که من خود را به تو بنمایانم، یا از عشق سخن برانم یا از سوز درونی خود بازگو کنم... اما من، منی که وصیت می کنم، منی که تو را دوست می دارم... آدم ساده ای نیستم!... من خدای عشق و پرستشم، من نماینده حق و مظهر فداکاری و گذشت و تواضع و فعالیت و مبارزه ام، آتشفشان درون من کافیست که هر دنیایی را بسوزاند، آتش عشق من به حدی است که قادر است هر دل سنگی را آب کند، فداکاری من به اندازه ای است که کمتر کسی در زندگی به آن درجه رسیده است... به سه خصلت ممتاز شده ام:

1. عشق که از سخنم و نگاهم و دستم و حرکاتم و حیات و مماتم می بارد. در آتش عشق می سوزم و هدف حیات را جز عشق نمی شناسم. در زندگی جز عشق نمی خواهم، و جز به عشق زنده نیستم.
2. فقر که از قید همه چیز آزاد و بی نیازم. و اگر آسمان و زمین را به من ارزانی کنند، تأثیری در من نمی کند.
3. تنهایی که مرا به عرفان اتصال می دهد. مرا با محرومیت آشنا می کند. کسی که محتاج عشق است، در دنیای تنهایی با محرومیتِ عشق می سوزد. جز خدا کسی نمی تواند انیس شبهای تار او باشد و جز ستارگان اشکهای او را پاک نخواهند کرد.
جز کوههای بلند راز و نیازهای او را نخواهند شنید و جز مرغ سحر ناله های صبحگاه او را حس نخواهند کرد. به دنبال انسانی می گردد تا او را بپرستد یا به او عشق بورزد. ولی هر چه بیشتر می گردد، کمتر می یابد ...

کسی که وصیت می کند آدم ساده ای نیست. بزرگترین مقامات علمی را گذرانده، سردی و گرمی روزگار را چشیده، از زیباترین و شدیدترین عشقها برخوردار شده، از درخت لذات زندگی میوه چیده، از هر چه زیبا و دوست داشتنی است برخوردار شده، و در اوج کمال و دارایی همه چیز خود را رها کرده و به خاطر هدفی مقدس، زندگی دردآلود و اشکبار و شهادت را قبول کرده است.

آری ای محبوب من، یک چنین کسی با تو وصیت می کند ...
وصیت من درباره مال و منال نیست. زیرا می دانی که چیزی ندارم، و آنچه دارم متعلق به تو و حرکت و مؤسسه است. از آنچه به دست من رسیده، به خاطر احتیاجات شخصی چیزی بر نداشته ام. جز زندگی درویشانه چیزی نخواسته ام. حتی زن و بچه ها و پدر و مادر نیز از من چیزی دریافت نکرده اند. آنجا که سر تا پای وجودم برای تو و حرکت باشد، معلوم است که مایملک من نیز متعلق به تو است.

وصیت من درباره قرض و دین نیست. مدیون کسی نیستم، در حالی که به دیگران زیاد قرض داده ام.
به کسی بدی نکرده ام. در زندگی خود جز محبت، فداکاری، تواضع و احترام نبوده ام. از این نظر نیز به کسی مدیون نیستم ...

آری وصیت من درباره این چیزها نیست ...
وصیت من درباره عشق و حیات و وظیفه است ...

احساس می کنم که آفتاب عمرم به لب بام رسیده است و دیگر فرصتی ندارم که به تو سفارش کنم. وصیت می کنم، وقتی که جانم را بر کف دستم گذاشته ام، و انتظار دارم هر لحظه با این دنیا وداع کنم و دیگر تو را نبینم....

تو را دوست می دارم و این دوستی بابت احتیاج و یا تجارت نیست. در این دنیا به کسی احتیاج ندارم. حتی گاهگاهی از خدای بزرگ نیز احساس بی نیازی می کنم ... از او چیزی نمی طلبم و احساس احتیاج نمی کنم. چیزی نمی خواهم، گله ای نمی کنم و آرزوئی ندارم. عشق من به خاطر آن است که تو شایسته عشق و محبتی، و من عشق به تو را قسمتی از عشق به خدا می دانم. همچنانکه خدای را می پرستم و عشق می ورزم، به تو نیز که نماینده او در زمینی عشق می ورزم. و این عشق ورزیدن همچون نفس کشیدن برای من طبیعی است ...

عشق هدف حیات و محرک زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام. عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند، مرا از خودخواهی وخودبینی می رهاند، دنیای دیگری حس می کنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می کنم. لرزش یک برگ، نور یک ستاره دور، موریانه کوچک، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می برند ... اینها همه و همه از تجلیات عشق است ...

به خاطر عشق است که فداکاری می کنم. به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنایی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبائی را می پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم ...

می دانم که در این دنیا به عده زیادی محبت کرده ام، حتی عشق ورزیده ام، ولی جواب بدی دیده ام. عشق را به ضعف تعبیر می کنند و به قول خودشان زرنگی کرده از محبت سوءاستفاده می نمایند! اما این بی خبران نمی دانند که از چه نعمت بزرگی که عشق و محبت است، محرومند. نمی دانند که بزرگترین ابعاد زندگی را درک نکرده اند. نمی دانند که زرنگی آنها جز افلاس و بدبختی و مذلت چیزی نیست ...

و من قدر خود را بزرگتر از آن می دانم که محبت خویش را از کسی دریغ کنم. حتی اگر آن کس محبت مرا درک نکند و به خیال خود سؤاستفاده نماید. من بزرگتر از آنم که به خاطر پاداش محبت کنم، یا در ازاء عشق تمنایی داشته باشم. من در عشق خود می سوزم و لذت می برم. این لذت بزرگترین پاداشی است که ممکن است در جواب عشق من به حساب آید ...

می دانم که تو هم ای محبوب من، در دریای عشق شنا می کنی. انسانها را دوست می داری. به همه بی دریغ محبت می کنی. و چه زیادند آنها که از این محبت سوءاستفاده می کنند. حتی تو را به تمسخر می گیرند و به خیال خود تو را گول میزنند ... تو اینها را می دانی ولی در روش خود کوچکترین تغییری نمی دهی ... زیرا مقام تو بزرگتر از آن است که تحت تأثیر دیگران عشق بورزی و محبت کنی. عشق تو فطری است. همچون آفتاب بر همه جا می تابی و همچون باران برچمن و شوره زار می باری و تحت تأثیر انعکاس سنگدلان قرار نمی گیری ...

درود آتشین من به روح بلند تو باد که از محدوده تنگ و باریک خودبینی و خودخواهی بیرون است و جولانگاهش عظمت آسمانها و اسماء مقدس خداست.
عشق سوزان من فدای عشقت باد، که بزرگترین و زیباترین مشخصه وجود توست، و ارزنده ترین چیزی است که مرا جذب تو کرده است، و مقدس ترین خصیصه ای است که در میزان الهی به حساب می آید ...

 

اشتراک گذاری این مطلب!

میلاد امام جواد علیه السلام مبارک

 

بزرگ مظهر یکتا، جواد آل محمد(ص)
ولی حی توانا، جواد آل محمد(ص)
سلیل سید بطحا جواد آل محمد(ص)
کلید هر چه معمّا، جواد آل محمد(ص)
میلاد امام جواد (ع) مبارک باد

اشتراک گذاری این مطلب!

اعتکاف مکتب خود سازی

انسان در گریز از هوای نفس و فرار از اشتغالات زندگی، در طریقت انس با معبود همواره نیازمند خلوتی است تا در انزوای وجود خویش در آثار صنع پروردگارش با دیدة عبرت بیندیشد و با سوز دل و اشک دیده، باطن خود را از زنگار گناهان بشوید و خانه دل را مصفای حضور خالق هستی بخش سازد، و اعتکاف زمینه چنین خلوتی را فراهم می­کند و فرصت و مجالی می­دهد برای پرداختن به امور نفس خویش و جلوه­گری نور محبت خدا در اعماق سرای وجود انسان، تا انسان بدون دلواپسی از کارهای انجام نشده و وابستگیهای روز­مره، خود را در سرای معبود خویش نظاره­گر باشد.

حضرت صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «فِی التَّوْراةِ مَکْتُوبٌ یَا ابْنَ آدَمَ تَفَرَّغْ لِعِبادَتی اَمْلاءُ قَلْبَکَ غِنیً وَلا آکِلْکَ إِلی طَلَبِکَ وَعَلَیَّ اََنْ اَسُدَّ فاقَتَکَ؛[1] در تورات نوشته شده است: ای فرزند آدم! برای انجام عبادت من فراغتی به وجود بیاور تا من دل تو را از بی نیازی سرشار سازم و بدون اینکه تو طلب کنی، حاجتت را برآورده کنم و من خود را ملتزم می­دانم که حوائج تو را برطرف نمایم.»

و نیز آن حضرت نقل نموده که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «أفْضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ العِبادَةَ فَعانَقَها وَاَحَبَّها بِجَسَدِهِ وَتَفَرَّغَ لَها[2]؛ با فضیلت­ترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد و با اشتیاق تمام عبادت را به آغوش بکشد و با جسمش آن را دوست بدارد و برای آن فراغتی به وجود بیاورد.»

مساجد همواره به عنوان پایگاه اعتکاف، مرکز خلوت و انس عابدان با معبود خویش محسوب می­گردند و اعتکاف روزهایی در خلوت خویش با خود بودن و به یاد خدا زیستن است. اعتکاف گشت و گذاری است در کوچه پس کوچه­های درون و گشتن در دنیای «تو در تو»ی دل و شناختن خود و مجاهده با نفس و انس با معبود. اعتکاف بریدن از غیر و پیوستن به دوست برای دوباره برگشتن به جامعه است، منتهی با ره توشه درون سازی. اعتکاف هجرتی درونی برای سیر در دنیای باطن است و مروری بر نفسانیات خویش است تا گام تهذیب برداریم و گام بندگی برگیریم. اعتکاف تمرینی است سه روزه، با «قیام» و شب زنده داری و «صیام » و روزه داری تا یک عمر در معبد نیاز و سجده گاه راز و نیاز، معتکف حریم بندگی باشیم. اعتکاف اهل عبادت را «عید حضور» است و اهل غفلت را روزنه­ای به سوی نور. خواندن و شنیدن کجا و دیدن و چشیدن کجا.[3]

آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به سه بحث از مباحث فراوان اعتکاف؛ اهمیت و فضیلت اعتکاف در قرآن و روایات، و اینکه معتکف شدن و بودن، نیاز همه اقشار جامعه است از رئیس و مرئوس، از مرجع و مقلِّد، استاد و شاگرد، و باسواد و بی سواد، و مرد و زن و... و همین طور نگاهی داریم به راههای توسعه اعتکاف.

اهمیت و فضیلت اعتکاف
الف. قرآن

اعتکاف در لغت به معنای حبس و توقف و رو کردن به چیزی است با تعظیم و تکریم؛ و در اصطلاح، به معنای توقف و ماندن سه روز و بیشتر از آن در مسجد جامع می­باشد.[4]

قرآن کریم در آیاتی به مسئله اعتکاف اشاره کرده است؛ از جمله به حضرت ابراهیم واسماعیل ـ علیهما السلام ـ فرمان می­دهد که خانه خدا را برای طواف کنندگان و معتکفان و نماز­گذاران آماده سازید، آنجا که فرمود: وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَأمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ اِبْراهیمَ مُصَلّیً وَعَهِدْنا اِلی اِبْراهیمَ وَ اِسْماعیلَ أنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفینَ وَالْعاکِفینَ وَالرُکَّعِ السُّجُودِ:[5] و [به خاطر بیاورید] هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن برای مردم قرار دادیم، و ‍]برای تجدید خاطره] از مقام ابراهیم، عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید، و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: خانة مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاک و پاکیزه کنید.»

این آیه شریفه به صراحت از اعتکاف در مسجد الحرام سخن به میان آورده است، ولی از آنجا که همه مساجد خانه­های خداوند در روی زمین هستند،[6] اعتکاف در هر یک از آنها در صورت جامع بودن مورد توجه خداوند است و دارای پاداش فراوان؛ البته با حفظ مراتب و درجات مساجد.

در آیه­ای دیگر به یکی از احکام اعتکاف در مسجد پرداخته می­فرماید: وَلا تُباشِرُوهُنَّ وَاَنْتُمْ عاکِفُونَ فِی الْمَساجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللهِ فَلا تَقْرَبُوها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللهُ آیاتِهِ لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ [7]؛ «و در حالی که در مساجد به اعتکاف پرداخته­اید، با زنان آمیزش نکنید. این مرزهای الهی است؛ پس به آن نزدیک نشوید! خداوند این چنین آیات خود را برای مردم روشن می­سازد، باشد که پرهیزگار گردند.»

آیه فوق علاوه بر بیان یکی از احکام اعتکاف، این مسئله را بیان می­کند که اعتکاف اختصاص به مسجد­الحرام و یا مسجد النبی ندارد؛ بلکه در مساجد دیگری نیز می­توان اعتکاف کرد.

ب. روایات
1. معجون شفا بخش

اعتکاف مجموعه­ای مرکب از مهم­ترین عبادات واجب و مستحب است؛ لذا معجونی است شفا بخش و سازنده؛ هم اثر نماز در آن است ـ که یاد خدا و باز­دارندگی از گناهان باشد[8] ـ و هم نتیجه روزه ـ که سرّی از اسرار الهی است ـ چنانکه حضرت رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: «اَلصَّوْمُ سِرٌّ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْعَبْدِ؛[9] روزه سرّی بین خدا و بنده است.» و هم پاداش آن خدا و با خدا است که «اَلصَّوْمَ لی وَ أَنَا اَجْزی بِهِ؛[10] روزه برای من است و من جزا می­دهم (و یا من جزای او هستم.)

مخصوصا روزة ایام البیض در ماه رجب آثار ویژه­ای دارد، پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «هر کس سه روز از وسط ماه رجب (سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم) را روزه بدارد و در شبهایش به نماز شب قیام کند، از دنیا رحلت نمی­کند مگر با توبة نصوح.»[11]

علی ـ علیه السلام ـ فرمود: « هر کس یک روز از ماه رجب را در اول یا وسط یا آخر آن روزه بگیرد، گناهان او بخشیده می­شود.»[12]

امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «کسی که ایام البیض از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند به ازای هر روز، ثواب روزه داری و شب زنده داری یک سال را برای او بنویسد، و در روز قیامت، در جایگاه ایمن شدگان از آتش دوزخ خواهد ایستاد.»[13]

همچنین بعضی از تروک حج در اعتکاف وجود دارد؛ مانند ترک نگاه به آینه، و عطر زدن و مجادله و... که تمرین دوری از محرمات است و بخشش گناهان را در پی دارد.

و هم دعا در آن است که مغز و مخ عبادات به شمار می­رود. «اَلدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ وَلا یَهْلَکُ مَعَ الدُّعاءِ اَحَدٌ؛ دعا مغز عبادت است و کسی با ‍‍[ داشتن حالت] دعا به هلاکت نمی­رسد.»[14]

راستی اگر این مجموعه عبادات، با زمزمه نماز شب و اعتراف به گناهان همراه شود، چه آثار گرانسنگی در پی خواهد داشت.

2. بخشش گناهان

انسان اگر کمترین توجهی به پرونده خویش داشته باشد، می بیند کوله باری از گناهان، آن را پر کرده است. اعتکاف فرصتی است برای تخفیف بار گناهان ، و باید در اعتکاف عرضه داریم که:

ای عفو تو شامل گناهان

کوی تو پناه بی پناهان

ای مرهم قلب خسته من

ای راز دل شکسته من

بر خسته دلان شفای دردی

محروم نکرده دردمنـدی

بنگر ز گنه چه تیره روزم

چون شمع به درگهت بسوزم

و در روایت می­خوانیم که «مَنْ اِعْتَکَفَ ایماناً وَاحْتِساباً غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ؛[15] هر کس از روی ایمان و حسابگری معتکف شود، گناهان گذشته او بخشیده می­شود.» و همچون انسانی که تازه از مادر تولد یافته، خواهد بود. این نشان می­دهد که اعتکاف آن قدر اهمیت دارد که می­تواند گناه گذشته انسان را پاک کند.

3. نجات از جهنم یا عاقبت به خیری

عاقبت به خیری یا رهایی از آتش جهنم، آرزوی تمام اولیاء و بزرگان بوده است. در دعای جوشن کبیر با آن عظمتش که مشتمل بر هزار اسم خداوند (وشاید اسم اعظم الهی) است، بعد از هر ده اسم مبارک خداوند، فریاد می­کشیم: منزهی تو ای کسی که معبودی جز تو نیست... «خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ؛ ما را از آتش نجات بده­! ای پروردگارم.»[16]

و در دعای مبارک مجیر که در ایام البیض هم وارد است، بعد از هر دو اسم مبارک خداوند می­گوییم: «اَجِرْنا مِنَ النّارِ یا مُجیر ؛[17] ما را از آتش [جهنم] پناه ده، ای پناه دهنده.»

از فضیلت و عظمت اعتکاف است که انسان می­تواند در این چند روز توقف در مسجد، آیندة خود را بیمه کند و خود را از آتش جهنم برهاند، چنان که در حدیث نبوی می­خوانیم: «مَنِ اعْتَکَفَ یَوْماً اِبْتِغاءَ وَجْهِ اللهِ جَعَلَ اللهُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّارِ ثَلاثَةَ خَنادِقَ؛ هر کسی روزی را برای خدا اعتکاف کند، خداوند بین او و آتش [جهنم] سه خندق فاصله قرار می­دهد [و او را از آتش دوزخ نجات می­دهد].»

4. پاداش بی حساب

خداوند برای برخی اعمال دو برابر پاداش قرار داده و برای برخی ده برابر و برای انفاق در راه خدا هفتصد برابر: سَبْعَ سَنابِلَ فی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِأةُ حَبَّةٍ و برای جهاد در راه خدا، پاداش : بِغَیْرِ حِساب، یعنی بی حد و مرز قرار داده است.

یکی از اعمالی که چنین پاداشی دارد، اعتکاف است. در حدیثی آمده است که «اَلْمُعْتَکِفُ یَعْکِفُ الذُّنُوبَ وَیَجْری لَهُ مِنَ الْاجْر کَاَجْرِ عامِلِ الْحَسَناتِ کُلِّها؛[18] معتکف گناهان را متوقف نموده ]و از بین می­برد[ و اجری بسان اجر انجام دهنده تمام نیکیها دریافت می­دارد.»

و این پاداش آنگاه دو چندان خواهد شد که درکنار اعتکاف، روزة ماه رجب را هم اضافه کنیم، و آنگاه معنای «اَیْنَ الرَّجَبِیُّون» روشن می­شود. حضرت صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «إذا کانَ یَوْمَ الْقِیامَةِ نادی مُنادٍ مِنْ بَطْنانِ الْعَرْشِ أیْنَ الرَّجَبِیُّونَ؟ یَقُومُ اُناسٌ یَضییءُ وُجُوهُهُمْ لِاَهْلِ الْجَمْعِ عَلی رُؤُوسِهِمْ تیجانُ الْمُلْکِ وَذَکَرَ ثَواباً جَزیلاً اِلی أنْ قالَ: هذا لِمَنْ صامَ مِنْ رَجَبٍ شَیْئاً وَلَوْ یَوْماً مِنْ أوَّلِهِ اَوْ وَسَطِهِ اَوْ آخِرِهِ؛ وقتی روز قیامت شد، ندا کننده­ای از درون عرش صدا می­زند کجایند «رجبیون » (اهل ماه رجب) پس گروهی ــ که چهره آنان بر جمعیت درخشان است و تاج شاهی بر سر دارند ــ به پا خیزند. آن گاه امام صادق ـ علیه السلام ـ ثوابهای زیادی نام برد. و بعد فرمود: همه اینها برای کسی است که قسمتی از ماه رجب را روزه بگیرد؛ اگر چه یک روز در اول یا وسط یا آخر آن باشد.»

البته همة این پاداشها برای کسانی است که اعتکاف جامع الشرایط داشته باشند؛ هم احکام آن را مراعات نماید و هم آداب باطنی و ظاهری آن و در واقع به اوج اعتکاف رسیده باشند.

سید بن طاووس ـ رحمه الله ـ می­گوید: «بدان که اوج و کمال اعتکاف آن است که انسان عقل و دل و دیگر اعضای بدن خویش را تنها بر اعمال صالح وقف کند و آنها را بر درگاه خداوند و اراده مقدس او حبس نماید. معتکف باید فکر و جان و اعضای خود را با افسارهای مراقبت به خوبی مهار کند و از چیزهایی که روزه دار باید از آن بپرهیزد، کاملا خودداری کند، بلکه دقت و مراقبه معتکف باید به مراتب بیشتر از روزه دار باشد؛ زیرا او هم روزه دار است و هم معتکف، و هر معتکفی خود را ملزم نموده است که با تمام وجود به خداوند متعال روی آورد و رویگردانی و غفلت از حق را یکسره کنار نهد.

بنابراین هرگاه معتکف نور عقل و جانش را به غیر خدا مشغول کند، یا عضوی از اعضای بدنش را به غیر خدا مشغول کند، یا عضوی از اعضای بدنش را در کاری که طاعت پروردگار نیست به کار گیرد، به همان میزانی که غفلت نموده، یا کوتاهی کرده، از حقیقت اعتکاف خود کاسته است.»[19]

5. دو حج و دو عمره

آنچه از ثوابها و پاداشها بیان شد، مربوط به مطلق اعتکاف بود، و اشاره شد که این پاداشها در ماه رجب افزایش می­یابد. و در ماه مبارک رمضان ـ مخصوصاً دهة آخر ـ چندین برابر افزایش می­یابد؛ زیرا اعتکاف همراه با زمانی می­شود که در آن نَفَسهای انسان تسبیح است و خوابش عبادت، و طاعاتش پذیرفته شده، و خواندن یک آیه برابر با یک ختم قرآن.

آنگاه اگر این ثوابها همراه با ثوابهای شبها و روزهای قدر شود، سر از کجا در می­آورد.

از اینجا می­فهمیم که چرا پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ همیشه دهة آخر ماه مبارک رمضان را اعتکاف می­کرد، چنان که امام صادق ـ علیه السلام ـ می­فرمود: «اِعْتَکَفَ رَسُولُ اللهِ ـ صلّی الله علیه و آله ـ فی شَهْرِ رَمَضانَ فِی الْعَشْرِ الْاَوَّلِ ثُمَّ اعْتَکَفَ فِی الثّانِیَةِ فِی الْعَشْرِ الْوُسْطی ثُمَّ اعْتَکَفَ فِی الثّالِثَةِ فِی الْعَشْرِ الْاَواخِرِ، ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یَعْتَکِفْ فِی الْعَشْرِ الْاَواخِرِ[20]؛ پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در ماه رمضان در دهة اول معتکف شد، سپس در سال دوم، در دهة دوم معتکف شد، آنگاه در سال سوم، در دهة سوم دست به اعتکاف زد، پس برای همیشه دهة آخر رمضان را اعتکاف نمود.»

و در یکی از سالها که به خاطر جنگ بدر نتوانسته بود اعتکاف کند، دو دهه اعتکاف نمود. چنانکه حضرت صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «کانَتْ بَدْرُ فی شَهْرِ رَمَضانَ وَلَمْ یَعْتَکِفُ رَسُولُ اللهِ ـ صلّی الله علیه و آله ـ فَلَمّا اَنْ کانَ مِنْ قابِلٍ اِعْتَکَفَ عِشْرینَ، عَشْراً لِعامِهِ، وَ عَشْراً قَضاهُ لِما فاتَهُ؛[21] جنگ بدر در ماه رمضان واقع شد و پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نتوانست معتکف شود، پس در سال آینده بیست روز اعتکاف کرد، ده روز برای همان سال و ده روز بابت قضای سال گذشته. »

معلوم می­شود اعتکاف در ماه رمضان از ویژگی خاصی برخوردار است که یک نمونه از ثوابش آن است که سکونی از امام صادق ـ علیه السلام ـ و آن حضرت از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل نموده که حضرتش فرمود: «اِعْتِکافُ عَشْرٍ فی شَهْرِ رَمَضانَ تَعْدِلُ حَجَّتَیْنِ وَعُمْرَتَیْنِ؛[22] اعتکاف ده روز در ماه رمضان معادل [ثواب] دو حج و دو عمره است ».

اعتکاف نیاز همه

مدتی است که اعتکاف مقداری رونق یافته، بزرگان و مراجع و مسئولان گاه به اعتکاف توصیه می­کنند و در برخی موارد خود بانیان و زمینه سازان اعتکافند، ولی خود آنان شخصاً در اعتکاف حضور نمی­یابند، گویا اعتکاف فقط مربوط به شاگردان، رعیت و زیر دستان است و حال آنکه بیش از همه حضور مراجع و بزرگان و مسئولان و مدیران در اعتکاف ضروری می­نماید؛ چرا که هم فرصتی است برای رسیدگی به پرونده گذشته و تجدید قوایی است برای حالت معنوی آنان، و هم زمینه­ساز و مشوّق بیشتر دیگران برای حضور در این محفل نورانی و سراسر حضور. لذا لازم است در هر منطقه، بزرگان آن قوم جهت اعتکاف در مساجد حضور یابند.

حضرت صادق ـ علیه السلام ـ به عبد الملک فرمود: «یا فَضْلُ لایَاْتِی الْمَسْجِدَ مِنْ کُلِّ قَبیلَةٍ اِلاّ وافِدُها وَمِنْ کُلِّ أهْلِ بَیْتٍ اِلاّ نَجیبُها؛ ای فضل! در مسجد از هر قبیله و طائفه­ای [در گام اول] جز سرپرست و بزرگ آن و از هر خانواده­ای جز فردی که نجیب آن خانواده است حضور پیدا نمی­کند .»

وقتی بزرگان و دانه درشتها آمدند، دیگران نیز به دنبال آنان خواهند آمد. در طول تاریخ نیز انبیاء و اولیاء در حضور در اعتکاف پیش قدم بوده­اند، به این نمونه­ها توجه شود:

1. حضرت سلیمان: مرحوم مجلسی به نقل از مرحوم طبرسی آورده است که «اِنَّ سُلَیْمانَ کانَ یَعْتَکِفُ فی مَسْجِدِ بَیْتِ الْمُقَدَّسِ اَلسَّنَةَ وَالسَّنَتَیْنِ وَالشَّهْرَ وَالشَّهْرَیْنِ وَاَقَلَّ وَاَکْثَرَ یُدْخِلُ فیهِ طَعامَهُ وَشَرابَهُ وَیَتَعَبَّدُ فیهِ؛ براستی سلیمان همیشه در مسجد بیت المقدس به مدت یک سال و دو سال، یک ماه و دو ماه، کمتر و بیشتر، اعتکاف می­کرد و غذا و آب خود را به آنجا می­برد و در آنجا به عبادت می­پرداخت.»[23]

در ادامه این روایت آمده است که حتی مرگ حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ در همانجا و در حال اعتکاف اتفاق افتاد.

از آیه 125 سوره بقره استفاده می­شود که این سنت در زمان حضرت ابراهیم و اسماعیل ـ علیهما السلام ـ نیز برپا بوده است.

2. حضرت مریم علیها السلام: آن گاه که فرشته الهی به ملاقات حضرت مریم آمد، او از مردم فاصله گرفت و در خلوت به سر برد تا در مکانی خالی و فارغ از هر گونه دغدغه به راز و نیاز با خدای خود بپردازد و چیزی او را از یاد محبوب غافل نکند. به همین جهت طرف شرق بیت المقدس را که شاید محلی آرام­تر و یا از نظر تابش آفتاب پاک­تر و مناسب­تر بود، برگزید.[24]

مرحوم علامه طباطبایی می­گوید: «هدف حضرت مریم ـ علیها السلام ـ از دوری نمودن از مردم، بریدن از آنان و روی آوردن به سنت «اعتکاف» بوده است.[25]

3. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله: اعتکاف، در دوران جاهلیت به عنوان یک عمل عبادی رائج بوده است[26] و حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ که هنوز مبعوث به رسالت نشده بود، هر سال چند ماه را در غار حرا اعتکاف می­کردند،[27] ولی در اسلام با احکام و شرایط جدید، توسط شخص پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ عملا ترویج شد؛ لذا حضرت در دهة آخر ماه مبارک رمضان همیشه معتکف بود.

4. امام صادق ـ علیه السلام ـ می­فرماید: «کانَ رَسُولُ اللهِ ـ صَلَّی الله علیه و آله ـ إذا کانَ الْعَشْرُ الاَواخِرُ اِعْتَکَفَ فِی الْمَسْجِدِ وضربت لَهُ قُبَّةٌ مِنْ شَعْرٍ، وَشَمَّرَ الْمیزَرَ وَطَوی فِراشَهُ؛[28] همیشه این گونه بود که در دهة آخر [ماه رمضان] رسول خدا در مسجد معتکف می­شد، خیمه­ای از پشم برای او بر پا می­کردند، و او پرده­ای می­آویخت و بستر خواب را جمع می­کرد.»

و علی ـ علیه السلام ـ در زمینه اعتکاف پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می­فرمود: «فَلَمْ یَزَلْ یَعْتَکِفُ فِی الْعَشْرِ الاَواخِرِ مِنْ رَمَضانَ حَتَّی تَوَفّاهُ اللهُ[29]؛ پس [پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ] همیشه در دهة آخر ماه رمضان در حال اعتکاف بود تا آن وقت که خداوند جان او را گرفت».

روشن است وقتی پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ این همه به اعتکاف اهمیت می­دهد، و به آن احساس نیاز می­کند، آیا دیگران نیاز ندارند که به اعتکاف بیشتر اهمیت دهند، و در آن حضور عملی و عینی پیدا کنند؟ از معصومین که بگذریم، علما و مراجع گذشته، این سنت با ارزش را به خوبی پاس می­داشتند و شخصاً در مراسم اعتکاف حضور می­یافتند و یا تشویق به اعتکاف می­کردند که به نمونه­هایی در این زمینه اشاره می­شود:

1. شیخ بهایی و شیخ عیسی عاملی: در عصر صفویه در سایه تلاشها و حضور عینی دو عالم بزرگ آن زمان، شیخ بهایی ـ قدس سرّه ـ (935 ــ 1030 هجری قمری) و شیخ لطف الله عیسی عاملی اصفهانی (متوفای 1032 ــ 1033 هجری قمری) اعتکاف رونق خاصی در شهرهای ایران به ویژه قزوین و اصفهان یافت.[30]

2. مقدس اردبیلی: یکی از سالهای قحطی، مرحوم مقدس تمام خوراکی منزل را بین فقرا تقسیم می­کند، و برای خود چون فقرا، سهمی بر می­دارد. همسرش به او تندی نموده و می­گوید: در مثل چنین سالی اولاد خود را فقیر می­گذاری؟ آن مرحوم چیزی نمی­گوید و با آن اوضاع برای اعتکاف به مسجد کوفه می­رود و در آنجا معتکف می­شود. روز دوم اعتکاف او، شخصی مقداری گندم اعلا و آرد نرم به خانه آن مرحوم می­آورد، و می­گوید: صاحب منزل اینها را برای شما فرستاده و خود در مسجد کوفه معتکف است.

پس از پایان اعتکاف که مقدس به خانه می آید، همسرش به او می­گوید: آذوقه­ای که به وسیله آن عرب فرستاده بودی بسیار عالی و درجه یک بود. مرحوم مقدس متوجه می­شود که این از جانب خداوند و عنایت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ بوده است، پس حمد و ثنای الهی به جای می­آورد.[31]

3. مرحوم قاضی طباطبائی: او که استاد کل عرفا بود، در مسجد کوفه و مسجد سهله حجره داشت، و بعضی از شبها را به تنهایی در آن حجرات بیتوته می­کرد و شاگردان خود را توصیه می­کرد، بعضی از شبها به عبادت در مسجد کوفه و یا سهله بپردازند.[32]

4. میرزا حسین خلیلی: حاج میرزا حسین خلیلی متولد 1230 در نجف اشرف و متوفای 1326، از شاگردان مبرز شیخ انصاری ـ رحمه الله ـ بود. وی اخلاقی نیکو و نفسی کریم و دستی باز داشت. از خصوصیات او این بود که هر ساله دهة آخر ماه رمضان را در مسجد کوفه معتکف می­شد. در بین طلوعین زیارت عاشورای او ترک نمی­شد. و در اغلب زیارات مخصوصه از نجف تا کربلا پیاده می­رفت.[33]

5. شیخ حسنعلی نخودکی: عالم عامل، شیخ حسن علی نخودکی اصفهانی، بسیاری از عمر ارزشمند خود را به اعتکاف سپری نمود. او استمداد از ارواح مطهر ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ را یکی از شرایط سلوک الی الله می­دانست، از این رو به «اعتکاف » و زیارت مشاهد متبرکه ائمه ـ علیهم السلام ـ اهتمام می­ورزید. و همچنین در مساجد و بقاع متبرکه مانند مسجد لبنان، و مقبره علی بن سهل اصفهانی، و... و همچنین کوه صفه ـ که محل عبادت استاد ایشان بود ـ به «اعتکاف » و عبادت مشغول می­شد.[34]

6. میرزا مهدی بروجردی: مرحوم میرزا مهدی بروجردی (1300 ـ 1389 هجری قمری) از ملازمان و کارپردازان آیت الله شیخ عبد الکریم حائری ـ رحمه الله ـ ، مؤسس حوزه علمیه قم بود. یکی از استادان حوزه درباره میرزا مهدی می گوید: «ایشان زمانی به تنهایی درمسجد امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ معتکف می­شدند و هیچ کس دیگری با وی نبود. این جانب نیز به دو دلیل به ایشان ملحق شدم. اول انکه اعتکاف را دوست می­داشتم. دیگر اینکه اعتکاف که سنت پیامبر ماست، رنگ فراموشی به خود گرفته بود، و وظیفه هر مسلمانی است که به قدر توان خود در راه احیاء و ترویج سنتهای اسلامی کوشش کند... آیت الله بروجردی ـ رحمه الله ـ علاوه بر تعطیل درسها در ایام اعتکاف، معتکفان را مورد لطف و رحمت قرار می­داد.»[35]

دو خاطره و یک گلایه

استاد مطهری ـ رحمه الله ـ می­گوید: «ما که بچه بودیم در منزل خود ما ــ من از هفت و هشت سالگی کاملا یادم هست ــ اصلا اینکه ماه رجب دارد می آید مشخص بود. می­گفتند: یک هفته به ماه رجب مانده، سه روز مانده، امشب احتمالا شب اول ماه رجب است... مرحوم ابوی ما و مرحوم والده ما غیر از اول و آخر ماه رجب و غیر از ایام­البیض، پنج­شنبه­ ها و جمعه­ ها روزه بودند و بلکه مرحوم ابوی ما در بعضی از سالها دو ماه رجب و شعبان را پیوسته روزه می­گرفتند و به ماه مبارک رمضان متصل می­کردند. اصلا این ماه، ماه استغفار و توبه و عبادت است.»[36]

درجای دیگری می­گوید: «در سال 1321 به اصفهان رفته بودیم... در مدرسه نیماورد اصفهان بودیم... یک وقت صدای مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی را شنیدم... با همان آهنگی که داشت و با آن حال و روحی که داشت این تعبیر را به کار می­برد: «آن وقتی که بگویند: «أین الرجبیون» و ما در پیشگاه پروردگار شرمسار باشیم، در ماه رجب هیچ چیز نداشته باشیم و اصلا جزء رجبیون شمرده نشویم، چه خواهیم کرد؟» غرض این است ]که[ این ماه، ماه استغفار و عبادت و روزه است و این سنتها در میان ما به کلی دارد فراموش می­شود، ماه رجب می­ آید بزرگهایمان [متوجه نمی­ شوند] تا چه رسد به بچه­ ها. کم کم اگر به بچه­ ها بگوییم، ماه­های قمری را از محرم تا ذی الحجه بشمار، نمی­توانند. اصلا فراموش می­شود که چنین ماه­هایی هم وجود داشته است. ولی به هر حال تکلیف هرگز از ما ساقط نمی­شود.»[37]

تمامی آنچه در این بخش بیان شد، نشان می­دهد که باید علما، بزرگان، استادان، مدیران و... در این سنت نبوی پیش قدم باشند و با شرکت خویش زمینة تشویق و ترغیب دیگران را فراهم نمایند.

راهکارهای گسترش اعتکاف
1. پیش قدمی بزرگان

اولین عاملی که می­تواند در توسعه و همه گیر شدن اعتکاف نقش به سزایی داشته باشد، شرکت بزرگان و خواص هر جامعه و شهر و محل است. یقیناً در هر شهری عالم محبوب، مدیر لایق، استاد و معلم فرزانه و... وجود دارد، اگر اینها در شرکت در اعتکاف پیشگام شوند، مردم را نیز می­توانند به دنبال خود بکشانند.

به عنوان نمونه در جشن عاطفه­ ها و کمک به سیل زدگان و زلزله زدگان و... اول کمک شخصیت های درجه اول کشور اعلام می­شود، آنگاه مردم هم به دنبال آنها حرکت می­کنند. همین پیش قدمی را در اعتکاف هم می­توانند اعمال کنند.

2. طرح همزمان ابعاد فردی و اجتماعی دین

یکی دیگر از عوامل گسترش اعتکاف و مقوله­ هایی از این دست، طرح همزمان جنبه­ های فردی و اجتماعی دین است. تاکید بر دو جنبه دین درکنار هم سبب می­شود تا مردم به مقوله­هایی مانند اعتکاف با عظمت بنگرند و تنها با، تاکید دائمی و یک جانبه بر جنبه­ های اجتماعی دین، ویا فوائد مادی و دنیوی آن، رفته رفته برنامه­های عبادی و تربیتی دین را در اذهان، بی­ اهمیت و کم رنگ جلوه می­دهد. همانگونه که منحصر کردن دین در آداب و برنامه­ های فردی و معنوی و جدا از مقوله­ های اجتماعی، تصویری ناقص از دین محسوب می­شود.

امروزه به لطف الهی خیل عظیمی از جوانان کشور، تشنه و جویای معنویت اند. آنان به دنبال روزنه­ای می­گردند تا شمیم دل انگیز معنویت اسلامی را از آن استشمام کنند. بها دادن به پدیده­ هایی همچون اعتکاف، پاسخی مثبت و مشروع به این نیاز حیاتی و بنیادین نسل جوان و جامعه است.[38]

3. تبیین سادگی و عدم دشواری اعتکاف

معمولا عدم آگاهی نسبت به چیزی، سبب می­شود تا انسان آن را سخت و دشوار تلقی کند. بی اطلاعی از احکام، آداب و شرایط اعتکاف، باعث می­شود تا در اذهان برخی مردم مشکل جلوه کند، حال آنکه اعتکاف گرچه با برخی محدودیتها همراه است، عمل دشواری نیست. مثلا در مورد روزه _ که شرط حتمی اعتکاف است _ می توان آن را در ماه مبارک رمضان، مخصوصاً در ایام و شبهای قدر قرار داد که زمان اصلی اعتکاف در سیره معصومان است. در این صورت، معتکف به جز روزة واجب و حضور در مسجد جهت ایام قدر، کار جداگانه ای انجام نداده است و تروک اعتکاف که عبارت است از بوییدن عطر و گیاهان معطر، خرید و فروش و مجادله و بحث برای اظهار فضیلت و نزدیک شدن به همسر، برای یک مسلمان کار دشواری نیست.[39]

4. تبیین تاریخ اعتکاف و همراهان این راه

قرآن کریم آنجا که می­خواهد روزه یک ماه رمضان را بر مردم واجب کند، برای پذیرش جامعه می­فرماید: «روزه بر شما نوشته و واجب شده است؛ چنانکه بر امتهای قبل از شما واجب شده بود».[40] این نشان می­دهد که اگر انسان بداند در این راه تنها نیست و این راه، روندگان قبلی داشته ، راحت­تر می­تواند بپذیرد واگر احساس کند که تنها است و اولین رونده است، احساس ترس و نگرانی دارد.

اگر بیان شود که در امتهای قبل نیز اعتکاف به صورت مشکل­تری بوده است، و هم اکنون در جوامع اسلامی مخصوصاً در مکه و مدینه، مردم و جوانان راحت­تر این مسئله را پذیرا شده­ اند و از آن استقبال می­نمایند، تأثیر به سزایی خواهد داشت.

5. تبیین ثواب اعتکاف

اگر بپذیریم که اعتکاف دشواریهایی دارد، باید تبیین شود که تحمل این اندک سختی و ریاضت، نتایج گرانبهایی به ارمغان می­ آورد. برخی از این آثار در بخش اول بیان شد؛ همچون بخشش گناهان، اجر بی حساب، نجات از جهنم، و همین طور تقویت اراده، تزکیه نفس، تعالی معنوی، چشیدن لذتهای معنوی و.. و امثال این آثار برای جامعه و مخصوصاً جوانان به­خوبی باید بیان شود، و در سطح وسیع مطرح گردد. آنگاه به خوبی مردم از اعتکاف استقبال می­نمایند.

6. زدودن ابهامهای موجود درباره اعتکاف

به نظر می­رسد وجود برخی سؤالات و ابهامها پیرامون اعتکاف نیز در کم رنگ شدن این سنت اسلامی بی­ تأثیر نبوده است. باید برای مردم روشن شود که اعتکاف با حس مسئولیت اجتماعی تنافی ندارد، و اینکه اعتکاف اتلاف بیهوده وقت نیست و در کنار آن می­توان به مطالعه، تحصیل علم و دانش و انجام کارهای مباح پرداخت.

از جمله پرسش هایی که برای مدیران و مسئولان مطرح است، این است که در موارد ضرورت برای انجام برخی کارها، آیا می­ توانند از محل اعتکاف خارج شوند یا نه؟

اولاً: باید گفت تا داخل روز سوم نشده اعتکاف واجب نیست و اگر مشکلی پیش آمد، می­تواند اعتکاف را بهم بزند، و حتی می­تواند از اول به گونه­ای نیت کند که هر وقت خواست ـ حتی روز سوم ـ از حالت اعتکاف خارج شود.[41]

و ثانیاً: مواردی برای خروج از مسجد استثنا شده است، مانند: گواهی دادن در دادگاه، تشییع جنازه، نماز جماعت. و برای انجام سایر کارهای ضروری عرفی یا شرعی، خواه واجب باشد یا مستحب، مربوط به امور دنیوی باشد یا اخروی، ولی مصلحتی در آن نهفته باشد، می­توان خارج شد.[42]

ممکن است اطلاق این فتوا شامل برخی کارهای ضروری اداری نیز بشود. مرحوم صاحب وسائل شش روایت را نقل نموده که معتکف نمی­تواند از محل اعتکاف خارج شود: «إِلاّ لِحاجَةٍ لابُدَّ مِنْها؛ مگر برای کاری که ناچار از انجام آن است».[43]

بر فقها است که تعیین فرمایند، آیا این حاجت شامل برخی کارهای مهم اداری نمی­شود و آیا برای انجام حاجات مردم می­توان از مسجد خارج شد؟

روایتی را به عنوان حسن ختام نقل می­کنیم، شاید بتواند راهگشا باشد. میمون بن مهران می­گوید: در نزد حسن بن علی ـ علیه السلام ـ [در مسجد در حال اعتکاف] نشسته بودم که مردی بر او وارد شد، عرض کرد: یابن رسول الله! فلانی از من مالی طلب دارد و می­خواهد مرا در مقابل مالش حبس کند. حضرت فرمود: به خدا قسم مالی نزدم نیست تا قرضت را بپردازم. عرض کرد: ‍‍‍‍[لااقل] با او صحبت کنید [شاید مهلت دهد]. راوی می­گوید حضرت امام حسن نعلین خود را پوشید ‍‍‍]و با او راه افتاد]. پس به او عرض کردم: آیا اعتکافت را فراموش کردی؟

حضرت فرمود: «لَمْ أنْسِ وَلکِنّی سَمِعْتُ اَبی یُحَدِّثُ عَنْ جَدّی رَسُولِ الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ اِنَّهُ قالَ: مَنْ سَعی فی حاجَةِ أخیهِ الْمُسْلِمِ فَکَأنَّما عَبَدَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ تِسْعَةَ آلاف سَنَة صائِماً نَهارَهُ، قائِماً لَیْلَهُ؛ نه، فراموش نکردم، ولی از پدرم شنیدم که از جدم رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل نمود که آن حضرت فرمود: کسی که در [برآوردن] حاجت برادر مسلمانش تلاش کند، پس گویا خدای عزیز و جلیل را نه هزار سال، در حالی که روزها روزه دارد، و شبها در حال نماز بیدار است، پرستش کرده است.»

از روایت فوق استفاده نمی­شود که حضرت اعتکافش را باطل نمود، بلکه ظاهر (والله العالم) این است که با حفظ اعتکاف، در پی حاجت آن شخص رفت. اگر این مطلب تمام باشد، به خوبی می­توان نتیجه گرفت که می­شود برای برآوردن حاجات مردم بیرون رفت و با انجام آن با سرعت دوباره برگشت. مخصوصاً اگر این روایت را در کنار شش روایت قبلی _ که مورد اشاره قرار گرفت _ قرار دهیم، به خوبی می­توان گفت که یکی از موارد حاجت، قضای حاجت مؤمنان است، مخصوصاً در مواردی که لازم و حیاتی شمرده می­شود.

[1] . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، بیروت، ج70، ص 252؛ اصول کافی، ج 2، ص 83.

[2] . بحار الانوار، همان؛ اصول کافی، همان.

[3] . جملات پایانی اقتباس از جواد محدثی، خیمه، ویژه نامة اعتکاف، رجب 1424، ص8.

[4] . راغب اصفهانی، المفردات، تهران، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، 1404، ص 343؛ و مجمع البحرین؛ ج 7، ص 103، ماده عکف.

[5] . بقره / 125.

[6] . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، بیروت، ج 83، ص 383.

[7] . بقره / 187.

[8] . اشاره به آیة ﴿إنَّ الصَّلوةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ﴾.

[9] . بحار الانوار، همان. ج 69، ص381.

[10] . همان، ج 96، ص 254.

[11] . حرّ عاملی، وسائل الشیعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ چهارم، 1391 م ، ج 7 (بیست جلدی) ص 357، ح21.

[12] . همان، ص 354، ح10.

[13] . همان، ص 357، ح22.

[14] . شیخ عباس قمی، سفینة البحار، مکتبة السنائی، ج1، ص446.

[15] . متقی هندی، کنز العمّال، بیروت، مؤسسه الرساله، ج 8، ح 24007.

[16] . مفاتیح الجنان، ص 144، دعای جوشن کبیر.

[17] . همان، ص 132، دعای مجیر.

[18] . همان، ج8، حدیث 24012.

[19] . سید بن طاووس، الاقبال الاعمال، ص195.

[20] . وسائل الشیعه، همان، ج7، ص 397، ح 4.

[21] . همان، ص 397، ح 2.

[22] . همان، ح 3.

[23] . بحار الانوار، همان، ج 14، ص 141.

[24] . ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1370، ج13، ص33.

[25] . علامه سید محمدحسین طباطبائی، المیزان، تهران، دار الکتب ، ج 14، ص34.

[26] . ر.ک: سید مرتضی، المسائل الناصریات، ص19؛ علامه حلی، تذکرة الاولیاء، ج 6، کتاب اعتکاف، ص 239.

[27] . نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 192، ص 398.

[28] . وسائل الشیعه، ج7، ص 397، ح1.

[29] . بحار الانوار، همان، ج94، ص7.

[30] . مجله خیمه، همان، ص 21.

[31] . فوائد الرضویه، ص 23. به نقل از سید مهدی شمس الدین، ره توشه سالکان، انتشارات قدس، اول، 1373، ص 86 ـ 87 با تلخیص.

[32] . مهر تابان، ص 19.

[33] . زندگانی شیخ انصاری، ص 249، به نقل از ره توشه سالکان، همان، ص 88.

[34] . همان، ص 89 و ر.ک: نشان از بی نشانها، ص24.

[35] . مجله خیمه، همان، ص 23.

[36] . مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، قم ، انتشارات صدرا، ج8، ص 233.

[37] . همان، ص 234 ــ 235، با تلخیص.

[38] . رحیم نوبهار، اعتکاف سنتی محمدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، انتشارات مؤسسه عمران مساجد، چاپ سوم، 1377، ص 50 ـ 70، با اضافات.

[39] . با نگاهی به: اعتکاف تطهیر صحیفه اعمال، قم، مسجد جمکران، 1375، ص 43.

[40] . بقره / 183.

[41] . سید محمد کاظم طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1412، ج2، ص 85، مسئله 40.

[42] . همان، ج2، ص83، مسئله 30.

[43] . وسائل الشیعه، همان، ج7، ص 408 ـ 409

اشتراک گذاری این مطلب!

جلسه اخلاق باحضور سرکارخانم ملاولی مورخ95/1/23درمدرسه علمیه حضرت زینب(س)سریش آباد

جلسه اخلاق عمومی با موضوع: کمال انسانیت مورخ: 95/1/23رأس ساعت 10 صبح به مدت یک ساعت با حضور سرکار خانم صغری ملاولی در حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد برگزار گردید.ادامه مطلب ...

اشتراک گذاری این مطلب!

عصر یک جمعه دلگیر...

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت: بگویم، بنویسم

که چرا عشق به انسان نرسیده است

چرا آب به گلدان نرسیده است

و هنوز هم که هنوز است ، غم عشق به پایان نرسیده است

بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد

که هنوز هم که هنوز است ، چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است

عصر این جمعه دلگیر ، وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس

تو کجایی گل نرگس ؟

به امید فرجت ای گل نرگس !؟

اشتراک گذاری این مطلب!

اعمال مستحبی اولین شب جمعه ماه رجب

اعمال مستحبی اولین شب جمعه ماه رجب

پیامبر اعظم(ص) می‌فرماید: از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید؛ زیرا شبی است که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» می‌نامند. مقداری که از شب گذشت، هیچ فرشته‌ای در آسمان‌ها و زمین نمی‌ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می‌شوند.

به گزارش فارس، اولین شب جمعه ماه رجب که ماه ریزش رحمت الهی است، «لیلة الرغائب» خوانده می‌شود، «رغائب» جمع رغیبه به معنای پاداش‌های بسیار ارجمند و سَمین و گران‌سنگ است،‌البته به معنای چیزی که مورد رغبت و میل و به معنای عطا و بخشش فراوان از آن یاد می‌شود.

همچنین «لیلة الرغائب» یعنی شبی که میل و توجه به عبادت و بندگی در آن فراوان است و بندگان خوب و شایسته خداوند دراین شب تمایل زیادی به رفتن به در خانه خداوند و ارتباط و انس با معبود خویش دارند،در این شب عطا و بخشش خداوند فراوان است و بندگان مخلص خداوند با روی آوردن به بارگاه قدس ربوبی و خاکساری در برابر عظمت حق شایسته دریافت انعام و عطا و بخشش بیکرانه حق می‌شوند.

درباره اهمیت این شب، پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید؛ زیرا شبی است که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» می‌نامند،این نامگذاری به این جهت است که هنگامی که مقداری از شب گذشت، هیچ فرشته‌ای در آسمان‌ها و زمین نمی‌ماند مگر اینکه در کعبه و اطراف آن جمع می‌شوند.

از جمله اعمال این شب نمازی است که اگر فردی آن را به جا آورد، پس از مرگ هنگامی که در قبر گذاشته شود، خداوند تبارک و تعالی ثواب نمازش را به سوی او به بهترین صورت می‌فرستد تا همدم او شود و او را از تنهایی بیرون آورد، این شخص با روی گشاده و درخشان و زبانی شیوا و فصیح به او می‌گوید: ای حبیب و دوست من! بشارت باد تو را که از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میت می‌پرسد: تو کیستی؟ به خدا سوگند که من چهره‌ای بهتر از روی تو ندیده‌ام و کلامی شیرین‌تر از کلام تو نشنیده‌ام و بویی بهتر از بوی تو نبوییده‌ام.

آن شخص می‌گوید: من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی، امشب نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور رستاخیز دمیده می‌شود، من در عرصه قیامت، سایه بر سر تو خواهم افکند، پس خوشحال باش که هرگز خیر از تو معدوم نخواهدشد.

اعمال شب لیلة الرغائب
پنجشنبه ماه رجب روزه گرفته شود، چون شب جمعه داخل شود، ما بین نماز مغرب و عشا، 12 رکعت نماز به جا آورده می‌شود که هر 2 رکعت با یک سلام ختم می‌شود. به این ترتیب که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد»و 3 مرتبه «سوره قدر» و 12‏ مرتبه «سوره توحید» خوانده می شود و هنگامى که از نماز فارغ شدند، 70 مرتبه مى‏گویند:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَعَلَى آلِهِ»

خدایا! بر محمد پیامبر درس ناخوانده و خاندانش درود فرست

سپس به سجده مى‏روند و 70 مرتبه می‌گویند:

«سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ»

پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح

آن گاه سر از سجده بر مى‏دارند و 70 مرتبه مى‏گویند:

«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیُّ الْأَعْظَمُ»

پروردگارا! مرا بیامرز و بر من مهر ورز و از آنچه از من مى‏دانى بگذر، تو خداى برتر و بزرگترى

دوباره به سجده مى‏روند و 70 مرتبه مى‏گویند:

سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ

پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح

سپس حاجت خود را مى‏طلبند که به خواست خدا برآورده خواهد شد.

اشتراک گذاری این مطلب!

اعمال ماه مبارک رجب

فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.
از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.

پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .

دعا و نیایش

اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :

1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ ."

2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:

«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»

3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.

5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .

6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .

8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند.

9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .

10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماه‌هاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد.

11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

هلال ماه

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شریفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

1- وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگوید:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏دید مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّیَامِ وَ الْقِیَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

2- غسل.

حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

3- زیارت امام حسین علیه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بیست ركعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

5- بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح یك مرتبه و توحید سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

روز اول رجب

این روز، روز شریفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

1- روزه .

روایت شده كه حضرت نوح (علیه السلام) در این روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال از او دور شود .

2- غسل .

3- زیارت امام حسین علیه السلام.

از امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت شده است که: هر كس امام حسین (علیه السلام) را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بیامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است ان شاء الله.

اعمال شب و روز مبعث

التماس دعا

برگرفته از مفاتیح الجنان


اشتراک گذاری این مطلب!

برگزاری جلسه اخلاق عمومی با موضوع: اهمیت وقت مورخ95/1/16 درمدرسه علمیه حضرت زینب(س)شهر سریش آباد

برگزاری جلسه اخلاق عمومی با موضوع: اهمیت وقت مورخ95/1/16 درمدرسه علمیه حضرت زینب(س)شهر سریش آباد

به گزارش معاونت فرهنگی مدرسه علمیه حضرت زینب(س) شهر سریش آباد جلسه اخلاق عمومی با موضوع: اهمیت وقتمورخ: 95/1/16 رأس ساعت 10 صبح به مدت یک ساعت با حضور حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای چراغعلی عربیان در حوزه علمیه حضرت زینب(س) سریش آباد برگزار گردید. ادامه مطلب ...

اشتراک گذاری این مطلب!

1 3 4 5 6 7 8 9 10 11 ... 84